close
تبلیغات در اینترنت

متن کوتاه عاشقانه

فریاد زیر آب

سالها بعد،
من در کنار یک زن زندگی میکنم،
زنی که اسمش تو شناسنامم ثبت شده و همسر من محسوب میشه،

زنی که شاید من مرد روياهاش باشم اما،
اون هیچوقت زن رویاهای من نمیشه چون ،
رویایی ترین کسی که میخواستم تو بودی...

جسمم کنار اون میخوابه اما،
افکارم در کنار تو.
سالها بعد،
بي هوا وقتی یادت ميوفتم،
فقط به این فکر میکنم که خوشبختی یا نه!؟....

شاید اسم تورو گذاشتم روی دخترم،

 

 

سالها بعد،

من مــَـردی هستم که از عذاب وجدان داره ميميره،
مردی که به تو فکر میکنه اما،کنار یک زن دیگست،
مردی که به دوست داشتن های یک زن دیگه پاسخ میده اما،
نه از ته دل...

سالها بعد،

وقتی دیر وقت،خسته از سر کار میام خونه،
وقتی همه خوابن،
ميرم تو اشپزخونه و یه سیگار روشن میکنم،
تو اون نور کم سوي چراغ خواب; به تو فکر میکنم...
از سیگارم کام های عمیق میگيرم،
و به این فکر میکنم که زندگیم چجوری میشد اگه تو همسرم بودی؟

در حالی که دارم تو فکرت غرق میشم،
سيگارم رو به اتمامه،
و من،
با عذاب و با دلی پـــُر از غم،
باید برم کنار زنی بخوابم که همیشه ارزو میکنم کاش تو جای اون بودی...
سالها بعد ،
تو کنار کسی هستی که دوستش داری اما،
من کنار كسي هستم که،
فقط باهاش هم خونه ام...

سالها بعد،یه مَردم با موهای سفید و چهره ای خسته...
مردی که خیلی ها ميشناسنش اما،
اون با هیچکس جز یاد تو،
و تنهايي آشنا نیست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 53بار
  • انتشار : دوشنبه 30 مرداد 1396 - 10:58

نگارِ من چو اندر من نظر کرد

                     همه احوال من بر من دِگر کرد

فریاد زیر آب

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!

یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،

اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،

تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.

گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟

گفت: چرا، میشه، خوبم میشه

اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.

گفتم چطور مگه؟

گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،

تازه اون موقع میفهمی

نه نخ داری، نه سوزن ...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 تير 1396 - 12:36

فریاد زیر آب

هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای

مقصر نمیداند...

همه ی ما آنقدر غرور داریم،

که همیشه حق را به جانب خودمان میدانیم

از نظر خودمان فرشتگانی هستیم،

که داشتیم زندگیمان را میکردم

که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد

و رفت...

داخل شعر ها

داخل متن ها

میگردیم دنبال جمله ای که طرف مقابل را بکوبد و ما را مظلوم ترین آدم دنیا نشان دهد

گاهی یادمان میرود آدمی که حالا میخواهیم

سر به تنش نباشد...

تا دیروز رویای روز و شبمون بوده...

کمی انصاف شاید...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 تير 1396 - 18:14

 

فریاد زیر آب

http://www.jenabmusic.com/53632/music-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8.html

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : دوشنبه 12 تير 1396 - 19:28

این آهنگ رو از دست ندید

فریاد زیر آب

http://nex1music.ir/post/45849/

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 30بار
  • انتشار : یکشنبه 04 تير 1396 - 15:55

 

فریاد زیر اب

و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست!

من مرده گان بیشماری رادیده ام

که راه میرفتند

حرف می زدند

سیگار میکشیدند

و خیس ازباران

انتظاروتنهایی رادرک میکردند ...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 12بار
  • انتشار : سه شنبه 30 خرداد 1396 - 9:45

 

فریاد زیر آب

وقتی عاشق کسی میشـــــی

مثل این میمونه یه تفنگ پر از گلولــــه رو

دو دستـــــی تقدیمش کنی که بگیره سمت قلبت

ولی اعتماد کنی که شلیک نمیکنه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 22بار
  • انتشار : شنبه 13 خرداد 1396 - 12:13

چشمهایش شروع یک واقعه بود

فریاد زیر اب

همه چیز عوض میـــــــــــــــشه

صورت من..رنگ موهام

قد و هیکلـــم...افکارم

خیابونا,کافه ها...حتی دنیا

.

.

یه چیزی امــــــا هیچ وقتِ هیچوقت عوض نمیشه

اینکه

همیشه دوستت دارمـــــــ

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 23بار
  • انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1396 - 12:53

 

فریاد زیر آب

و امـــــا

نیـــــــــمه شبــــی من خواهم رفتـــــ...!

