close
تبلیغات در اینترنت

استاتوس تنهایی

کاش یه قرصى بسازن واسه فراموشى

خودت براى خودت تجویز کنى

صبح، ظهر، شب

یا نه

هروقت یادش افتادم

هروقت دل بى صاحبم گرفت

هر وقت وقتى براى خودم نداشتم.

اگه بوی عطر اشنا خورد به مشامم

اگه رنگ لباس مورد علاقم رو یه روز 

تن یه کس دیگه اى دیدمو یادش افتادم

اگه بارون زد 

و با این روزاى تلخ بارونى خاطره داشتم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 33بار
  • انتشار : پنجشنبه 20 مهر 1396 - 19:45

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31

فریاد زیر آب

سالها بعد،
من در کنار یک زن زندگی میکنم،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

زنی که شاید من مرد روياهاش باشم اما،
اون هیچوقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی...

جسمم کنار اون میخوابه اما،
افکارم در کنار تو.
سالها بعد،
بي هوا وقتی یادت ميوفتم،
فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟....

شاید اسم تورو گذاشتم روی دخترم،

 

 

سالها بعد،

من مــَـردی هستم که از عذاب وجدان داره ميميره،
مردی که به تو فکر میکنه اما،کنار یک زن دیگست،
مردی که به دوست داشتن های یک زن دیگه پاسخ میده اما،
نه از ته دل...

سالها بعد،

وقتی دیر وقت،خسته از سر کار میام خونه،
وقتی همه خوابن،
ميرم تو اشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم،
تو اون نور کم سوي چراغ خواب; به تو فکر میکنم...
از سیگارم کام های عمیق میگيرم،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم،
سيگارم رو به اتمامه،
و من،
با عذاب و با دلی پـــُر از غم،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم کاش تو جای اون بودی...
سالها بعد ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما،
من کنار كسي هستم که،
فقط باهاش هم خونه ام...

سالها بعد،یه مَردم با موهای سفید و چهره ای خسته...
مردی که خیلی ها ميشناسنش اما،
اون با هیچکس جز یاد تو،
و تنهايي آشنا نیست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 34بار
  • انتشار : دوشنبه 30 مرداد 1396 - 10:58

فریاد زیر آب

یک شب باید با خودت بنشینی
حرف بزنی
جلو آینه به خودت سیلی بزنی
صورتت را سرخ نگه داری
به خودت بگویی بیا تمامش کنیم
دیگر بس است

زندگی دارد تمام می شود
دلت را از سینه بکنی
بیاندازی جلوی سگش

که او سگش را بیشتر از تو دوست میدارد
به خودت قول بدهی
که آن شب بمیری
که دلت بمیرد
و آنسوی آینه جلوی خودت بیاستی
خودت را برداری و بروی

بروی جایی که اسمی از او نباشد
بروی تا بیشتر نسوزی
می دانی ؟
من می ترسم !
می ترسم صبح دوباره زنده شوی
و دلت را جلوی سگی ببینی
که هنوز صاحبش را دوست می داری
که هنوز عاشقش هستی

سگ ذره ذره دلت را بخورد
و تو در این سوی آینه
در شبی مانده باشی
که ندانی

بروی یا بیشتر بسوزی

بهمن زارع
از کتاب : با این کتاب تو را می بوسم

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 31بار
  • انتشار : سه شنبه 17 مرداد 1396 - 17:5

 

فریاد زیر آب

چند روز دیگر...امروز پارسال می شود

کمی ساده ..اندکی خنده دار...و قدری عادی!!!

امروز سالهاست می رود

و ما

همیشه چشممان پی فرداست.

افسوس!!

به فکر پاییز تابستان را....و به فکر بهار زمستان را فدا می کنیم.

جشن می گیریم ...عید می گیریم...و دوباره همانی می شویم که بودیم

با اختلاف چند تار موی سپید تر...!!

آدمها می آیند

گاهی در زندگی ات می مانند...گاهی در خاطره ات

آنها که در زندگی ات می مانند همسفر می شوند...و آنها که در خاطرت می مانند

کوله پشتی تمام تجربیات برای سفر....!!!

گاهی تلخ

گاهی شیرین

با یادشان لبخند می زنی

گاهی یادشان...لبخند از صورتت بر می دارد , اما تو لبـــخند بزن

به تلخ ترین خاطره هایت حتــــــــــی...!!

