close
تبلیغات در اینترنت

جملات تنهایی

کاش یه قرصى بسازن واسه فراموشى

خودت براى خودت تجویز کنى

صبح، ظهر، شب

یا نه

هروقت یادش افتادم

هروقت دل بى صاحبم گرفت

هر وقت وقتى براى خودم نداشتم.

اگه بوی عطر اشنا خورد به مشامم

اگه رنگ لباس مورد علاقم رو یه روز 

تن یه کس دیگه اى دیدمو یادش افتادم

اگه بارون زد 

و با این روزاى تلخ بارونى خاطره داشتم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 47بار
  • انتشار : پنجشنبه 20 مهر 1396 - 19:45

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31

فریاد زیر آب

سالها بعد،
من در کنار یک زن زندگی میکنم،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

زنی که شاید من مرد روياهاش باشم اما،
اون هیچوقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی...

جسمم کنار اون میخوابه اما،
افکارم در کنار تو.
سالها بعد،
بي هوا وقتی یادت ميوفتم،
فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟....

شاید اسم تورو گذاشتم روی دخترم،

 

 

سالها بعد،

من مــَـردی هستم که از عذاب وجدان داره ميميره،
مردی که به تو فکر میکنه اما،کنار یک زن دیگست،
مردی که به دوست داشتن های یک زن دیگه پاسخ میده اما،
نه از ته دل...

سالها بعد،

وقتی دیر وقت،خسته از سر کار میام خونه،
وقتی همه خوابن،
ميرم تو اشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم،
تو اون نور کم سوي چراغ خواب; به تو فکر میکنم...
از سیگارم کام های عمیق میگيرم،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم،
سيگارم رو به اتمامه،
و من،
با عذاب و با دلی پـــُر از غم،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم کاش تو جای اون بودی...
سالها بعد ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما،
من کنار كسي هستم که،
فقط باهاش هم خونه ام...

سالها بعد،یه مَردم با موهای سفید و چهره ای خسته...
مردی که خیلی ها ميشناسنش اما،
اون با هیچکس جز یاد تو،
و تنهايي آشنا نیست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 52بار
  • انتشار : دوشنبه 30 مرداد 1396 - 10:58

فریاد زیر آب

یک شب باید با خودت بنشینی
حرف بزنی
جلو آینه به خودت سیلی بزنی
صورتت را سرخ نگه داری
به خودت بگویی بیا تمامش کنیم
دیگر بس است

زندگی دارد تمام می شود
دلت را از سینه بکنی
بیاندازی جلوی سگش

که او سگش را بیشتر از تو دوست میدارد
به خودت قول بدهی
که آن شب بمیری
که دلت بمیرد
و آنسوی آینه جلوی خودت بیاستی
خودت را برداری و بروی

بروی جایی که اسمی از او نباشد
بروی تا بیشتر نسوزی
می دانی ؟
من می ترسم !
می ترسم صبح دوباره زنده شوی
و دلت را جلوی سگی ببینی
که هنوز صاحبش را دوست می داری
که هنوز عاشقش هستی

سگ ذره ذره دلت را بخورد
و تو در این سوی آینه
در شبی مانده باشی
که ندانی

بروی یا بیشتر بسوزی

بهمن زارع
از کتاب : با این کتاب تو را می بوسم

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : سه شنبه 17 مرداد 1396 - 17:5

 

فریاد زیر آب

http://www.jenabmusic.com/53632/music-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8.html

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : دوشنبه 12 تير 1396 - 19:28

این آهنگ رو از دست ندید

فریاد زیر آب

http://nex1music.ir/post/45849/

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 30بار
  • انتشار : یکشنبه 04 تير 1396 - 15:55

فریاد زیر آب

سخت است غرق شدن در روزهای پر از تکرار و تفکراتی که جز خستگی چیزی برایت ندارد... 