از دنیایی که مال مــــــــــن نیست

از زمینــــی که مرا

بیهوده بدان بسته اند....!!

 

"شامـــلو"

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 27بار
  • انتشار : پنجشنبه 31 فروردين 1396 - 9:31

امروز دیدمت...

اما چه دیدنـــــــــــــی ...چه احوالـــــی...!!

نفســـــــــــم به شماره افتاد وقتی بیشتر نگاهت کردم

بغض بود و نگـــاه...

و قطره ای محبوس در دیدگانـــــــــم...دم و باز دم سینه ام دیگر نا نداشت

ضربان قلبم بود و هق هق نفســــــــــهایــم...نگاه کردنت آرامشی شد در وجودم

یاد شبی افتادم که می خواستـــم خانه ی احاســــــــم را با تو بسازم

کنار تو و برای تو...

امــــا با رفتن تو...

من به سهــــــــــم تمام موجودات عالـــم گریستم

در سرزمین خیالـــم از هر کس سراغت را گرفتم

نشانــــی از تو نبود...

ولی من لحظه ای دیدمت و پلکهای خسته ام طاقت نیاورد

و بی امان بر چشمان خیســــــــم تکرار شدند

چه دقایقی...

نفسگیر و سخت...

خواستم هم بغض آسمان شوم...گرچه باران هم از بی کسی اشکهایم شرم می کرد

من ماندم و یک دنیا خاطره و یک مشت گلبرگ از جنس ماتـــــم

می خواستم دنبالت بدوم ولی یادم آمد که سهـــــم دیگری هستی

چه تلخ بود...

بدان بی تو بودن تنها غمـــــی است که دردش را تاب نخواهم آورد

میدانــــــــــم که دیر رسیدم...

کاش آن روزها دوباره تکرار می شدند

سهم من از تو بودن فقط نگاه شد...و من فقط

از دور برایت دست تکان دادم

و می دانم مرا بخشیده ای... فرشته ی زیبای من

بدان که تمـــــــــــام وجودم مملوء از توست....باور میکنی؟؟؟؟؟؟

منی که آرزوی دیدنت را حتی در خواب داشتم

امروز از نزدیک دیدمت...

وقتی دیدمت پاهایـــم مرا یاری نکرد...و مغزم به دلم اجازه نداد که بایستم

از کنارت که رد شدم !!!!

شانه هایت خستــــه و افتاده بود...سر به زیر و آروم می رفتــی...

آنقدر غرق درونت بودی که من را ندیدی...!!

یعنی واقعا... سنگینی یک نگاه آشنا را حس نکردی...؟؟؟؟

خواستــــــم سلامـــــی کنم...ولی...!!

دنیایت آنقدر شکننده بود که پشیمان شدم

عبور کردم و خاطراتم زنده شد...روزهایی که فراموش نمــی شوند

ولی رنگ باخته اند و کمرنگ شده اند.ایستادم نگاهت کردم

دور شدنت را فراموش نمیکنم...زیرا که برای گذشته ی از دست رفته نیز احترام قائلم!!!

نمیدانم چه حســــی بود...!!

نمیدانم چه باید می کردم...!!

ولی ای کاش چشمان معصومت

حتــــــــــی برای لحظه ای کوتاه 

به چشمانـــم خیره می شد.........!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 127بار
  • انتشار : پنجشنبه 04 دي 1393 - 10:33

حقیـــــــــــــقت تمام رابطه ها همینه

اولش ذوق داری.. بعد با اس ام اس شروع میشه 

زنگ ها جاشو به ساعت های پر ارزشت میده

سحر تا سحر تو فکرشی

اگه یه دقیقه دیر تر جوابتو بده به ستوه میای

دیدنش آرزوته

میخوای هر جور شده خوشحالش کنی

گرفتن دستش گرمــــــــــترین آغوش دنیاست

در خیابان ها بودنش رو جار میزنی!!!

دوست داشتن جاش رو به عشق میده

عشق جاش رو به عادت و وابستگی میده

اینجاست که درد شروع میشه!!!!

دیگه فهمیده دل بستی

هر کاری میکنه تا آزارت بده

با دیر جواب دادن ...با بدرفتاری

کاری میکنه به صدا در بیای...بعد بگه دیدی ما با هم سازش نداریم!!؟

یهو میذاره و میره ...

تو بمونی و تنهاییت و عادتی که با هیچ چیز جبران نمیشه

داری لـــــــــــــه میـــشی...

اما کم کم ضد ضربت میکنه

اونوقت تنهایی رو با چشم و روحت میبینی

خستــــــــــــــــــــــه شدی

اما...