آدمها می آیند , و این آمدن باید رخ بدهد

تا تو بدانی آمدن را همه بلدند

این " ماندن  " است...که هنــــــــــر می خواهد.

 

پیشاپیش سال نو همه ی دوستای گل و عزیزم مبارک.

چه اونها که هنوزم سر میزنن به اینجا...چه اونایی که دیگه فراموشمون کردن.

ضمنا" وبلاگو با موزیک بخونین...قسمت کدهای اختصاصیچشمک

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : پنجشنبه 26 اسفند 1395 - 17:45

 

فریاد زیر اب

تا کسی رو از دست

نـــــــــــــــدی...

.

قدرشو نمــــــی دونی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 46بار
  • انتشار : دوشنبه 26 مهر 1395 - 8:40

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 34بار
  • انتشار : سه شنبه 06 مهر 1395 - 8:47

میخوانی اما... 
نمیدانی 
نمیفهمی اش... 
فقط... میخوانی 
شاید برایت نامفهوم است! 
درد چیست... 
دردی که در سرت میپیچد 
دلت تا خرخره پر 
دستهایم دفتر نقاشیِ خط خطی های ... 
روزگارِ مبهم... 
زخم هایم در دلم نیست .. 
 زخم هایم درست وسط آنجاییست ... 
که آنرا مغز صدا می زنند... 
درد هایم از تیر کشیدن قلب ... 
و سردرد های مکرر گذشته. آهای ... 
درد من چیز دیگریست ... 
درد من ... 
گاه مثل زخم هایم... 
تا پوستی روی پوست می آید زخمی عمیقتر... 
دردی دیوانه کننده... 
 تا کجا صبر تا کجا باید رفت ... 
دیگر حتی امیدی به اشک هم نیست ... 

فریاد زیر اب
دیگر حتی... 
درد هایم را هم... دوست ندارم ... 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 42بار
  • انتشار : شنبه 06 شهريور 1395 - 20:32

در رختخوابم میــــــغلتم

یادداشت های خاطره ام را بهم می زنـــــــــم

اندیشه های پریشان و دیوانه...مغزم را فشار می دهد

پشت سرم درد می گیرد...تیر می کشد...شقیقه هایم داغ شده

به خود می پیچم

لحاف را جلو چشمم می کشم...خسته شدم...فکر می کنم

خوب بود می توانستـــــم کاسه ی سر خود را باز کنم

و همه ی این توده نرم و خاکستری پیچ پیچ کله خودم را در بیاورم

بیندازمش دور...بیندازم جلوی ســــــــــــگ

هیچ کس نمیتواند پی ببرد...هیچکس باور نخواهد کرد

به کســـــی که دستش از همه جا کوتاه شده باشد ...می گویند:

برو سرت را بگــــذار و بمیــــــــــــــــــــــــــر

اما وقتی که مرگ هم آدم را نمی خواهد

وقتی مرگ هم پشتش را به آدم می کند

مرگی که نمی آید و نمی خواهد بیاید.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 66بار
  • انتشار : دوشنبه 25 خرداد 1394 - 18:21

نمی دانم چرا اما...

برایت سخت دلــــــــــــــــــــتنگم

در این مسلک که صورت های بــــــی احساس

به سوی قلب های ساده مـــــی تازند

من در اینجا

در صف مـــــــــــــــــــــــرگ شقایق ها

برای رنگ چشــــــمان تو دلتنگــــــــــــــم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 70بار
  • انتشار : شنبه 09 خرداد 1394 - 18:15

فریاد زیر اب

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

        می رسم با تو به خیابانــــــی که نیست

 

می نشینی رو به رویــــــم خستگــــی در می کنی

              چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

 

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است

          باز می خندم که خیلی گرچه می دانـــــی که نیست

 

شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند

یاس و مـــــریم می گذارم توی گلدانی که نیست

 

چشــــــــــــــــم می دوزم به چشـــمت می شود ایا کمـــــی

                 دستهایـــــــم را بگیـــــــری بین دستانــــی که نیست

 

وقت رفتن می شود...با بغــــــــض می گویـــــــم نرو

                                       پشت پایت اشک می ریــــــــزم در ایوانی که نیست

 

می روی و خانه لبریز نبـــــودت می شود

                    باز تنها می شوم با یاد مهمانـــــــی که نیست

 

بعد تو این کار هر روز من است

                باور این که نباشــــــی ...کار آسانـــــــــــــــــی که نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 73بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 - 12:13

دلم گرفته ...!!!

