close
تبلیغات در اینترنت

متن دلتنگی

کاش یه قرصى بسازن واسه فراموشى

خودت براى خودت تجویز کنى

صبح، ظهر، شب

یا نه

هروقت یادش افتادم

هروقت دل بى صاحبم گرفت

هر وقت وقتى براى خودم نداشتم.

اگه بوی عطر اشنا خورد به مشامم

اگه رنگ لباس مورد علاقم رو یه روز 

تن یه کس دیگه اى دیدمو یادش افتادم

اگه بارون زد 

و با این روزاى تلخ بارونى خاطره داشتم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 47بار
  • انتشار : پنجشنبه 20 مهر 1396 - 19:45

فریاد زیر آب

#هیــــــــــــــــــــــچ

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : پنجشنبه 23 شهريور 1396 - 18:36

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31

فریاد زیر آب

سالها بعد،
من در کنار یک زن زندگی میکنم،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

زنی که شاید من مرد روياهاش باشم اما،
اون هیچوقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی...

جسمم کنار اون میخوابه اما،
افکارم در کنار تو.
سالها بعد،
بي هوا وقتی یادت ميوفتم،
فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟....

شاید اسم تورو گذاشتم روی دخترم،

 

 

سالها بعد،

من مــَـردی هستم که از عذاب وجدان داره ميميره،
مردی که به تو فکر میکنه اما،کنار یک زن دیگست،
مردی که به دوست داشتن های یک زن دیگه پاسخ میده اما،
نه از ته دل...

سالها بعد،

وقتی دیر وقت،خسته از سر کار میام خونه،
وقتی همه خوابن،
ميرم تو اشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم،
تو اون نور کم سوي چراغ خواب; به تو فکر میکنم...
از سیگارم کام های عمیق میگيرم،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم،
سيگارم رو به اتمامه،
و من،
با عذاب و با دلی پـــُر از غم،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم کاش تو جای اون بودی...
سالها بعد ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما،
من کنار كسي هستم که،
فقط باهاش هم خونه ام...

سالها بعد،یه مَردم با موهای سفید و چهره ای خسته...
مردی که خیلی ها ميشناسنش اما،
اون با هیچکس جز یاد تو،
و تنهايي آشنا نیست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 52بار
  • انتشار : دوشنبه 30 مرداد 1396 - 10:58

فریاد زیر آب

یک شب باید با خودت بنشینی
حرف بزنی
جلو آینه به خودت سیلی بزنی
صورتت را سرخ نگه داری
به خودت بگویی بیا تمامش کنیم
دیگر بس است

زندگی دارد تمام می شود
دلت را از سینه بکنی
بیاندازی جلوی سگش

که او سگش را بیشتر از تو دوست میدارد
به خودت قول بدهی
که آن شب بمیری
که دلت بمیرد
و آنسوی آینه جلوی خودت بیاستی
خودت را برداری و بروی

بروی جایی که اسمی از او نباشد
بروی تا بیشتر نسوزی
می دانی ؟
من می ترسم !
می ترسم صبح دوباره زنده شوی
و دلت را جلوی سگی ببینی
که هنوز صاحبش را دوست می داری
که هنوز عاشقش هستی

سگ ذره ذره دلت را بخورد
و تو در این سوی آینه
در شبی مانده باشی
که ندانی

بروی یا بیشتر بسوزی

بهمن زارع
از کتاب : با این کتاب تو را می بوسم

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : سه شنبه 17 مرداد 1396 - 17:5