...
آنقدر خسته، که فقط می توانی بنگری به دردهایی
که نمک به زخم لحظه های تنهاییت می زنند...! 
و گاهی در حسرت لحظه ها، آنقدر آه می کشی و بغض می کنی تا آشکار نگردد عمق دردهایی که در دلت پنهان مانده... 
خسته از عبور ثانیه ها
که به دلخواه خود می گذرد و تو هیچ نقش و سهمی در ثبت و گذر این لحظه ها نداری...! 
و همچنین، خسته و دردمند از روزهای خوبی که با یک دنیا امید، رسیدنش را به انتظار می کشیدی... 
میدانی! 
گاهی، فقط باید چشم دوخت
به مهربانی و نگاه خداوندی که خودش خوب می داند حال دلت اصلا خوب نیست!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 40بار
  • انتشار : سه شنبه 23 خرداد 1396 - 10:41

چشمهایش شروع یک واقعه بود

فریاد زیر اب

همه چیز عوض میـــــــــــــــشه

صورت من..رنگ موهام

قد و هیکلـــم...افکارم

خیابونا,کافه ها...حتی دنیا

.

.

یه چیزی امــــــا هیچ وقتِ هیچوقت عوض نمیشه

اینکه

همیشه دوستت دارمـــــــ

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 22بار
  • انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1396 - 12:53

روستای ارده(پره سر)تالش

روزی بارانی یا ابری یا سرد یا گرم- حتی طوفانی .... فرقی نمیکند

 

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو راه بروم

کنار دریا یا جنگلی انبوه یا خیابانی شلوغ یا کوچه ای باریک -حتی کویری خشک..فرقی نمی کند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو حرف بزنم

در خانه من یا خانه تو یا کافه ای دنج یا رستورانی شیک -حتی در دل خودم یا در خواب! فرقی نمیکند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

 

پ ن:عکس,روستای ارده از توابع رضوانشهر

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 - 10:41

 

فریاد زیر آب

و امـــــا

نیـــــــــمه شبــــی من خواهم رفتـــــ...!

از دنیایی که مال مــــــــــن نیست

از زمینــــی که مرا

بیهوده بدان بسته اند....!!

 

"شامـــلو"

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : پنجشنبه 31 فروردين 1396 - 9:31

فریاد زیر آب

الهی به دلهای افروخته 
به جانهای از عاشقی سوخته 

به آهی که بر جانی آتش زده 
به جانی که سوزد چو آتشکده 

به اشکی که در ماتمی ریخته 
چو گوهر به مژگانی آویخته 

به چشمی که از غم در آن خواب نیست 
به جانی که یکدم در او تاب نیست 

به لبخند تلخ تهی دست ها 
به فریاد از عاشقی مست ها 

به هر کس که سوزیست در جان او 
به دردی که مرگ است درمان او 

به آن مادر پیر دل سوخته 
که چشمش به راه پسر دوخته 

به پایی که پوینده ی راه توست 
به دستی که هر شب به درگاه توست 

به هر نو عروسی که ناکام، مرد 
به پر بسته مرغی که در دام، مرد 

به پیر تهی دست با آبروی 
به زنهای غمگین آشفته موی 

به دردی که در سینه ها خفته است 
به رازی که در سینه، ناگفته است 

به بیمار آشفته از دردها 
به اندوه فقر جوانمردها 


به انعام خود سرافرازیم ده 
ز دیگر کسان بی نیازیم ده 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : شنبه 16 مرداد 1395 - 17:51

طلاق فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 31بار
  • انتشار : یکشنبه 20 تير 1395 - 20:12

خدایــــــا شفــــــــا بده
بنده های سالمت را شفا بده!
کسانی را شفا بده که خیال میکنند هنوز دنیا بدون آنها نمیچرخد!
کسانی را شفا بده که خیال می کنند مریض نخواهند شد هرگز!
کسانی را که روحشان خیلی مریض است!

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 64بار
  • انتشار : چهارشنبه 26 خرداد 1395 - 13:13

فریاد زیر آب

زندگیه دیگه

 

گاهی خسته میشی...خیلی خسته میشی

اونقدر که دوست داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش...