به قدر تـــــــــــمام روزهایی که خندیدم...و همـــــه آدمها را خنداندم

روزهایی بود که صدای خنده هایــــم گوش همـــــه را کر می کرد

امـــا حالا...

صدای گریه هایم را حتــــی خودم هم نمی شنوم

دلـــــــــــم باران می خواهد...باران...!!!

دلم دریا می خواهد...دریــــــا...!!

دلـــــــم دل می خواهد...اما نه هر دلـــــــی...!!!!!!

عــــــــــــــــــــــشق تو...شوخـــی زیبایی بود که خداوند با قـــــــــــــلب من کرد.

زیبا بود....اما شوخــــــــــی بود!!!

حالا...تو هم بی تقصیری...!

خدای تو هم بی تقصیر است!!

من تاوان اشتباه خودم را پس می دهم

تــــــــــــــمام این تنهایی..."تاوان"جدی گرفتن آن شوخی است...!!

که بی ریا عاشـــــقت شدم...و...گرفتار عشقــــــــی یک طرفه

اما با رفتنت من ماندم و قلبی شکـــــــــــسته و ....

ذهنـــــــــــــــــــــــــی تا ابد دیوانه...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : دوشنبه 17 آذر 1393 - 10:45

به خودم باختمت...

به هر اونچی که تو می خواستی...نه من 

باختمت...

بالاخره تســــــــــــلیم خواسته های ناعادلانه ی تو شدم

باورم نمیشه باخــتم...

باورش سخـــته...ولی آخرش چاره ای جز قبولش ندارم...

دیگه هیچی مثل گذشته نمیشه...هیچ چیز فراموش نمیشه

بازم می خوامت...

اما این بار نه عاشــــقانه...بلکه عادلانه

مگه عدالت جز اینه که هر چیزی سر جای خودش باشه؟

منم تو رو دیگه به اندازه ی حـــــق خودم میخوام

فریاد زیر آب

از حالا به بعد به جای تو با خودم کنار میام...

گرچه سخته ولی میتونم...

شاید زندگـــــی به منم روی خوش نشون بده...

آخه دلم داره پاره میشه از بی قراری...

                                                                                                                                                       پ ن:آدما از پیری نمی میرن...آدما زمانی می میرن که از همه چی خسته بشن

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 60بار
  • انتشار : شنبه 10 خرداد 1393 - 19:52

من اینهـــــمه از "سیــــــگار" می نویسم...

تو اینهمــــــه رو از "سیــــــگار" نخون...

تو همه رو از دردام بخون...

از خنجرایی که از پـــشت بهم زدن...

از خیانت هایی که جلو چشـــــــمام مرتکب شدن و تو چشمم حیره منتظر موندن

تا فراموش کنم...

از دروغهایی که به روم نیاوردم...ولی فکر کردن نمــــی فهمم...شاخدارترش کردن

از تنهایی شب تا صبحم...از نقاب جوک و دلقک بازی صبح تا شبم

از موزیک های تکراری...از اتاق پر از دود....از بوی مشروبی که تو فضا پیچیده بود

فریاد زیر آب

از بغضــــــی که با عصبانیت فرو بردم...

آره عزیزم

اینهمه رو تو از "سیــــگار" نخون...من اینهمه از "سیــــگار" می نویسم

ولی سیــــــــــــــگار بهونه س

دردمو بفهــــــــــــــــم لعنتــــــــــــــــــی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 85بار
  • انتشار : شنبه 03 خرداد 1393 - 18:53

هیچوقت دلمو نشکست

هیچوقت بهم نه نگفت

همــــــیشه در جواب بچه بازیام خندید و گفت:

عـــــاشق همین کاراتم...

فریاد زیر اب

زنان موجودات عجیبـــــــی هستند

مقاوم جلـــــــــوه می کنند

در حالـــــــــــــــــــیکه...