دیگه ترجیح میدی تو خلوتت هیچ ناکسی رو راه ندی

به پنجـــــــره نگاه میکنی

منتـــــــظر اون نیستی....منتـــــــــــــــــظر بارونی

که زیرش تنهایی رو به رخ دنیا بکشی

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 10:5

گاهی با یه تلنگر حالت عوض میشه

گاهی هم با هزار ضربـــــه تغییر نمیکنی

نمیدونم برای من تلنگر بود ....یا ضربه ی هزارم که نتیجه داد

تصمیم به تغییر زندگی اولین قدم بود برای من ...

تا یه جایی خوب پیش رفتم...

از این به بعد رو نمیدونم

اما حالم بهتره

بهتر از دیروز ها و پریروزها و هفته های پیش

ولی نه بهتر از پارسال

دیگه مخاطبــی نیست که برایم خاص باشد

دیگه مخاطب هیشکی نیستم

تا براش بنویسم

شاید برای خودم بنویسم از این به بعد

خدا رو چه دیدی...

........

.....

....

...

..

.

پ ن :یه وقتایی باید رفت

اونم با پای خودت

باید جاتو تو زتدگی بعضیا خالی کنی

درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن

ولی بدون یه روزی یه جایی

بدجوری یادت میفتن که خیـــــــــــــــــلی دیر شده

خیــــــــــــــــلی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : پنجشنبه 26 تير 1393 - 13:13

سلامتی روزی که من سفید پوشیدم...رفقا مشـــکی پوشیدن و من حال میکنم با تریپشون

سلامتــی اون چند تا شونه که تابوت نحس من رو دوششونه

سلامتی صدای بلند و صدای تکرار جمعیت

سلامتـــی صوت قرآن یه بینوا

سلامتی اشکا...

سلامتی خاکا...

سلامتی سنگا...

سلامتی دل کندنا...

سلامتی غش کردنا...سلامتی تنهایی زیر خاک...سلامتی روزی که نیستم

سلامتی روزی که رفقا فراموشم میکنند...سلامتی روزی که هیچ یاد و خاطره ای از من

تو ذهن اطرافیان نمونه

سلامتی اون دسته افرادی که با یادشون زندگی کردم...ولی یه لحظه به فکرم نیفتادن

سلامتی اون بیل و کلنگی که...منو از این همه بدبختی آزاد میکنه

سلامتی اون همه خاکی که روی من میریزن...تا بفهمم چقدر سنگینی می کردم رو دل بعضی ها

سلامتی این بغض لعنتی که مثل مــــــرد خودشو نگه داشته

سلامتی روزی که تک تکتون میــــــــــــــــــگین...بی معرفت...چرا رفتی!!!؟؟

سلامتــــی روزی که بگین...:پاشو دلمون واسه مسخره بازیات تنگ شده...

سلامتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی روز آخر زندگـــــــــــــــیم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 127بار
  • انتشار : چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 - 11:54

به سلامــــــــــــــــــــتی دختری که

وقتی دوست پسرش ولش کرد

یه لبخـــند زد و گفت:

آخیـــــــــــــــــش...از دستش راحت شدم...

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 90بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 - 11:1

دیدی شبا موقع خواب یهو هوس میکنی عکسای تو گوشیتو نگاه کنی

یا اس ام اس بخونی...؟

آخه بعضیا مثل من این عادت رو دارن

دمر می خوابی...ملافه رو تا چونه ت می کشی بالا و گوشیتم دستت عکسا رو میبینی...!

تو روز زیاد برات جذابیت ندارن...ولی شبا دیدنشون خیلی میچسبه...!

اس ام اسا رو میخونی و تحلیل می کنی

همه چی با ساعت و دقیقه تو ذهنته

یهو اسمشو میبینی...قفل میشی رو اسمش...

هنوز چشمت رو شمارشه

نمیدونی هنوز این خط دستشه...!؟؟

دستش نیست...!!!؟

خاموشه...؟روشنه...؟

میخوای امتحان کنی...نمیتونی

پیش خودت میگی یه SMS خالی بدم

بازم غرورت نمیذاره...!

فریاد زیر آب

هییییییییییی خدا...منم دیگه نمیتونم زنگ بزنم

کل این پروسه تو 2 دقیقه اتفاق می افته

دو دقیقه یادش میوفتی 2 ساعت دیرتر خوابت میبره

باز میری تو فکر که آره...!!؟

اگه یهو زنگ بزنه چی میشه؟

اگه دوباره ببینمش رفتارش چطوریه؟

الان کجاس؟چکار میکنه؟

اونم به فکر من هست؟نکنه کسی کنارش باشه الان

ااااااه...این توهم گند میزنه به اعصابت..همین باعث میشه خوابت نبره...!