فریاد زیر آب

به کمالُ عجز گفتم که به لب رسید جانم

                            به غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی

                                                        #فروغی_بسطامی 

خدانگهدار تا مدتـــــــــــــــی...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 49بار
  • انتشار : چهارشنبه 11 مرداد 1396 - 10:26
بعضی آهنگارو که گوش میدی یادت
به یه شب وحشتناک میوفته
دلت میلرزه یاد اشکات و 
هق هق کردنت دیوونت میکنه
یاد اون لعنتی میوفتی که باعث همه اینا بود
بغضت باز جمع میشه دستات میلرزه
سریع ردش میکنی
تا بیشتر از این عذاب نکشی و
حالت بد نشه،
ولی هیچوقت نمیتونی پاک کنی
نه آهنگو از گوشیت،
نه اون شبو از ذهنت...!
فریاد زیر آب
مادر بزرگم هميشه ميگفت
روزهايي كه مغمومي يا دلتنگ،
دلت ميخواهد كسي را صدا بزني
و او جوابت را بدهد "جانم"...
ميگفت همين جانم گفتن او،
حالت را جوري خوب ميكند
كه انگار نه مغموم بوده اي و نه دلتنگ...
مادر بزرگم هميشه ميگفت
هميشه مراقب كساني
كه جانم گفتن شان حالت را خوب ميكند باش...
مراقب از دست ندادنشان....!!!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : یکشنبه 01 مرداد 1396 - 10:38

 

فریاد زیر اب

و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست!

من مرده گان بیشماری رادیده ام

که راه میرفتند

حرف می زدند

سیگار میکشیدند

و خیس ازباران

انتظاروتنهایی رادرک میکردند ...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : سه شنبه 30 خرداد 1396 - 9:45

فریاد زیر آب

سخت است غرق شدن در روزهای پر از تکرار و تفکراتی که جز خستگی چیزی برایت ندارد... 

...
آنقدر خسته، که فقط می توانی بنگری به دردهایی
که نمک به زخم لحظه های تنهاییت می زنند...! 
و گاهی در حسرت لحظه ها، آنقدر آه می کشی و بغض می کنی تا آشکار نگردد عمق دردهایی که در دلت پنهان مانده... 
خسته از عبور ثانیه ها
که به دلخواه خود می گذرد و تو هیچ نقش و سهمی در ثبت و گذر این لحظه ها نداری...! 
و همچنین، خسته و دردمند از روزهای خوبی که با یک دنیا امید، رسیدنش را به انتظار می کشیدی... 
میدانی! 
گاهی، فقط باید چشم دوخت
به مهربانی و نگاه خداوندی که خودش خوب می داند حال دلت اصلا خوب نیست!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 40بار
  • انتشار : سه شنبه 23 خرداد 1396 - 10:41

 

فریاد زیر آب

وقتی عاشق کسی میشـــــی

مثل این میمونه یه تفنگ پر از گلولــــه رو

دو دستـــــی تقدیمش کنی که بگیره سمت قلبت

ولی اعتماد کنی که شلیک نمیکنه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 21بار
  • انتشار : شنبه 13 خرداد 1396 - 12:13

 

فریاد زیر آب

تا حالا شده دنبال ســـــــلام گمشده ای باشـــــی

که توش کلــــــی خاطره ست و مهربونی

یه سلامی که هیـــــچ سلامـــــــی جاشو نمی گیره و هیچ وقت از یادت نمیره..!!

شده تو تنهاییت...پشت یه پنجره

غروب تلخو نفـــــــــــس بکشی و دلتنگی هاتو بشماری

تا حالا شده...قد چندتا کلمه

حوصله هیچکسو نداشته باشی...!!؟

شده بغضتو حبـــــــــــس کنی و تنهاییتو سنگین تر کنی

اما نذاری کسی بفهمه خیالت تا کجاها سفر می کنه

کسی چه می دونه...تــــو به ســـــــــــلامی فکر می کنی

که دیگه هــــــــــــــــــــــــــــیچ وقت نمی شنوی....!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 19بار
  • انتشار : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 - 9:0

روستای ارده(پره سر)تالش

روزی بارانی یا ابری یا سرد یا گرم- حتی طوفانی .... فرقی نمیکند

 

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو راه بروم

کنار دریا یا جنگلی انبوه یا خیابانی شلوغ یا کوچه ای باریک -حتی کویری خشک..فرقی نمی کند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو حرف بزنم

در خانه من یا خانه تو یا کافه ای دنج یا رستورانی شیک -حتی در دل خودم یا در خواب! فرقی نمیکند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

 

پ ن:عکس,روستای ارده از توابع رضوانشهر

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 - 10:41

 

فریاد زیر آب

چــــرا فلسفه ببافم

 

ساده بگویم...از نبودنت حالم خوب نیست

خوب نیست...!!!