کوچکترین مشــــــکل را دوام نمی آورند

ساده و زود باور جلوه می کنند

هـــــــــــیچ دروغی را باور نمــــی کنند

فراموش کار جلوه می کنند

در حالـــــــــــــــی که هیچ اهانتی را فراموش نمی کنند

تا زمانی که مردی را عاشـــــــــــقانه دوست بدارند

اشتباهاتش را می بینند اما فــــــراموش می کنند

دروغ هایش را مـــیفهمند اما باور می کنند

زیرا که عــــــــــــــــــشق می ورزند.

  

پ ن:.......

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 66بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1392 - 12:5

دیدی شبا موقع خواب یهو هوس میکنی عکسای تو گوشیتو نگاه کنی

یا اس ام اس بخونی...؟

آخه بعضیا مثل من این عادت رو دارن

دمر می خوابی...ملافه رو تا چونه ت می کشی بالا و گوشیتم دستت عکسا رو میبینی...!

تو روز زیاد برات جذابیت ندارن...ولی شبا دیدنشون خیلی میچسبه...!

اس ام اسا رو میخونی و تحلیل می کنی

همه چی با ساعت و دقیقه تو ذهنته

یهو اسمشو میبینی...قفل میشی رو اسمش...

هنوز چشمت رو شمارشه

نمیدونی هنوز این خط دستشه...!؟؟

دستش نیست...!!!؟

خاموشه...؟روشنه...؟

میخوای امتحان کنی...نمیتونی

پیش خودت میگی یه SMS خالی بدم

بازم غرورت نمیذاره...!

فریاد زیر آب

هییییییییییی خدا...منم دیگه نمیتونم زنگ بزنم

کل این پروسه تو 2 دقیقه اتفاق می افته

دو دقیقه یادش میوفتی 2 ساعت دیرتر خوابت میبره

باز میری تو فکر که آره...!!؟

اگه یهو زنگ بزنه چی میشه؟

اگه دوباره ببینمش رفتارش چطوریه؟

الان کجاس؟چکار میکنه؟

اونم به فکر من هست؟نکنه کسی کنارش باشه الان

ااااااه...این توهم گند میزنه به اعصابت..همین باعث میشه خوابت نبره...!

اصن میگی شاید شمارمو پاک کرده

شاید زنگ که بزنی وقتی گوشیو برداشت صدای یکی بیاد که بگه

"عزیزم کیه بهت زنگ میزنه"

ولی ...ولی ...ولی..!

واسه من که توهم نبود

آخه خودش بهم گفت.

گفت که یکی اومده تو زندگیش...خوشحالم بعد اون همه سختی

یکی از ته دل دوسش داره...آخه من که بهش بد کردم.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 67بار
  • انتشار : سه شنبه 29 بهمن 1392 - 17:36

 

فریاد زیر آب

حالم دست خودم نیست

بی اختیار شده ام از این دلهره های بی موقع

برایم کمی آب بریز...

انگار چیزی در گلویم گیر کرده... بغضی کهنه است شاید

ضربه ای به پشتم بزن...دیگر نفسی نمانده

دیر بجنبی رفته ام...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : یکشنبه 20 بهمن 1392 - 18:37


فریاد زیر اب

به هر کسی که می رسی می گوید:

آدم فقط یک بار عاشـــــــــــــق می شود

دروغ است

تو باور نکن

مثلا خود من

هر روز دوباره عاشقــــــــــــــــت می شوم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 75بار
  • انتشار : یکشنبه 03 آذر 1392 - 8:39

نمی گفت بیا...

نمی گفت برو...

حتی نمی گفت برو راحتم بگذار...

می آمد...

حرف های عاشقانه می شنید

لبخند می زد و می رفت...

کار هر شب او بود...

