close
تبلیغات در اینترنت

عشق

فریاد زیر آب

سالها بعد،
من در کنار یک زن زندگی میکنم،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

زنی که شاید من مرد روياهاش باشم اما،
اون هیچوقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی...

جسمم کنار اون میخوابه اما،
افکارم در کنار تو.
سالها بعد،
بي هوا وقتی یادت ميوفتم،
فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟....

شاید اسم تورو گذاشتم روی دخترم،

 

 

سالها بعد،

من مــَـردی هستم که از عذاب وجدان داره ميميره،
مردی که به تو فکر میکنه اما،کنار یک زن دیگست،
مردی که به دوست داشتن های یک زن دیگه پاسخ میده اما،
نه از ته دل...

سالها بعد،

وقتی دیر وقت،خسته از سر کار میام خونه،
وقتی همه خوابن،
ميرم تو اشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم،
تو اون نور کم سوي چراغ خواب; به تو فکر میکنم...
از سیگارم کام های عمیق میگيرم،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم،
سيگارم رو به اتمامه،
و من،
با عذاب و با دلی پـــُر از غم،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم کاش تو جای اون بودی...
سالها بعد ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما،
من کنار كسي هستم که،
فقط باهاش هم خونه ام...

سالها بعد،یه مَردم با موهای سفید و چهره ای خسته...
مردی که خیلی ها ميشناسنش اما،
اون با هیچکس جز یاد تو،
و تنهايي آشنا نیست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 42بار
  • انتشار : دوشنبه 30 مرداد 1396 - 10:58

فریاد زیر آب

یک شب باید با خودت بنشینی
حرف بزنی
جلو آینه به خودت سیلی بزنی
صورتت را سرخ نگه داری
به خودت بگویی بیا تمامش کنیم
دیگر بس است

زندگی دارد تمام می شود
دلت را از سینه بکنی
بیاندازی جلوی سگش

که او سگش را بیشتر از تو دوست میدارد
به خودت قول بدهی
که آن شب بمیری
که دلت بمیرد
و آنسوی آینه جلوی خودت بیاستی
خودت را برداری و بروی

بروی جایی که اسمی از او نباشد
بروی تا بیشتر نسوزی
می دانی ؟
من می ترسم !
می ترسم صبح دوباره زنده شوی
و دلت را جلوی سگی ببینی
که هنوز صاحبش را دوست می داری
که هنوز عاشقش هستی

سگ ذره ذره دلت را بخورد
و تو در این سوی آینه
در شبی مانده باشی
که ندانی

بروی یا بیشتر بسوزی

بهمن زارع
از کتاب : با این کتاب تو را می بوسم

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : سه شنبه 17 مرداد 1396 - 17:5
بعضی آهنگارو که گوش میدی یادت
به یه شب وحشتناک میوفته
دلت میلرزه یاد اشکات و 
هق هق کردنت دیوونت میکنه
یاد اون لعنتی میوفتی که باعث همه اینا بود
بغضت باز جمع میشه دستات میلرزه
سریع ردش میکنی
تا بیشتر از این عذاب نکشی و
حالت بد نشه،
ولی هیچوقت نمیتونی پاک کنی
نه آهنگو از گوشیت،
نه اون شبو از ذهنت...!
فریاد زیر آب
مادر بزرگم هميشه ميگفت
روزهايي كه مغمومي يا دلتنگ،
دلت ميخواهد كسي را صدا بزني
و او جوابت را بدهد "جانم"...
ميگفت همين جانم گفتن او،
حالت را جوري خوب ميكند
كه انگار نه مغموم بوده اي و نه دلتنگ...
مادر بزرگم هميشه ميگفت
هميشه مراقب كساني
كه جانم گفتن شان حالت را خوب ميكند باش...
مراقب از دست ندادنشان....!!!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : یکشنبه 01 مرداد 1396 - 10:38

 

فریاد زیر آب

او رفت و صبر رفت و تحــــــــــــــمل تمامــــ شد

از هم گسستـــ ...سلسله ی اختیار ما

گفت از تو یاد مــــی کنم...اما وفا نکرد

یادش بخیــــــــر...یار فراموش کار ما...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : دوشنبه 25 بهمن 1395 - 11:33

