close
تبلیغات در اینترنت

جملات فاز سنگین

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31

فریاد زیر آب

سالها بعد،
من در کنار یک زن زندگی میکنم،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

زنی که شاید من مرد روياهاش باشم اما،
اون هیچوقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی...

جسمم کنار اون میخوابه اما،
افکارم در کنار تو.
سالها بعد،
بي هوا وقتی یادت ميوفتم،
فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟....

شاید اسم تورو گذاشتم روی دخترم،

 

 

سالها بعد،

من مــَـردی هستم که از عذاب وجدان داره ميميره،
مردی که به تو فکر میکنه اما،کنار یک زن دیگست،
مردی که به دوست داشتن های یک زن دیگه پاسخ میده اما،
نه از ته دل...

سالها بعد،

وقتی دیر وقت،خسته از سر کار میام خونه،
وقتی همه خوابن،
ميرم تو اشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم،
تو اون نور کم سوي چراغ خواب; به تو فکر میکنم...
از سیگارم کام های عمیق میگيرم،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم،
سيگارم رو به اتمامه،
و من،
با عذاب و با دلی پـــُر از غم،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم کاش تو جای اون بودی...
سالها بعد ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما،
من کنار كسي هستم که،
فقط باهاش هم خونه ام...

سالها بعد،یه مَردم با موهای سفید و چهره ای خسته...
مردی که خیلی ها ميشناسنش اما،
اون با هیچکس جز یاد تو،
و تنهايي آشنا نیست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 52بار
  • انتشار : دوشنبه 30 مرداد 1396 - 10:58

فریاد زیر آب

به کمالُ عجز گفتم که به لب رسید جانم

                            به غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی

                                                        #فروغی_بسطامی 

خدانگهدار تا مدتـــــــــــــــی...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 49بار
  • انتشار : چهارشنبه 11 مرداد 1396 - 10:26
بعضی آهنگارو که گوش میدی یادت
به یه شب وحشتناک میوفته
دلت میلرزه یاد اشکات و 
هق هق کردنت دیوونت میکنه
یاد اون لعنتی میوفتی که باعث همه اینا بود
بغضت باز جمع میشه دستات میلرزه
سریع ردش میکنی
تا بیشتر از این عذاب نکشی و
حالت بد نشه،
ولی هیچوقت نمیتونی پاک کنی
نه آهنگو از گوشیت،
نه اون شبو از ذهنت...!
فریاد زیر آب
مادر بزرگم هميشه ميگفت
روزهايي كه مغمومي يا دلتنگ،
دلت ميخواهد كسي را صدا بزني
و او جوابت را بدهد "جانم"...
ميگفت همين جانم گفتن او،
حالت را جوري خوب ميكند
كه انگار نه مغموم بوده اي و نه دلتنگ...
مادر بزرگم هميشه ميگفت
هميشه مراقب كساني
كه جانم گفتن شان حالت را خوب ميكند باش...
مراقب از دست ندادنشان....!!!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : یکشنبه 01 مرداد 1396 - 10:38

نگارِ من چو اندر من نظر کرد

                     همه احوال من بر من دِگر کرد

فریاد زیر آب

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!

یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،

اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،

تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.

گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟

گفت: چرا، میشه، خوبم میشه

اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.

گفتم چطور مگه؟

گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،

تازه اون موقع میفهمی

نه نخ داری، نه سوزن ...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 تير 1396 - 12:36

فریاد زیر آب

هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای

مقصر نمیداند...

همه ی ما آنقدر غرور داریم،

که همیشه حق را به جانب خودمان میدانیم

از نظر خودمان فرشتگانی هستیم،

که داشتیم زندگیمان را میکردم

که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد

و رفت...

داخل شعر ها

داخل متن ها

میگردیم دنبال جمله ای که طرف مقابل را بکوبد و ما را مظلوم ترین آدم دنیا نشان دهد

گاهی یادمان میرود آدمی که حالا میخواهیم

سر به تنش نباشد...

تا دیروز رویای روز و شبمون بوده...

کمی انصاف شاید...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 34بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 تير 1396 - 18:14

 

همه چیز

میتوانست برعکس باشد...!

مثلا

بجای جای خالیت

همه جا پر بود از بودنت...

بجای دلتنگی

دلم پر از تو بود...

همه ات را من داشتم،

خودم تنهای تنها.‌..

دیگر نگرانی معنا نداشت!

حسادت هم رنگ میباخت...

میدانستم جایت امن است

قرار نیست برای داشتنت با کسی

شریک باشم...!

آنقدر در خودم قایمت میکردم تا یکی شویم.

میشدم منی پر از تو...!

میشدی من...

میشدم تو!

فریاد زیر آب

دلم براش تنگ میشه

برا یهو مهربون شدناش

دلم واسه خنده هاش تنگ میشه

واسه موقع هایی که خسته بود ولی 

پا به پام بیدار میموند...