ساده بگویم...سخت است

آدم جــــــــان می دهد زیر آوار دوست داشتـــنی که

برای همیشه نبودنی است...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 28بار
  • انتشار : پنجشنبه 17 فروردين 1396 - 9:19

 

فریاد زیر آب

چند روز دیگر...امروز پارسال می شود

کمی ساده ..اندکی خنده دار...و قدری عادی!!!

امروز سالهاست می رود

و ما

همیشه چشممان پی فرداست.

افسوس!!

به فکر پاییز تابستان را....و به فکر بهار زمستان را فدا می کنیم.

جشن می گیریم ...عید می گیریم...و دوباره همانی می شویم که بودیم

با اختلاف چند تار موی سپید تر...!!

آدمها می آیند

گاهی در زندگی ات می مانند...گاهی در خاطره ات

آنها که در زندگی ات می مانند همسفر می شوند...و آنها که در خاطرت می مانند

کوله پشتی تمام تجربیات برای سفر....!!!

گاهی تلخ

گاهی شیرین

با یادشان لبخند می زنی

گاهی یادشان...لبخند از صورتت بر می دارد , اما تو لبـــخند بزن

به تلخ ترین خاطره هایت حتــــــــــی...!!

آدمها می آیند , و این آمدن باید رخ بدهد

تا تو بدانی آمدن را همه بلدند

این " ماندن  " است...که هنــــــــــر می خواهد.

 

پیشاپیش سال نو همه ی دوستای گل و عزیزم مبارک.

چه اونها که هنوزم سر میزنن به اینجا...چه اونایی که دیگه فراموشمون کردن.

ضمنا" وبلاگو با موزیک بخونین...قسمت کدهای اختصاصیچشمک

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 38بار
  • انتشار : پنجشنبه 26 اسفند 1395 - 17:45

 

فریاد زیر آب

او رفت و صبر رفت و تحــــــــــــــمل تمامــــ شد

از هم گسستـــ ...سلسله ی اختیار ما

گفت از تو یاد مــــی کنم...اما وفا نکرد

یادش بخیــــــــر...یار فراموش کار ما...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : دوشنبه 25 بهمن 1395 - 11:33

 

فریاد زیر اب

تا کسی رو از دست

نـــــــــــــــدی...

.

قدرشو نمــــــی دونی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 56بار
  • انتشار : دوشنبه 26 مهر 1395 - 8:40

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : سه شنبه 06 مهر 1395 - 8:47

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

دست‌های خویش و دامان تو ام آمد به یاد

فریاد زیرآب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 47بار
  • انتشار : چهارشنبه 31 شهريور 1395 - 11:47

میخوانی اما... 
نمیدانی 
نمیفهمی اش... 
فقط... میخوانی 
شاید برایت نامفهوم است! 
درد چیست... 
دردی که در سرت میپیچد 
دلت تا خرخره پر 
دستهایم دفتر نقاشیِ خط خطی های ... 
روزگارِ مبهم... 
زخم هایم در دلم نیست .. 
 زخم هایم درست وسط آنجاییست ... 
که آنرا مغز صدا می زنند... 
درد هایم از تیر کشیدن قلب ... 
و سردرد های مکرر گذشته. آهای ... 
درد من چیز دیگریست ... 
درد من ... 
گاه مثل زخم هایم... 
تا پوستی روی پوست می آید زخمی عمیقتر... 
دردی دیوانه کننده... 
 تا کجا صبر تا کجا باید رفت ... 
دیگر حتی امیدی به اشک هم نیست ... 