فریاد زیر آب

الهی به دلهای افروخته 
به جانهای از عاشقی سوخته 

به آهی که بر جانی آتش زده 
به جانی که سوزد چو آتشکده 

به اشکی که در ماتمی ریخته 
چو گوهر به مژگانی آویخته 

به چشمی که از غم در آن خواب نیست 
به جانی که یکدم در او تاب نیست 

به لبخند تلخ تهی دست ها 
به فریاد از عاشقی مست ها 

به هر کس که سوزیست در جان او 
به دردی که مرگ است درمان او 

به آن مادر پیر دل سوخته 
که چشمش به راه پسر دوخته 

به پایی که پوینده ی راه توست 
به دستی که هر شب به درگاه توست 

به هر نو عروسی که ناکام، مرد 
به پر بسته مرغی که در دام، مرد 

به پیر تهی دست با آبروی 
به زنهای غمگین آشفته موی 

به دردی که در سینه ها خفته است 
به رازی که در سینه، ناگفته است 

به بیمار آشفته از دردها 
به اندوه فقر جوانمردها 


به انعام خود سرافرازیم ده 
ز دیگر کسان بی نیازیم ده 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 54بار
  • انتشار : شنبه 16 مرداد 1395 - 17:51

 

متن عاشقی

 

 

لبخند تو را چند صباحی ست ندیدم

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 198بار
  • انتشار : پنجشنبه 24 بهمن 1392 - 1:40

دل تنگم

دلتنگ خیلی چیز ها

دلتنگ این همه دلتنگی ها

دلتنگ چیزهایی که بر من گذشت و هرگز باز نخواهد گشت

دلتنگم

دلتنگ  نیمه شب های دلتنگی

دلتنگ این همه نبودن ها

دلتنگ این همه دل تنگی ها

دلتنگ عهدهایی که کسی آن ها را نبست

دلتنگ تمام چیزهایی که می شد باشد و نیست

و تمام هست هایی که نیست

حتی آنان که دلشان برایم تنگ نخواهد شد

دل تنگتر نیز خواهم شد...

می رسد روزی که بگویم:

دلم برای آن روزهای دلتنگی تنگ شده...

فریاد زیر اب

و

اشک

تنها خاطره ایست که این روز ها از تو 

به یادگار دارم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 65بار
  • انتشار : جمعه 15 شهريور 1392 - 0:15

باز دل آسمان گرفته

بغضش را با تمام وجودم حس می کنم

از آن بغض هاست که اگر بشکند ویران می کند

خوش به حال آسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران می کند

آسمان نمیداند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد

خدایا کمکم کم

برای فکر نکردن به خیلی چیزا

به خیلی از آدمها

که آزارشون رو در لفافه ی محبت به  وجودم وصله زدن...

و آروم آروم فاصله گرفتن و دور شدن

فریاد زیر اب

سرم با دیگران گرم است 

دلم با تو

دلم را استوار کردم 

که دل نبندم

نه به چشم های بیگانه ای

نه به حرف های بیگانه ای

می خواهم آزاد باشم

از قید تملک خود و دیگران

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 80بار
  • انتشار : سه شنبه 12 شهريور 1392 - 17:24

کمی خسته 

کمی از یادها رفته

خدا هم ترکمان کرده

خدا دیگر کجا رفته...!!!؟

فریاد زیر اب

پروردگارا

به من بیاموز در این فرصت حیاتم 

آهی نکشم

برای کسانی که دلم را شکستند...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 87بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 مرداد 1392 - 9:11

تلخ است 

همه فکر کنند سرت شلوغ است

و تنها خودت بدانی چقدر 

تنهایی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 498بار
  • انتشار : پنجشنبه 17 مرداد 1392 - 0:12

چند تکه از تو 

پریشان افتاد

ته فنجانی که فالم را میگرفت...

می گفت ارام نیستی

و فردا هیچ نامه ای نخواهد امد...

من مرده ام...به نسیم خاطره ای.گاهی تکانی میخورم...همین

فریاد زیر اب

همه جا پر شده که

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

من می گویم حق دارند

چون دوست داشتن های ما بو دار است

بوی سوء استفاده

بوی خیانت 

بوی دروغ و بازی می دهد...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : پنجشنبه 27 تير 1392 - 16:42

دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم

دانستم ...

باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید

فریاد زیر اب

اینکه باید فراموشت میکردم را 

فراموش کردم

تو تکراری ترین حضور روزگار منی

عجیب

به بودن تو

از آن سوی فاصله ها 

خو گرفته ام...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 81بار
  • انتشار : سه شنبه 25 تير 1392 - 10:27

در خاطرش جایی دارم...

دلم تنگ همان کسی است که دیگر حتی

جواب سلامم را هم نمی دهد

دلم تنگ همان کسی است که وقتی

از کنارش میگذرم دیگر به من نگاهی نمیکند

دلم تنگ است .....تنگ

نمی دانم دیگر چطور باید میبودم که نبودم.