یه مدت بری سراغ خودت

هیچ کاری نکنی..

حتی نفسم نکشی

اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی میبینی یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و...

تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی...

گم میشی...

و هیچی تو این دنیا بدتر از این نیست که ندونی 

کجای زندگیت هستی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : سه شنبه 11 اسفند 1394 - 17:19

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 100بار
  • انتشار : یکشنبه 01 شهريور 1394 - 11:22

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : شنبه 10 مرداد 1394 - 10:25

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 31بار
  • انتشار : شنبه 10 مرداد 1394 - 9:24

مــــــــن زخم های بی نظیری به تن دارم

اما تــو مهربان ترینشان بودی

عمـــــــــیق ترین..و عزیزترینشان بودی

بعد از تو آدمها

تنهـــــا خراشـــی بودند بر مــــن

که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند

عشــــــــــــــق من...

خنجرت کولاک کرد.

.

.

.

وقتی تنهاباشی 

از تعطیل بودن هیچ روزی ذوق نمی کنی

تو تعطیلات

تنهــــــــایی آدم چند برابر میشه...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : پنجشنبه 25 تير 1394 - 12:20

در رختخوابم میــــــغلتم

یادداشت های خاطره ام را بهم می زنـــــــــم

اندیشه های پریشان و دیوانه...مغزم را فشار می دهد

پشت سرم درد می گیرد...تیر می کشد...شقیقه هایم داغ شده

به خود می پیچم

لحاف را جلو چشمم می کشم...خسته شدم...فکر می کنم

خوب بود می توانستـــــم کاسه ی سر خود را باز کنم

و همه ی این توده نرم و خاکستری پیچ پیچ کله خودم را در بیاورم

بیندازمش دور...بیندازم جلوی ســــــــــــگ

هیچ کس نمیتواند پی ببرد...هیچکس باور نخواهد کرد

به کســـــی که دستش از همه جا کوتاه شده باشد ...می گویند:

برو سرت را بگــــذار و بمیــــــــــــــــــــــــــر

اما وقتی که مرگ هم آدم را نمی خواهد

وقتی مرگ هم پشتش را به آدم می کند

مرگی که نمی آید و نمی خواهد بیاید.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 73بار
  • انتشار : دوشنبه 25 خرداد 1394 - 18:21

نمی دانم چرا اما...

برایت سخت دلــــــــــــــــــــتنگم

در این مسلک که صورت های بــــــی احساس

به سوی قلب های ساده مـــــی تازند

من در اینجا

در صف مـــــــــــــــــــــــرگ شقایق ها

برای رنگ چشــــــمان تو دلتنگــــــــــــــم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 74بار
  • انتشار : شنبه 09 خرداد 1394 - 18:15

فریاد زیر اب

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

        می رسم با تو به خیابانــــــی که نیست

 

می نشینی رو به رویــــــم خستگــــی در می کنی

              چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

 

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است

          باز می خندم که خیلی گرچه می دانـــــی که نیست

 

شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند

یاس و مـــــریم می گذارم توی گلدانی که نیست

 

چشــــــــــــــــم می دوزم به چشـــمت می شود ایا کمـــــی

                 دستهایـــــــم را بگیـــــــری بین دستانــــی که نیست

 

وقت رفتن می شود...با بغــــــــض می گویـــــــم نرو

                                       پشت پایت اشک می ریــــــــزم در ایوانی که نیست

 

می روی و خانه لبریز نبـــــودت می شود

                    باز تنها می شوم با یاد مهمانـــــــی که نیست

 

بعد تو این کار هر روز من است

                باور این که نباشــــــی ...کار آسانـــــــــــــــــی که نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 82بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 - 12:13

 

فریاد زیر آب

به هم نرسیدیــــــم...!!

اما...بهتــــــــــــــــــــــــرین غریبه ات باقی می مانـــــم

که تو را همـــــــــــــــــــــیشه دوست خواهد داشت

مــــــن و تــــــــــو

"ما" که نشدیم هیــــــــــچ...