فریاد زیر اب
دیگر حتی... 
درد هایم را هم... دوست ندارم ... 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : شنبه 06 شهريور 1395 - 20:32

پــ . نــ : .....پـــــــــP

فریاد زیر اب

روزي به تو خواهم گفت ازغربتم

روزي که با ريزش برگها خزان زندگي من آغاز شد،

آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوي خورشيد، دلت را آرزو مي کرد.

آن روز که ابرهاي سياه و سفيد سراسر آسمان چشمانم را فرا گرفته بود

و باران غم از گوشه ي آن، به کوير سرد گونه هاي استخوانيم فرو ريخت.

آن روز همه چيز را در يک نگاه به تو خواهم گفت،

 آن گاه که سيلاب اشک هايمان يکي گردد..

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 45بار
  • انتشار : سه شنبه 04 خرداد 1395 - 20:44

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 100بار
  • انتشار : یکشنبه 01 شهريور 1394 - 11:22

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : شنبه 10 مرداد 1394 - 10:25

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 31بار
  • انتشار : شنبه 10 مرداد 1394 - 9:24

مــــــــن زخم های بی نظیری به تن دارم

اما تــو مهربان ترینشان بودی

عمـــــــــیق ترین..و عزیزترینشان بودی

بعد از تو آدمها

تنهـــــا خراشـــی بودند بر مــــن

که هیچ کدامشان به پای تو نرسیدند

عشــــــــــــــق من...

خنجرت کولاک کرد.

.

.

.

وقتی تنهاباشی 

از تعطیل بودن هیچ روزی ذوق نمی کنی

تو تعطیلات

تنهــــــــایی آدم چند برابر میشه...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : پنجشنبه 25 تير 1394 - 12:20

فریاد زیر اب

در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست

        می رسم با تو به خیابانــــــی که نیست

 

می نشینی رو به رویــــــم خستگــــی در می کنی

              چای می ریزم برایت توی فنجانی که نیست

 

باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است

          باز می خندم که خیلی گرچه می دانـــــی که نیست

 

شعر می خوانم برایت واژه ها گل می کنند

یاس و مـــــریم می گذارم توی گلدانی که نیست

 

چشــــــــــــــــم می دوزم به چشـــمت می شود ایا کمـــــی

                 دستهایـــــــم را بگیـــــــری بین دستانــــی که نیست

 

وقت رفتن می شود...با بغــــــــض می گویـــــــم نرو

                                       پشت پایت اشک می ریــــــــزم در ایوانی که نیست

 

می روی و خانه لبریز نبـــــودت می شود

                    باز تنها می شوم با یاد مهمانـــــــی که نیست

 

بعد تو این کار هر روز من است

                باور این که نباشــــــی ...کار آسانـــــــــــــــــی که نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 82بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 ارديبهشت 1394 - 12:13

 

فریاد زیر آب

به هم نرسیدیــــــم...!!

اما...بهتــــــــــــــــــــــــرین غریبه ات باقی می مانـــــم

که تو را همـــــــــــــــــــــیشه دوست خواهد داشت

مــــــن و تــــــــــو

"ما" که نشدیم هیــــــــــچ...

مـــــــــــن نیــــمی از خود را هم باختـــم...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 - 17:53

 

فریاد زیر آب

می دانم...

شبی به پسرت دیکته می گویی

شعـــــری را که من گفتــه ام 

و " الهامش " تویی

می خنــــدی و می گویی

نقطــــــــــــــه سر خط.

-مامان...چی شده!!؟

-هیچی عزیزم

دفترش را میگیری و می نویــــــــسی

20تمــــــــــــــــــــــــــام.