اصن میگی شاید شمارمو پاک کرده

شاید زنگ که بزنی وقتی گوشیو برداشت صدای یکی بیاد که بگه

"عزیزم کیه بهت زنگ میزنه"

ولی ...ولی ...ولی..!

واسه من که توهم نبود

آخه خودش بهم گفت.

گفت که یکی اومده تو زندگیش...خوشحالم بعد اون همه سختی

یکی از ته دل دوسش داره...آخه من که بهش بد کردم.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 74بار
  • انتشار : سه شنبه 29 بهمن 1392 - 17:36

 

فریاد زیر آب

حالم دست خودم نیست

بی اختیار شده ام از این دلهره های بی موقع

برایم کمی آب بریز...

انگار چیزی در گلویم گیر کرده... بغضی کهنه است شاید

ضربه ای به پشتم بزن...دیگر نفسی نمانده

دیر بجنبی رفته ام...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : یکشنبه 20 بهمن 1392 - 18:37

خودکشی

 

   وبلاگ 4 ساله شد    

↓           

↓         

↓     

↓   

↓ 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 217بار
  • انتشار : سه شنبه 17 دي 1392 - 12:54

 

فریاد زیر آب

مهـــــــــربانم

شرمنده ام...

که هیچوقت مهـــــــــــربانی هایت را منتشر نکردم

اما تا دلت بخواهد گلایه ها را "پست" کردم

و غریـــبه ها نظر دادند

یا به قول امروزی ها "لایک" زدند...

کاش می توانستم

صـــــــــدای تو را بنویسم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : چهارشنبه 06 آذر 1392 - 10:18

 

فریاد زیر اب

یه جا خوندم 

که یه عزیزی گفته بود

عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق

یعنی حالت خوب باشه

امیدوارم حالتون خوب باشه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : یکشنبه 26 آبان 1392 - 10:53

لمس تن تو 

شهوت است و گناه

حتی اگر خدا عقدمان را ببند....

داغی لبت ;جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند

هم آغوشی با تو

هم خوابگی چرک آلودی ست

حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد

فرزندمان حرام نطفه ترین کودک زمین است

حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس

خاتون من !

حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم

یک بوسه 

یک نگاه حتی

حرامم باد

اگر تو عاشق من نباشی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 134بار
  • انتشار : سه شنبه 16 مهر 1392 - 12:1

این دنیا پر از صدای پای مردمی است

که همچنان که تو را می بوسند

طناب دار تو را می بافند

مردمانی که صادقانه دروغ می گویند

و عاشقانه خیانت می کنند

 

فروغ فرخ زاد...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 124بار
  • انتشار : دوشنبه 15 مهر 1392 - 9:17

دنیای اطرافمان را با "پرده ی سینما"اشتباه گرفته ایم

یکی فراموش می شود

یکی خاموش می شود

یکی می میرد

و ما فقط تماشا می کنیم

فریاد زیر اب

میگن زندگی کوتاهه

پس ببخش و بگذر و بخند

ما که بخشیدیم 

گذشتیم

ولی نتونستیم بخندیم

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 65بار
  • انتشار : جمعه 29 شهريور 1392 - 10:48

کاش زندگی به همین سادگی بود

به همین سادگی!!

خالی از حسرت

پوچ از تنهایی

بدون بغض

کاش او.....

یک تنه می توانست حریف  همه ی غم های بزرگ قلب کوچکت باشد

کاش او می توانست غرق لبخند کند تمام دقایقت را

افسوس که او خود اسیر یک مشت بی کسی است

کاش او می توانست مونست باشد همه ی شبهای بی محتوا را

کاش تو....

دلت این همه غم نداشت...!!

کاش سادگی همه ی این درد و دل های ساده را می شد

برای خدا روی کاغذ نوشت

برای خدا نوشت به سادگی یک ارزوی محقر برایش پست کرد

کاش می شد همیشه اینقدر ساده نوشت

ساده اما....

پر از حرف های نا گفته...

پر از لحظه هایی که ناگزیر زود دیر شد

کاش گریستن یادت نمی دادند

بغض;بدرقه ی چشمانت نمی کردند

کاش او....

می توانست به جای بغض هایت

یک اسمان گریه کند.

کاش او...

خاطره ی بودنش;جای خالی همه ی خاطره های بی سرانجام چشمان همیشه

صبورت را

پر از پرواز پروانه های عاشق می کرد.

کاش او...

نازنینم!!!

به گمانم (او) همان (من)م!

خویش از همه ی دنیا جدا...

 

 

کاش زندگی ما ادمها...

به همین سادگی بود...

تنها...

به همین سادگی...!!!

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : جمعه 21 تير 1392 - 14:58