مـــــــــــن نیــــمی از خود را هم باختـــم...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 - 17:53

به جایی رسیدم که دیگه خیلی چیزا واسم مهم نیست

جایی که وقتی یکی دلمو میشکنه...مثل آب خوردن میذارمش کنار

جایی که با دیدن بی معرفتی ها فقطـــــــــــ....میگم به درک

بی احساس نبودم..ولی یه کسایی یه سری باورهامو از بین بردن

همونایی که گفتن:...تو واسه این دنیا زیادی خوبی

""هــــــــــــــــه""

آبی پشت سر کسی نمیریزم که برگرده 

هر کی رفت به سلامت

بی زحمت درم ببنده...

...

این روزها احساس می کنم 

وقتی می نویــــــــسم خدا چشمهایش را می گیرد

و وقتی میخوانم گوشهایش را

صادقانه بگویم

فکر می کنم خدا هم از سادگی من و حرفهای تکراری ام

خسته شده....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 76بار
  • انتشار : شنبه 08 آذر 1393 - 12:24

از تو می گذرم بی انکه دیگر تو را ببینــــــــــم

از تو می گذرم بی آنکه خاطره ای را از تو به دوش بکشـــــــــم

دیگر نمی خواهم طعمی از عشق بچشم

از تو مـــــــی گذرم

از تو که گذشتی از همه چیز

این را هم فراموش مـــــی کنم

جای من اینجا نیــــست...میروم تا از شر من و احساسم راحت باشی

میروم تا آرام باشی

میروم تا تو نیز بودنم را با همنشینی با معشوقه ات فراموش کنی

میروم تا روزی اشکهای پشیمانــــی ات را ببینم

از تو می گذرم و شک نکن که فراموشت می کنم

هر چه شمع و شعله و آتش از تو در دلم روشن بود....هر جای قلبم که کور سوی امیدی به داشتنت داشت

امروز خاموش و دفن کردم....

نه اندیشیدن به تو فایده دارد....نه کلنجار رفتن به خاطره هایت

حالا انقدر به دنبالم بیا تا خسته شود پاهایت

.

.

.

چرا پاســـــخی به دل گرفته ام نمی دهی

چرا سرد شده ای و مثل آن روزها سراغی از من نمی گیری

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : شنبه 03 آبان 1393 - 17:51

خب با کدوم شروع کنم!!!؟؟

 

آهـــــــــــان...

یادته اونی که می گفت دوستــــــــم داره نه پای دوست داشتنش موند

نه دوست داشتنم رو باور کرد.

رفت با یکی دیگه و فاتحه ی احساسمو خوند

عیب نداره ...ببخشش

خدایا یادته اون رفیقم که مورد اعتمادم بود؟؟؟؟؟؟؟

یادته منو فروخت به خاطر جنس مخالف؟

عیب نداره ...اونم ببخش

خدایا یادته یکی بود وقتی دعوامون می شد دست میزاشت رو نقطه ضعفام؟بعد منم شدم یه آدم کینه ای

اونم ببخش...

خدایا یادته بهم دروغ گفتن؟

ولی من به روشون نیاوردم تا یه روز رو بشه ...مثل همین دوست داشتن دروغی...

خدایا ببخششون

فریاد زیر آب 

خدایا من بخشیدم

حالا تو ببخش

تو ببخش که از من یه آدم بی اعتماد و کینه ای و بی احساس و مغرور ساختن...!!

خدایا یادته از ته دل می خندیدم؟

خدایا یادته خوب بودن رو بلد بودم؟

بـــــــــــــــــــد شدم

خدایا به خاطر بعضی ها من الان خیـــــلی بد شدم...!!!