دلم واسه قهر کردناشم تنگ میشه

حتی داد زدناش

غر زدناش...

دلم واسه چشماش

همه چیش تنگ میشه

لعنت به سرنوشتی که جدامون کرد...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : دوشنبه 19 تير 1396 - 11:44

فریاد زیر آب

اولین باری که حس کردم دوستش دارم

رو یادم نمیاد!

اما اولین باری که گفت دوستت دارم رو

فراموش نمیکنم...

ی روزایی تو زندگی هست که دیگه برنمیگرده

ی آدمایی به زندگیت میان که دیگه 

تکرار نمیشن

ی کسایی از زندگیت میرن که جاشون همیشه

خالی میمونه

اگه این شانس رو داشتم که به عقب برگردم

میرفتم به اولین روزی که اسمم رو صدا زد...

به اولین باری که میخواست ی حرفی رو بزنه

و نتونست...

به روزی که دوستم داشت و نگفت...

اونقدر توی اون روز میمونم که همونجا بمیرم..

مگه آدم چند بار این شانس رو داره

که خودش رو توی چشمای کسی ببینه؟!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : پنجشنبه 15 تير 1396 - 11:43

فریاد زیر آب

سخت است غرق شدن در روزهای پر از تکرار و تفکراتی که جز خستگی چیزی برایت ندارد... 

...
آنقدر خسته، که فقط می توانی بنگری به دردهایی
که نمک به زخم لحظه های تنهاییت می زنند...! 
و گاهی در حسرت لحظه ها، آنقدر آه می کشی و بغض می کنی تا آشکار نگردد عمق دردهایی که در دلت پنهان مانده... 
خسته از عبور ثانیه ها
که به دلخواه خود می گذرد و تو هیچ نقش و سهمی در ثبت و گذر این لحظه ها نداری...! 
و همچنین، خسته و دردمند از روزهای خوبی که با یک دنیا امید، رسیدنش را به انتظار می کشیدی... 
میدانی! 
گاهی، فقط باید چشم دوخت
به مهربانی و نگاه خداوندی که خودش خوب می داند حال دلت اصلا خوب نیست!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 40بار
  • انتشار : سه شنبه 23 خرداد 1396 - 10:41

اینکه به گذشته خودت نگاه کنی اشکالی نداره

 وقتی اشکال داره که بهش زل بزنی...!

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : سه شنبه 05 مرداد 1395 - 11:39

پــ . نــ : .....پـــــــــP

فریاد زیر اب

روزي به تو خواهم گفت ازغربتم

روزي که با ريزش برگها خزان زندگي من آغاز شد،

آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوي خورشيد، دلت را آرزو مي کرد.

آن روز که ابرهاي سياه و سفيد سراسر آسمان چشمانم را فرا گرفته بود

و باران غم از گوشه ي آن، به کوير سرد گونه هاي استخوانيم فرو ريخت.

آن روز همه چيز را در يک نگاه به تو خواهم گفت،

 آن گاه که سيلاب اشک هايمان يکي گردد..

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : سه شنبه 04 خرداد 1395 - 20:44

من اینهـــــمه از "سیــــــگار" می نویسم...

تو اینهمــــــه رو از "سیــــــگار" نخون...

تو همه رو از دردام بخون...

از خنجرایی که از پـــشت بهم زدن...

از خیانت هایی که جلو چشـــــــمام مرتکب شدن و تو چشمم حیره منتظر موندن

تا فراموش کنم...

از دروغهایی که به روم نیاوردم...ولی فکر کردن نمــــی فهمم...شاخدارترش کردن

از تنهایی شب تا صبحم...از نقاب جوک و دلقک بازی صبح تا شبم

از موزیک های تکراری...از اتاق پر از دود....از بوی مشروبی که تو فضا پیچیده بود

فریاد زیر آب

از بغضــــــی که با عصبانیت فرو بردم...

آره عزیزم

اینهمه رو تو از "سیــــگار" نخون...من اینهمه از "سیــــگار" می نویسم

ولی سیــــــــــــــگار بهونه س

دردمو بفهــــــــــــــــم لعنتــــــــــــــــــی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 87بار
  • انتشار : شنبه 03 خرداد 1393 - 18:53

 

فریاد زیر اب

درد یعنی

امشبم مثل شبای دیگه

رو تخت دراز بکشی 

آهنگ بزاری و بازم فکر کنی

به حرفایی که با هم می زدیـــــم

به ایــنکه خیلی همراهم بودی

با ایــنکه یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره

به ایــنکه چقدر با هم دعوا کردیم و آشتی کردیم

به ایــنکه کلـــی حرف تو دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی...

به اینکــه

لعنت به ایــــــــنکه ها...

و مثل همیشه چشمات باید تقاص پس بدن....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 75بار
  • انتشار : سه شنبه 21 آبان 1392 - 8:59