فریاد زیر اب

این روزا خیلی تنهام.خیلی داغونم

هست کسی مثل من دلش

نه برای کسی

نه برای عشقی

نه برای جایی...

نه برای چیزی!

بلکه دلش برای خودش تنگ شده...

برای خود خودش!؟

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : دوشنبه 24 تير 1392 - 21:22

کاش زندگی به همین سادگی بود

به همین سادگی!!

خالی از حسرت

پوچ از تنهایی

بدون بغض

کاش او.....

یک تنه می توانست حریف  همه ی غم های بزرگ قلب کوچکت باشد

کاش او می توانست غرق لبخند کند تمام دقایقت را

افسوس که او خود اسیر یک مشت بی کسی است

کاش او می توانست مونست باشد همه ی شبهای بی محتوا را

کاش تو....

دلت این همه غم نداشت...!!

کاش سادگی همه ی این درد و دل های ساده را می شد

برای خدا روی کاغذ نوشت

برای خدا نوشت به سادگی یک ارزوی محقر برایش پست کرد

کاش می شد همیشه اینقدر ساده نوشت

ساده اما....

پر از حرف های نا گفته...

پر از لحظه هایی که ناگزیر زود دیر شد

کاش گریستن یادت نمی دادند

بغض;بدرقه ی چشمانت نمی کردند

کاش او....

می توانست به جای بغض هایت

یک اسمان گریه کند.

کاش او...

خاطره ی بودنش;جای خالی همه ی خاطره های بی سرانجام چشمان همیشه

صبورت را

پر از پرواز پروانه های عاشق می کرد.

کاش او...

نازنینم!!!

به گمانم (او) همان (من)م!

خویش از همه ی دنیا جدا...

 

 

کاش زندگی ما ادمها...

به همین سادگی بود...

تنها...

به همین سادگی...!!!

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : جمعه 21 تير 1392 - 14:58

مغرورانه اشک ریختیم چه مغرورانه سکوت کردیم

چه مغرورانه التماس کردیم چه مغرورانه از هم گریختیم

غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند

هدیه شیطان را بههم تقدیم کردیم

هدیه خداوند را از هم پنهان کردیم

فریاد زیر اب

چگونه تکه های سهمم از تو را

کنار هم بگذارم؟

چگونه بسازمت؟

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 87بار
  • انتشار : شنبه 01 تير 1392 - 22:5

اندوه که از حد بگذرد

جایش را می دهد به یک بی اعتنایی مزمن

دیگر مهم نیست...

بودن یا نبودن ;

دوست داشتن یا نداشتن...

انچه اهمیت دارد

کشتاری رخوتناک از حسی است...

که دیگر تو را به واکنش نمی کشاند!

در آن لحظه فقط در سکوت غرق می شوی

و نگاه میکنی و نگاه و نگــــــــــــاه...!

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 93بار
  • انتشار : چهارشنبه 01 خرداد 1392 - 11:24

کجا با این عجله هنوز نظر ندادی

فریاد زیر ابقلبقلبقلب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 121بار
  • انتشار : یکشنبه 29 ارديبهشت 1392 - 13:0

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده بشه بین دو نفر...

همین که دستت رو اروم بگیره...

یه فشار کوچیک بده...

این یعنی من هستم تا اخرش...

همین کافیه...!

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 85بار
  • انتشار : یکشنبه 29 ارديبهشت 1392 - 0:31

امشب اسمان تاب کشیدن ابرها را ندارد

کاش ابرها هم ببارند

شاید اسمان نفسی تازه کند

فریاد زیر اب

وقتی در اتاقم تنها صدای ...

تیک تاک ساعت را میشنوم...

وسکوت را...

آن وقت است که می فهمم...

این تو نیستی...

خیال توست ...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 79بار
  • انتشار : شنبه 28 ارديبهشت 1392 - 23:24

وقتی کوچیک بودیم دلمون بزرگ بود

ولی حالا که بزرگ شدیم بیشتر دلتنگیم!!!

کاش کوچیک می موندیم

تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن!!

نه حالا که بزرگ شدیم 

فریاد هم میزنیم 

باز کسی حرفمون رو نمیفهمه!!!