تو ببـــــــــــخش...من این نبودم.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 99بار
  • انتشار : شنبه 26 مهر 1393 - 9:25

خسته شدم از بس ارزو کردم و دیگران به آن رسیدند

راستی..!!در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟

کجا بودی که صدای من و این دفتر سفــید

به گوشت نمی رسید...؟

تمام دامنـــــه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم...آخرین رسم رفاقت است

که در نیمه راه رویا رهایم کنی؟

می دانم ...تمام اهالی این حوالی..گه گاه عاشق می شونداما شمار آنهایی که عاشق می مانند

از انگشتان دستــــم بیشتر نیست!!!

امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام

که دیگر هیچ وعده ی بی سرانجامی خواب و خیال و آرزوهایم را آشفته نمی کند...!!!

حال یاد گرفتم...که فراموشی دوای در همه ی نداشتن ها...نخواستن ها و نیامدن هاست

هیچ چیز این روزها ارامم نمی کند

نه بودن کمرنگت

نه درد و دل کردنم با دیوار

نه دیوان فروغ...

چیزی در من فرو ریخته است

غزل چشم های تو ست...کاش حافظ چشمان تو بودم!

صحبت از انتظار کشنده نیست...صحبت از نا امیدی این دل است

که هیچ دلخوشی به آمدنت ندادی اش...

دیگر یاد گرفتم 

که از هیچ لبخندی ...خیال دوست داشتن به سرم نزند

یاد گرفتم 

 

که بشنوم تا فردا...

و به روی خودم نیاورم

کــــه فرداها هیچ وقت نمـــــــی آیند

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : دوشنبه 14 مهر 1393 - 11:44

دلــــــــــــــــــــــم گرفت از این شهــــر...

از شهری که آدمهایـــــــــــش همچون هوایـــش ناپایدارند

گاه آنقدر پاک که باورت مــــی شود

گاه آنچنان آلوده که نفست مـــی گیرد

فریاد زیر آب

بوی فراموشی گرفتم

بوی گس و سرد کافور گرفته ام 

گویی سالهای زیادیست دستی غبار صورتم را پاک نکرده

انگار در لابه لای خاطرات کسانی که روزی برایشان مهم بودم دفن شده ام

.

.


  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 72بار
  • انتشار : شنبه 29 شهريور 1393 - 17:52

نه کسی هست که قدر تو دوستــــــــم بدارد

نه کسی هست که قدر تو دوستــــــــش بدارم

این پایان دوست داشتـــن من است...

میان اینهمه نوشته های مجـــــازی

دلم برای طعم یک ســــــطر دست خط واقعــــــی تنگ شده است!!!

من هنوز هم ایمان دارم

به چشــــــــــــــــــــــــمهایت...که روزی کافرم کرد

وآغوشی که بی جواب گذاشت دنیایــــــم را...

که امتدادش آغوش نحیف و زنانه ات بود

همان جایی که همـــــــــــه زخم های من را

شراب چند ساله لب های تــــــــــو ..مرهم می شد!!!

من هنوز ایمان دارم

به خنده های دوست داشتنـــــی ات

و دوست داشتن های خنده دارم

این دل کلنگی شده انگار 

کاش می شد کوبید و از نو ساختش...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : سه شنبه 25 شهريور 1393 - 17:46

حقیـــــــــــــقت تمام رابطه ها همینه

اولش ذوق داری.. بعد با اس ام اس شروع میشه 

زنگ ها جاشو به ساعت های پر ارزشت میده

سحر تا سحر تو فکرشی

اگه یه دقیقه دیر تر جوابتو بده به ستوه میای

دیدنش آرزوته

میخوای هر جور شده خوشحالش کنی

گرفتن دستش گرمــــــــــترین آغوش دنیاست

در خیابان ها بودنش رو جار میزنی!!!

دوست داشتن جاش رو به عشق میده

عشق جاش رو به عادت و وابستگی میده

اینجاست که درد شروع میشه!!!!

دیگه فهمیده دل بستی

هر کاری میکنه تا آزارت بده

با دیر جواب دادن ...با بدرفتاری

کاری میکنه به صدا در بیای...بعد بگه دیدی ما با هم سازش نداریم!!؟

یهو میذاره و میره ...