و سپس نیمــــه های شب

پشت به مردت

آرام

آرام

گریـــه می کنی.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 86بار
  • انتشار : شنبه 05 ارديبهشت 1394 - 17:52

شاید روزی بــی خبر دیگر پست نگذارم

دلم می خواهد ترانه ی خداحافــــــظی را بنویسم

روی همین دیوار مجازی

ولـــــــــــــــــی...

واژه ها فرار می کنند

دلم طاقت نمـــی آورد...لشک ها امان نمی دهند

گیجـــــــــــم در این صفحه ی مجازی

آرامشـــــی که با حرفهایم می دهم خودم ندارم

فقط می دانم خسته ام...خسته از بی معرفتی و ی احساسی آدمها

شاید همه را بگذارم بروم

تا شاید کمـــــی نگرانم شوند...عـــین پدر و مادرم

حرف های ناگفته زیاد است...

شاید ...

نمیدانم..شاید من هم روزی بی خداحافظی بروم... از این صفحه مجازی

شاید همین حالا....!!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 47بار
  • انتشار : یکشنبه 23 فروردين 1394 - 18:46

فریاد زیر آب

 

شاید روزی بــی خبر دیگر پست نگذارم

دلم می خواهد ترانه ی خداحافــــــظی را بنویسم

روی همین دیوار مجازی

ولـــــــــــــــــی...

واژه ها فرار می کنند

دلم طاقت نمـــی آورد..اشک ها امان نمی دهند

گیجـــــــــــم در این صفحه ی مجازی

آرامشـــــی که با حرفهایم می دهم خودم ندارم

فقط می دانم خسته ام...خسته از بی معرفتی و بی احساسی آدمها

شاید همه را بگذارم بروم

تا شاید کمـــــی نگرانم شوند...عـــین پدر و مادرم

حرف های ناگفته زیاد است...

شاید ...

نمیدانم..شاید من هم روزی بی خداحافظی بروم... از این صفحه مجازی

شاید همین حالا....!!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 70بار
  • انتشار : یکشنبه 23 فروردين 1394 - 18:29

روزهای رفته ی سال را ورق می زنم

چه خاطراتی که زنده نمی شوند...چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند

و چه روزها که هر ثانیه اش یک سال زمان می برد

چه فکرها که آرامم کرد....و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود

چه لبخندها که بی اختیار بر لبانم نقش بست

و چه اشک ها که بی اراده از چشمانــــــــــــم سرازیر شد

چه آدمها که دلم را گرم کردند...و چه آدمها که دلم راشکستند

چه چیزها که فکرش را نمی کردم...و چه چیزها که فکرم را پر کرد و نشد

چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان....

و......

و سهم من یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود

کاش ارمغان روزهایی که گذشت....آرامشی باشد از جنس خدا

آرامشی که هیچگاه تمــــــــــام نشود....!!!

.

.

پ ن:دوستان خوبم...همراهان همیشگی و اندک یاران قدیمی

سالی پر از نشاط...پر از خوشی واتفاقات خوب براتون آرزو میکنم

سالی پر از حضور خدا در قلب های مهربونتون

امیدوارم تو سال جدیدیه همه ی آرزوهاتون برسید

امیدوارم هر کی عاشقه به عشقش برسه

تحویل سال نو بدون عشق...یعنی تکرار غریبانه ی لحظه ها

عیدتون پر از حال خوب.

راستی اینم بگم.احتمالا تا یک ماه نتونم پست بزارم.از ناحیه دست دچار سوختگی شدید شدم.

به امید دیدارتون مهربانان. 

1393/12/28.یا حق

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : پنجشنبه 28 اسفند 1393 - 8:59

سلام عشقم...!!

اخ ببخشید یادم رفته بود چند وقته دیگه مال من نیستـــی!

شدی عشق یه غـــــــــریبه...

