close
تبلیغات در اینترنت

اکسیر عشـــق...

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...

فرشته پری به شاعر داد...و شاعر شعری به فرشته

شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت و شعر هایش بوی آسمان گرفت

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت

خدا گفت:

دیگر تـــــــــمام شد...دیگر زندگی برای هر دو نفرتان دشوار مـــی شود....

زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود...زمین برایش کوچک است...

و فرشته ای که مزه ی عشــــــــق را بچشد..آسمان برایش کوچک

فریاد زیر آب

احوال ســــــــــــــــــگی من

نتیجه ی گربه صفــــــــــــــــتی بعضیاست

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 - 20:14