تو بمونی و تنهاییت و عادتی که با هیچ چیز جبران نمیشه

داری لـــــــــــــه میـــشی...

اما کم کم ضد ضربت میکنه

اونوقت تنهایی رو با چشم و روحت میبینی

خستــــــــــــــــــــــه شدی

اما...

دیگه ترجیح میدی تو خلوتت هیچ ناکسی رو راه ندی

به پنجـــــــره نگاه میکنی

منتـــــــظر اون نیستی....منتـــــــــــــــــظر بارونی

که زیرش تنهایی رو به رخ دنیا بکشی

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 10:5

هـــــــــــــرزه با تـــن فروش فرق داره!!!؟

هـــــــــــــــرزه ذاتــــــش کثــیفه

تـــــن فروش شغلش کثیفه

هــــــــــــرزه خودش می خواد تو بغل اینو اون بخوابه

اما تــــــــــن فروش مجبوره این کارو بکنه

هــــــــــــرزه واسه دل خودش تن به آغوش هر کس و ناکسی میده

اما تــــــــن فرشو واسه دل خانوادش این کارو میکنه

هـــــــــــرزه واسه خوش گذرونیش با هر آشغالی میپره

اما تــــــن فروش واسه تامین آینده ی بچش تن به این کار میده

حالا فرقش رو فهمیدی؟؟؟؟؟

این دفعه که دوست دخترت بهت خیانت کرد

بهش نگو فاحشه...بگو:

هـــــــــــــــــــــــــــرزه

چون فاحشه واسه خودش حرمت داره

چون تـــــــنش رو میفروشه 

اما با احساس کســــی بازی نمیکنه

اینو بفهم...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : دوشنبه 30 تير 1393 - 14:15

گاهی با یه تلنگر حالت عوض میشه

گاهی هم با هزار ضربـــــه تغییر نمیکنی

نمیدونم برای من تلنگر بود ....یا ضربه ی هزارم که نتیجه داد

تصمیم به تغییر زندگی اولین قدم بود برای من ...

تا یه جایی خوب پیش رفتم...

از این به بعد رو نمیدونم

اما حالم بهتره

بهتر از دیروز ها و پریروزها و هفته های پیش

ولی نه بهتر از پارسال

دیگه مخاطبــی نیست که برایم خاص باشد

دیگه مخاطب هیشکی نیستم

تا براش بنویسم

شاید برای خودم بنویسم از این به بعد

خدا رو چه دیدی...

........

.....

....

...

..

.

پ ن :یه وقتایی باید رفت

اونم با پای خودت

باید جاتو تو زتدگی بعضیا خالی کنی

درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن

ولی بدون یه روزی یه جایی

بدجوری یادت میفتن که خیـــــــــــــــــلی دیر شده

خیــــــــــــــــلی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : پنجشنبه 26 تير 1393 - 13:13

من اینهـــــمه از "سیــــــگار" می نویسم...

تو اینهمــــــه رو از "سیــــــگار" نخون...

تو همه رو از دردام بخون...

از خنجرایی که از پـــشت بهم زدن...

از خیانت هایی که جلو چشـــــــمام مرتکب شدن و تو چشمم حیره منتظر موندن

تا فراموش کنم...

از دروغهایی که به روم نیاوردم...ولی فکر کردن نمــــی فهمم...شاخدارترش کردن

از تنهایی شب تا صبحم...از نقاب جوک و دلقک بازی صبح تا شبم

از موزیک های تکراری...از اتاق پر از دود....از بوی مشروبی که تو فضا پیچیده بود

فریاد زیر آب

از بغضــــــی که با عصبانیت فرو بردم...

آره عزیزم

اینهمه رو تو از "سیــــگار" نخون...من اینهمه از "سیــــگار" می نویسم

ولی سیــــــــــــــگار بهونه س

دردمو بفهــــــــــــــــم لعنتــــــــــــــــــی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 87بار
  • انتشار : شنبه 03 خرداد 1393 - 18:53

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...

