close
تبلیغات در اینترنت

خط بزن مداد من...

دلم دست خودم نیست

نفسهام اعتصاب کردن تا حالمو بگیرن

تپش های قلبم دست به دست هم دادن تا گرمی دستامو بگیرن

حالا...

دستام سرد

نفسام سنگین...دلم گرفته

قلبم...

حالم خوش نیست

روزهام فکر دویدن دارن

ولی من هنوز ایستادم...

سردرگم...انگار چیزی رو گم کردم..یا شاید هست و نمی بینمش

شاید هم چون الان با یکی دیگه س میخوام حواس خودمو پرت کنم

نمی دونم...

فریاد زیر آب

مدادم خستـــــــــه از نوشتن

دیگه گوشش پره از حرفای تکراریم

مدام حرفی رو که می زنم خط میزنه

نمی دونم چرا...

ولی کاغذم پر از خط خطی های دل مدادمه

شاید خستــــــــــه شده از حرفام

طاقت شنیدنشون رو نداره

راهی جز خط زدن نداره برای نشنیدن

خط بزن مداد من ...

کاش می تونستی همـــــــــــــه ی روزای گذشته رو خط بزنی

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 50بار
  • انتشار : شنبه 10 اسفند 1392 - 18:22