close
تبلیغات در اینترنت

غم

فریاد زیر آب

سالها بعد،
من در کنار یک زن زندگی میکنم،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

زنی که شاید من مرد روياهاش باشم اما،
اون هیچوقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی...

جسمم کنار اون میخوابه اما،
افکارم در کنار تو.
سالها بعد،
بي هوا وقتی یادت ميوفتم،
فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟....

شاید اسم تورو گذاشتم روی دخترم،

 

 

سالها بعد،

من مــَـردی هستم که از عذاب وجدان داره ميميره،
مردی که به تو فکر میکنه اما،کنار یک زن دیگست،
مردی که به دوست داشتن های یک زن دیگه پاسخ میده اما،
نه از ته دل...

سالها بعد،

وقتی دیر وقت،خسته از سر کار میام خونه،
وقتی همه خوابن،
ميرم تو اشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم،
تو اون نور کم سوي چراغ خواب; به تو فکر میکنم...
از سیگارم کام های عمیق میگيرم،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم،
سيگارم رو به اتمامه،
و من،
با عذاب و با دلی پـــُر از غم،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم کاش تو جای اون بودی...
سالها بعد ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما،
من کنار كسي هستم که،
فقط باهاش هم خونه ام...

سالها بعد،یه مَردم با موهای سفید و چهره ای خسته...
مردی که خیلی ها ميشناسنش اما،
اون با هیچکس جز یاد تو،
و تنهايي آشنا نیست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 52بار
  • انتشار : دوشنبه 30 مرداد 1396 - 10:58

روستای ارده(پره سر)تالش

روزی بارانی یا ابری یا سرد یا گرم- حتی طوفانی .... فرقی نمیکند

 

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو راه بروم

کنار دریا یا جنگلی انبوه یا خیابانی شلوغ یا کوچه ای باریک -حتی کویری خشک..فرقی نمی کند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو حرف بزنم

در خانه من یا خانه تو یا کافه ای دنج یا رستورانی شیک -حتی در دل خودم یا در خواب! فرقی نمیکند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

 

پ ن:عکس,روستای ارده از توابع رضوانشهر

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 - 10:41

فریاد زیر آب

الهی به دلهای افروخته 
به جانهای از عاشقی سوخته 

به آهی که بر جانی آتش زده 
به جانی که سوزد چو آتشکده 

به اشکی که در ماتمی ریخته 
چو گوهر به مژگانی آویخته 

به چشمی که از غم در آن خواب نیست 
به جانی که یکدم در او تاب نیست 

به لبخند تلخ تهی دست ها 
به فریاد از عاشقی مست ها 

به هر کس که سوزیست در جان او 
به دردی که مرگ است درمان او 

به آن مادر پیر دل سوخته 
که چشمش به راه پسر دوخته 

به پایی که پوینده ی راه توست 
به دستی که هر شب به درگاه توست 

به هر نو عروسی که ناکام، مرد 
به پر بسته مرغی که در دام، مرد 

به پیر تهی دست با آبروی 
به زنهای غمگین آشفته موی 

به دردی که در سینه ها خفته است 
به رازی که در سینه، ناگفته است 

به بیمار آشفته از دردها 
به اندوه فقر جوانمردها 


به انعام خود سرافرازیم ده 
ز دیگر کسان بی نیازیم ده 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : شنبه 16 مرداد 1395 - 17:51

پــ . نــ : .....پـــــــــP

فریاد زیر اب

روزي به تو خواهم گفت ازغربتم

روزي که با ريزش برگها خزان زندگي من آغاز شد،

آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوي خورشيد، دلت را آرزو مي کرد.

آن روز که ابرهاي سياه و سفيد سراسر آسمان چشمانم را فرا گرفته بود

و باران غم از گوشه ي آن، به کوير سرد گونه هاي استخوانيم فرو ريخت.

آن روز همه چيز را در يک نگاه به تو خواهم گفت،

 آن گاه که سيلاب اشک هايمان يکي گردد..

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : سه شنبه 04 خرداد 1395 - 20:44

فریاد زیر آب

زندگیه دیگه

 

گاهی خسته میشی...خیلی خسته میشی

اونقدر که دوست داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش...

یه مدت بری سراغ خودت

هیچ کاری نکنی..

حتی نفسم نکشی

اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی میبینی یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و...

تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی...

گم میشی...

و هیچی تو این دنیا بدتر از این نیست که ندونی 

کجای زندگیت هستی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : سه شنبه 11 اسفند 1394 - 17:19

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 100بار
  • انتشار : یکشنبه 01 شهريور 1394 - 11:22

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : شنبه 10 مرداد 1394 - 10:25

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 31بار
  • انتشار : شنبه 10 مرداد 1394 - 9:24

مــــــــن زخم های بی نظیری به تن دارم

اما تــو مهربان ترینشان بودی

عمـــــــــیق ترین..و عزیزترینشان بودی

بعد از تو آدمها

تنهـــــا خراشـــی بودند بر مــــن

که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند

عشــــــــــــــق من...

خنجرت کولاک کرد.

.

.

.

وقتی تنهاباشی 

از تعطیل بودن هیچ روزی ذوق نمی کنی

تو تعطیلات

تنهــــــــایی آدم چند برابر میشه...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : پنجشنبه 25 تير 1394 - 12:20

فریاد زیر اب

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

        می رسم با تو به خیابانــــــی که نیست

 

می نشینی رو به رویــــــم خستگــــی در می کنی

              چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

 

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است

          باز می خندم که خیلی گرچه می دانـــــی که نیست

 

شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند

یاس و مـــــریم می گذارم توی گلدانی که نیست

 

چشــــــــــــــــم می دوزم به چشـــمت می شود ایا کمـــــی

                 دستهایـــــــم را بگیـــــــری بین دستانــــی که نیست

 

وقت رفتن می شود...با بغــــــــض می گویـــــــم نرو

                                       پشت پایت اشک می ریــــــــزم در ایوانی که نیست

 

می روی و خانه لبریز نبـــــودت می شود

                    باز تنها می شوم با یاد مهمانـــــــی که نیست

 

بعد تو این کار هر روز من است

                باور این که نباشــــــی ...کار آسانـــــــــــــــــی که نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 82بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 - 12:13

 

فریاد زیر آب

به هم نرسیدیــــــم...!!

اما...بهتــــــــــــــــــــــــرین غریبه ات باقی می مانـــــم

که تو را همـــــــــــــــــــــیشه دوست خواهد داشت

مــــــن و تــــــــــو

"ما" که نشدیم هیــــــــــچ...

مـــــــــــن نیــــمی از خود را هم باختـــم...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 - 17:53