فرشته پری به شاعر داد...و شاعر شعری به فرشته

شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت و شعر هایش بوی آسمان گرفت

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت

خدا گفت:

دیگر تـــــــــمام شد...دیگر زندگی برای هر دو نفرتان دشوار مـــی شود....

زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود...زمین برایش کوچک است...

و فرشته ای که مزه ی عشــــــــق را بچشد..آسمان برایش کوچک

فریاد زیر آب

احوال ســــــــــــــــــگی من

نتیجه ی گربه صفــــــــــــــــتی بعضیاست

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 - 20:14

سلامتی روزی که من سفید پوشیدم...رفقا مشـــکی پوشیدن و من حال میکنم با تریپشون

سلامتــی اون چند تا شونه که تابوت نحس من رو دوششونه

سلامتی صدای بلند و صدای تکرار جمعیت

سلامتـــی صوت قرآن یه بینوا

سلامتی اشکا...

سلامتی خاکا...

سلامتی سنگا...

سلامتی دل کندنا...

سلامتی غش کردنا...سلامتی تنهایی زیر خاک...سلامتی روزی که نیستم

سلامتی روزی که رفقا فراموشم میکنند...سلامتی روزی که هیچ یاد و خاطره ای از من

تو ذهن اطرافیان نمونه

سلامتی اون دسته افرادی که با یادشون زندگی کردم...ولی یه لحظه به فکرم نیفتادن

سلامتی اون بیل و کلنگی که...منو از این همه بدبختی آزاد میکنه

سلامتی اون همه خاکی که روی من میریزن...تا بفهمم چقدر سنگینی می کردم رو دل بعضی ها

سلامتی این بغض لعنتی که مثل مــــــرد خودشو نگه داشته

سلامتی روزی که تک تکتون میــــــــــــــــــگین...بی معرفت...چرا رفتی!!!؟؟

سلامتــــی روزی که بگین...:پاشو دلمون واسه مسخره بازیات تنگ شده...

سلامتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی روز آخر زندگـــــــــــــــیم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 127بار
  • انتشار : چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 - 11:54

 

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 76بار
  • انتشار : شنبه 16 فروردين 1393 - 20:46

هیچوقت دلمو نشکست

هیچوقت بهم نه نگفت

همــــــیشه در جواب بچه بازیام خندید و گفت:

عـــــاشق همین کاراتم...

فریاد زیر اب

زنان موجودات عجیبـــــــی هستند

مقاوم جلـــــــــوه می کنند

در حالـــــــــــــــــــیکه...

کوچکترین مشــــــکل را دوام نمی آورند

ساده و زود باور جلوه می کنند

هـــــــــــیچ دروغی را باور نمــــی کنند

فراموش کار جلوه می کنند

در حالـــــــــــــــی که هیچ اهانتی را فراموش نمی کنند

تا زمانی که مردی را عاشـــــــــــقانه دوست بدارند

اشتباهاتش را می بینند اما فــــــراموش می کنند

دروغ هایش را مـــیفهمند اما باور می کنند

زیرا که عــــــــــــــــــشق می ورزند.

  

پ ن:.......

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 76بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1392 - 12:5

آهای کافه چی

در این روزهای پر رفت و بی آمـــد

ندیدی عزیزی را که تمام تلاشش رفتـــــــــن بود و نماندن...!!؟

این آخری ها خبر دیدنش را در کافه ای دیگر به من داده اند

اگر رفته که هیچ

اگر باز هم آمد

تو قهوه ای تلخ تر از تمامی تلخ ها به حسبا من برایش بریز...

اگر از تلخی اش گله و شکایتی کرد بگو:

فلانــــــــــی گفت...این تلخی در برابر  رفتنت هیــــچ است.