عشق غریبه میشه چند تا سوال بپرسم؟

کنارش راحتی؟

روش حساســــــــــی؟ آره؟ 

واسش غیـــــــــــرتی میشی؟

همش بهش گوشزد می کنی که مراقب خودش باشه؟

یادته به من میگفتـــــی بدون تو دیوونه میــــــــــــــشم؟؟؟؟؟

یادته تو بغلت بودم گفتــــــم اگه بری چیکار کنم؟

ابروهات گره خوردو بهم گفتی هــــــــــــــــــــیس!!!

من قرار نیست از پیشت برم

آخ خدا......!

آخه لامصب پس کجایــــــی؟

تو ام که بهم دروغ گفتی...تو ام که رفتی تنهام گذاشتی نامرد.......!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : سه شنبه 05 اسفند 1393 - 9:25

دیدین این روزا الکی مثلا مد شده ؟

دیگه فراموشت کردم...

الکی مثلا من دیگه شبا خوابتو نمیبینم...

الکی مثلا وقتی یه جا اسمتو میشنوم موهای تنم سیخ نمیشه...

الکی مثلا وسط خنده هام یاد خاطراتت میفتم دیگه گریه ام نمی گیره...

الکی مثلا اون هم مثل من عاشقت هست...

الکی مثلا هنوز عکساتو با حسرت نگاه نمی کنم...

الکی مثلا آخرین دیدارمون رو فراموش می کنم...

هــــــــــه...الـــــــــــــکی مثلا من فراموشت کردم....

.

.

.

.

الکی مثلا تو هنوز منو یادت هست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 49بار
  • انتشار : پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 17:40

فریاد زیر آب

هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی فلانی...

دیگر هوای برگرداندنت را ندارمـــــــــــ

هر کجا می خواهـــــی برو....!

 

پ ن:خستـــــــــه خسته س

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 64بار
  • انتشار : دوشنبه 27 بهمن 1393 - 18:14

بی تو من رنگ های این سرزمین را بیگانه می بینم

بی تو...کوه ها دیوان سیاه و زشت و خفته اند

بی تو دریا گرگــــــی است که آهوی معصوم مرا می بلعد

بی تو...من با بهار میمیرم

بی تو...من در عطر یاس ها می گریم

بی تو...من در شیره ی هر نبات...رنج "هنوز بودن"را و جراحت روزهایی 

که همچنان خواهم ماند را...لمــــــس می کنم...!

بی تو ...من با هر برگ پاییزی می افتم

بــــــــــــــــــی تو....

من زندگی را...شوق را...عشق را...زیبایی را...و مهربانی پاک خداوندی را

از یاد می برم....

.

.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست

                           می کشد هر جا که خاطر خواه اوست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 51بار
  • انتشار : پنجشنبه 25 دي 1393 - 18:8

غم یار و غم یار و غـــــــــــــــــــــم یار....!!!

امان از این غــــــــــم یار که خیلی ها رو الکلی کرد

فریاد زیر آب

سلامتـــــی اونایی که یادشون رفت 

قســــم خوردن تا آخرش هستن....!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 78بار
  • انتشار : چهارشنبه 17 دي 1393 - 20:20

دلم گرفته ...!!!

به قدر تـــــــــــمام روزهایی که خندیدم...و همـــــه آدمها را خنداندم

روزهایی بود که صدای خنده هایــــم گوش همـــــه را کر می کرد

امـــا حالا...

صدای گریه هایم را حتــــی خودم هم نمی شنوم

دلـــــــــــم باران می خواهد...باران...!!!

دلم دریا می خواهد...دریــــــا...!!

دلـــــــم دل می خواهد...اما نه هر دلـــــــی...!!!!!!

عــــــــــــــــــــــشق تو...شوخـــی زیبایی بود که خداوند با قـــــــــــــلب من کرد.

زیبا بود....اما شوخــــــــــی بود!!!

حالا...تو هم بی تقصیری...!

خدای تو هم بی تقصیر است!!