فریاد زیر آب

دست های تو 

تصـــــــمیم بود

باید می گرفتم و 

دور می شدم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 81بار
  • انتشار : پنجشنبه 09 آبان 1392 - 18:37

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

دیوانه ای به داغ جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلبم را جستجو نکرد

اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم 

از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

فریاد زیر اب 

کفش هایت پر از رفتن

چشم هایت پر از جاده های دور

و کوله پشتی ات پر از حرف های نگفته

به تو حسودی ام می شود

چقدر خوب است

دستانت را به فاصله عادت داده ای

پاهایت را به رفتن های دور

لب هایت را به سکـــوت

و خاطراتت را به فراموشی

به تو حسودی ام می شود

به تو 

که به داشتن قلب سنگی عادت کرده ای

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 101بار
  • انتشار : چهارشنبه 01 آبان 1392 - 19:18

به همه چیز عادت میکنیم

به داشته ها و نداشته هایمان

خیلی طول نمی کشد که

جلوی آینه زل بزنی به خودت

موهایت را کنار بزنی

و با خودت بگویی

اصلا مگر داشتی اش؟

مگر از اول بود!!!؟؟

که بودن و نبودنش مهم باشد

فریاد زیر اب

گر همین است خطایم که تو را دارم دوست

              بعد از این بیشتر از پیش خطا خواهم کرد

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 70بار
  • انتشار : جمعه 19 مهر 1392 - 23:51

دلم را تهدید کردم

که اگر

یک بار دیــــــــــــــگر بهانه ات را بگیرد

میدهم دوباره

بســـــــــــــــــــوزانیش

فریاد زیر اب

مــــــــــــــــرد نیستی

اما مردانه بنگر

جلوه ی نامردیت را ...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 76بار
  • انتشار : چهارشنبه 17 مهر 1392 - 10:9

لمس تن تو 

شهوت است و گناه

حتی اگر خدا عقدمان را ببند....

داغی لبت ;جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند

هم آغوشی با تو

هم خوابگی چرک آلودی ست

حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد

فرزندمان حرام نطفه ترین کودک زمین است

حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس

خاتون من !

حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم

یک بوسه 

یک نگاه حتی

حرامم باد

اگر تو عاشق من نباشی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 120بار
  • انتشار : سه شنبه 16 مهر 1392 - 12:1

اینجا آسمان ابریست

آنجا را نمی دانم

اینجا شده پاییز

آنجا را نمی دانم

اینجا دلی تنگ است

آنجا را نمی دانم

فریاد زیر اب

صدای مارو

از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید

مانیتوری که الان;خیلی ها پشتش بغض دارن

مانیتوری که الان;خیلیا دستشون زیر چونشونه

پشت همین مانیتور 

خیلیا دلشون گرفته

خیلیا دلشون شکسته

خیلیا زندگیشون رو پشت همین مانیتور باختن

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 73بار
  • انتشار : سه شنبه 02 مهر 1392 - 18:17

هنـــــــــوزم 

هر جا اسمی ازش برده میشه 

بغض خفه ام میکنه

هر جا رو که نگاه میکنم 

بغض خفه ام میکنه

هر جا که دو نفرو با هم می بینم

بغض خفه ام میکنه 

هر وقت که گوشیمو نگاه میکنم

بغض خفه ام میکنه

هر وقت تلفن زنگ میخوره 

بغض خفه ام میکنه

هر وقت که اس ام اس میاد 

بغض خفه ام میکنه

هر وقت که از خواب بیدار میشم 

بغض خفه ام میکنه

هر چیزی رو که نگاه میکنم 

بغض خفه ام میکنه

هنـــــــــــوزم نمیدونم چرا

بغض خفه ام میکنه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : دوشنبه 01 مهر 1392 - 22:38

التماس مال دیروز بود 

مال وقتی که ساده بودم

امروز میخواهــــــــــی بروی "برو"

هیــــــــــــــــــس

فقط....خــــــداحافــــظ...

فریاد زیر اب

هر کی از من سراغتو می گیره 

نمیگم وجود نداشتی

میگم وجودشو نداشتی...

پ ن :خیلی بی معرفتی

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 84بار
  • انتشار : یکشنبه 31 شهريور 1392 - 22:40

روزگاری خواهد رسید...

همچنان که در آغوش دیگری خفته ای...

به یاد من...

ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی!

دلت هوایم را خواهد کرد

به یاد خواهی آورد با هم بودن هایمان را...

به یاد خواهی آورد خنده هایم را...

به یاد خواهی آورد گریه هایم را...

مطمئنم در آن لحظه میگویی: من تو را می خواهم

فریاد زیر اب

بعضی اتفاق های خوب

اونقدر دیر می افتن 

که باید رو به آسمون کرد و گفت:

وقتش گذشت

مال خودت

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 65بار
  • انتشار : سه شنبه 26 شهريور 1392 - 9:6