بـــــــــــــــــگو:

فریاد زیر آب

که فلانی در به در این کافـــــــه و آن کافه در پـــــــــــــی تو بود بی انصاف

آهـــــــــــــــــــای کافه چی...حواست با مـــــــــــــــــــــن است....؟؟؟

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : شنبه 17 اسفند 1392 - 17:28

دلم دست خودم نیست

نفسهام اعتصاب کردن تا حالمو بگیرن

تپش های قلبم دست به دست هم دادن تا گرمی دستامو بگیرن

حالا...

دستام سرد

نفسام سنگین...دلم گرفته

قلبم...

حالم خوش نیست

روزهام فکر دویدن دارن

ولی من هنوز ایستادم...

سردرگم...انگار چیزی رو گم کردم..یا شاید هست و نمی بینمش

شاید هم چون الان با یکی دیگه س میخوام حواس خودمو پرت کنم

نمی دونم...

فریاد زیر آب

مدادم خستـــــــــه از نوشتن

دیگه گوشش پره از حرفای تکراریم

مدام حرفی رو که می زنم خط میزنه

نمی دونم چرا...

ولی کاغذم پر از خط خطی های دل مدادمه

شاید خستــــــــــه شده از حرفام

طاقت شنیدنشون رو نداره

راهی جز خط زدن نداره برای نشنیدن

خط بزن مداد من ...

کاش می تونستی همـــــــــــــه ی روزای گذشته رو خط بزنی

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 50بار
  • انتشار : شنبه 10 اسفند 1392 - 18:22

دیدی شبا موقع خواب یهو هوس میکنی عکسای تو گوشیتو نگاه کنی

یا اس ام اس بخونی...؟

آخه بعضیا مثل من این عادت رو دارن

دمر می خوابی...ملافه رو تا چونه ت می کشی بالا و گوشیتم دستت عکسا رو میبینی...!

تو روز زیاد برات جذابیت ندارن...ولی شبا دیدنشون خیلی میچسبه...!

اس ام اسا رو میخونی و تحلیل می کنی

همه چی با ساعت و دقیقه تو ذهنته

یهو اسمشو میبینی...قفل میشی رو اسمش...

هنوز چشمت رو شمارشه

نمیدونی هنوز این خط دستشه...!؟؟

دستش نیست...!!!؟

خاموشه...؟روشنه...؟

میخوای امتحان کنی...نمیتونی

پیش خودت میگی یه SMS خالی بدم

بازم غرورت نمیذاره...!

فریاد زیر آب

هییییییییییی خدا...منم دیگه نمیتونم زنگ بزنم

کل این پروسه تو 2 دقیقه اتفاق می افته

دو دقیقه یادش میوفتی 2 ساعت دیرتر خوابت میبره

باز میری تو فکر که آره...!!؟

اگه یهو زنگ بزنه چی میشه؟

اگه دوباره ببینمش رفتارش چطوریه؟

الان کجاس؟چکار میکنه؟

اونم به فکر من هست؟نکنه کسی کنارش باشه الان

ااااااه...این توهم گند میزنه به اعصابت..همین باعث میشه خوابت نبره...!

اصن میگی شاید شمارمو پاک کرده

شاید زنگ که بزنی وقتی گوشیو برداشت صدای یکی بیاد که بگه

"عزیزم کیه بهت زنگ میزنه"

ولی ...ولی ...ولی..!

واسه من که توهم نبود

آخه خودش بهم گفت.

گفت که یکی اومده تو زندگیش...خوشحالم بعد اون همه سختی

یکی از ته دل دوسش داره...آخه من که بهش بد کردم.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 73بار
  • انتشار : سه شنبه 29 بهمن 1392 - 17:36

 

فریاد زیر آب

حالم دست خودم نیست

بی اختیار شده ام از این دلهره های بی موقع

برایم کمی آب بریز...

انگار چیزی در گلویم گیر کرده... بغضی کهنه است شاید

ضربه ای به پشتم بزن...دیگر نفسی نمانده

دیر بجنبی رفته ام...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : یکشنبه 20 بهمن 1392 - 18:37