من تاوان اشتباه خودم را پس می دهم

تــــــــــــــمام این تنهایی..."تاوان"جدی گرفتن آن شوخی است...!!

که بی ریا عاشـــــقت شدم...و...گرفتار عشقــــــــی یک طرفه

اما با رفتنت من ماندم و قلبی شکـــــــــــسته و ....

ذهنـــــــــــــــــــــــــی تا ابد دیوانه...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 70بار
  • انتشار : دوشنبه 17 آذر 1393 - 10:45

به جایی رسیدم که دیگه خیلی چیزا واسم مهم نیست

جایی که وقتی یکی دلمو میشکنه...مثل آب خوردن میذارمش کنار

جایی که با دیدن بی معرفتی ها فقطـــــــــــ....میگم به درک

بی احساس نبودم..ولی یه کسایی یه سری باورهامو از بین بردن

همونایی که گفتن:...تو واسه این دنیا زیادی خوبی

""هــــــــــــــــه""

آبی پشت سر کسی نمیریزم که برگرده 

هر کی رفت به سلامت

بی زحمت درم ببنده...

...

این روزها احساس می کنم 

وقتی می نویــــــــسم خدا چشمهایش را می گیرد

و وقتی میخوانم گوشهایش را

صادقانه بگویم

فکر می کنم خدا هم از سادگی من و حرفهای تکراری ام

خسته شده....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 76بار
  • انتشار : شنبه 08 آذر 1393 - 12:24

از تو می گذرم بی انکه دیگر تو را ببینــــــــــم

از تو می گذرم بی آنکه خاطره ای را از تو به دوش بکشـــــــــم

دیگر نمی خواهم طعمی از عشق بچشم

از تو مـــــــی گذرم

از تو که گذشتی از همه چیز

این را هم فراموش مـــــی کنم

جای من اینجا نیــــست...میروم تا از شر من و احساسم راحت باشی

میروم تا آرام باشی

میروم تا تو نیز بودنم را با همنشینی با معشوقه ات فراموش کنی

میروم تا روزی اشکهای پشیمانــــی ات را ببینم

از تو می گذرم و شک نکن که فراموشت می کنم

هر چه شمع و شعله و آتش از تو در دلم روشن بود....هر جای قلبم که کور سوی امیدی به داشتنت داشت

امروز خاموش و دفن کردم....

نه اندیشیدن به تو فایده دارد....نه کلنجار رفتن به خاطره هایت

حالا انقدر به دنبالم بیا تا خسته شود پاهایت

.

.

.

چرا پاســـــخی به دل گرفته ام نمی دهی

چرا سرد شده ای و مثل آن روزها سراغی از من نمی گیری

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : شنبه 03 آبان 1393 - 17:51

فریاد زیر آب

یادش بخیر...

یه روز بهش اس ام اس فرستادم:

دلــــــــــــــــــــــم برات تنگ شده...

جواب داد:

کمــــــــــتر بهم فکر کن تا دلتنـــــگ نشی...

اون شب تا صبح گریه کردم...نه به خاطر بی علاقه بودنش نسبت به من...

برای اینکه اصلا نفهمید دلتنـــــــــــــــگی دست خودم نبود...

وگرنه به جای کمتر...هیــــــــــــــــــــچ وقت بهش فکر نمیکردم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : شنبه 17 خرداد 1393 - 9:58

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...

فرشته پری به شاعر داد...و شاعر شعری به فرشته

شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت و شعر هایش بوی آسمان گرفت

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت

خدا گفت:

دیگر تـــــــــمام شد...دیگر زندگی برای هر دو نفرتان دشوار مـــی شود....

زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود...زمین برایش کوچک است...

و فرشته ای که مزه ی عشــــــــق را بچشد..آسمان برایش کوچک

فریاد زیر آب

احوال ســــــــــــــــــگی من

نتیجه ی گربه صفــــــــــــــــتی بعضیاست

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 - 20:14