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 20:57

وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید

در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت :

” شخصی برای زندگی “

یا

” درسی برای زندگی “

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 83بار
  • انتشار : چهارشنبه 25 ارديبهشت 1392 - 20:32

شاید سوال سختی باشه

ولی جواب بدین !!!نیشخندنیشخندقلب

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 126بار
  • انتشار : دوشنبه 23 ارديبهشت 1392 - 17:5

فریاد زیر اببقیه تو ادامه مطلبچشمک

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 602بار
  • انتشار : یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 - 19:53

برایت خواهم نوشت

از ابهام لحظه ها

از تردید

از حجم مرگ آور نبودنت

از کسانی‌ که رد می‌‌شوند و بوی تو را می‌‌دهند

...
برایت خواهم نوشت

از حدیث تلخ بغض‌های تا ابد

از قناعت به یک خاطره ، یک یاد

از صبوری من و جای خالی‌ تو و شب‌های من

برایت خواهم نوشت

حتی تو هم برای من نبودی...

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 75بار
  • انتشار : یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 - 19:35

من دیوانه نیستم فقط کمی تنهایم.همین !

چرا نگاه میکنی؟؟ تنها ندیده ای؟؟

به من نخند,من هم روزگاری عزیز دل کسی بودم

فریاد زیر اب


  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 81بار
  • انتشار : یکشنبه 22 ارديبهشت 1392 - 10:36

گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری

تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی

گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش

گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی

اون وقت خدا هم میخنده

گاهی از خودت بگذر.....فقط گاهی

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 94بار
  • انتشار : جمعه 20 ارديبهشت 1392 - 18:25

سلام قلبسلامقلبسلامماچ

دلم طاقت نیاورد ازتون دور باشم...

مرسی از اونایی که تو این چند روز تنهام نزاشتنناراحت

فریاد زیر اب

 نظر یادتون نرهخجالت

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 52بار
  • انتشار : جمعه 20 ارديبهشت 1392 - 17:42

نمیدونم چی شده ,حال خودمو نمیفهمم

دوستتون دارم...

احتمالا یه مدت نباشم

خیلی حرف دارم...ولی!!!

خدانگـــــــــــــــــهدار

فریاد زیر اب


  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 46بار
  • انتشار : شنبه 14 ارديبهشت 1392 - 11:59

خـــــــــــــــــدایا همه از تو می خواهـــند بدهی

 

من از تو می خواهـــم بگیری !

 

خـــــــــــــــــدایا این همه حس دلتنگی را ازم بگیر ...

فریاد زیر اب


  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 73بار
  • انتشار : شنبه 14 ارديبهشت 1392 - 11:29

گاهی وقتا چقدر اذیتت میکنه,این دروغی که پشت فراموش کردن پنهون شده,

زبونت میگه فراموشش کردی,ولی دلت هنوز داره با یاد و خیالش زندگی میکنه

 

ای کاش ادمیزاد,

سختیه تحمل تمام تنهایی ها,گریه ها,دلتنگی های بی بهونهو بی خوابی های شبونه...را میفهمید

و

زندگی را روی سرت اوار نمیکرد

با گفتن جمله بی رحمانه ی

"مرا ببخش,من لیاقت عشق تو رو ندارم"

.

.

فکرت از سرم برده,نه تنها خوابم را,بلکه عقلم را,

ای کاش یاد تو,فکر تو ,درک داشت, احساس داشت

و میفهمید چه بلاهایی و چه رنج هایی بر سرم اورده

فریاد زیر اب

اولش شیرینه

اولش عشق سرزده میاد تو دلت

اما...

اخرش تلخ

اخرش تموم هستی ات رو ازت میگیره تا از دلت دست برداره

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 75بار
  • انتشار : شنبه 14 ارديبهشت 1392 - 11:10

منتظرم خدایا....

 

خط پایانت کو...

 

آیا جهنمت همین جایی که هستیم نیست؟

 

من آتشت را به نامردی ها.. دورویی ها و خیانت ها

 

ترجیح میدهم ...

 

شاید اگر ایوب هم در عصر ما بود صبرش

 

لبریز میشد...

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : شنبه 14 ارديبهشت 1392 - 10:38
خیلی سخته ،

خیلی سخته از عشق یه نفر بسوزی

اما نتونی بهش بگی...
خیلی سخته یه مدت با یکی باشی

به خیال اینکه دوست داره اما بعد ...

بعد بفهمی اینا همش ساخته ذهن خودت بوده

و اصلا از اول عشقی وجود نداشته

اون موقع است که می شکنی...

نمی دونی چی کار کنی از یه طرف دلت پیش اونه

از یه طرف می دونی که دوست نداره

مجبوری به اون فکر نکنی

اما نمی تونی...

فریاد زیر اب

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 65بار
  • انتشار : شنبه 07 ارديبهشت 1392 - 17:49