close
تبلیغات در اینترنت

جملات کوتاه عاشقانه

کاش یه قرصى بسازن واسه فراموشى

خودت براى خودت تجویز کنى

صبح، ظهر، شب

یا نه

هروقت یادش افتادم

هروقت دل بى صاحبم گرفت

هر وقت وقتى براى خودم نداشتم.

اگه بوی عطر اشنا خورد به مشامم

اگه رنگ لباس مورد علاقم رو یه روز 

تن یه کس دیگه اى دیدمو یادش افتادم

اگه بارون زد 

و با این روزاى تلخ بارونى خاطره داشتم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 33بار
  • انتشار : پنجشنبه 20 مهر 1396 - 19:45

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31
بعضی آهنگارو که گوش میدی یادت
به یه شب وحشتناک میوفته
دلت میلرزه یاد اشکات و 
هق هق کردنت دیوونت میکنه
یاد اون لعنتی میوفتی که باعث همه اینا بود
بغضت باز جمع میشه دستات میلرزه
سریع ردش میکنی
تا بیشتر از این عذاب نکشی و
حالت بد نشه،
ولی هیچوقت نمیتونی پاک کنی
نه آهنگو از گوشیت،
نه اون شبو از ذهنت...!
فریاد زیر آب
مادر بزرگم هميشه ميگفت
روزهايي كه مغمومي يا دلتنگ،
دلت ميخواهد كسي را صدا بزني
و او جوابت را بدهد "جانم"...
ميگفت همين جانم گفتن او،
حالت را جوري خوب ميكند
كه انگار نه مغموم بوده اي و نه دلتنگ...
مادر بزرگم هميشه ميگفت
هميشه مراقب كساني
كه جانم گفتن شان حالت را خوب ميكند باش...
مراقب از دست ندادنشان....!!!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : یکشنبه 01 مرداد 1396 - 10:38

نگارِ من چو اندر من نظر کرد

                     همه احوال من بر من دِگر کرد

فریاد زیر آب

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!

یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،

اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،

تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.

گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟

گفت: چرا، میشه، خوبم میشه

اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.

گفتم چطور مگه؟

گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،

تازه اون موقع میفهمی

نه نخ داری، نه سوزن ...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 31بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 تير 1396 - 12:36

فریاد زیر آب

هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای

مقصر نمیداند...

همه ی ما آنقدر غرور داریم،

که همیشه حق را به جانب خودمان میدانیم

از نظر خودمان فرشتگانی هستیم،

که داشتیم زندگیمان را میکردم

که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد

و رفت...

داخل شعر ها

داخل متن ها

میگردیم دنبال جمله ای که طرف مقابل را بکوبد و ما را مظلوم ترین آدم دنیا نشان دهد

گاهی یادمان میرود آدمی که حالا میخواهیم

سر به تنش نباشد...

تا دیروز رویای روز و شبمون بوده...

کمی انصاف شاید...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 26بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 تير 1396 - 18:14

 

همه چیز

میتوانست برعکس باشد...!

مثلا

بجای جای خالیت

همه جا پر بود از بودنت...

بجای دلتنگی

دلم پر از تو بود...

همه ات را من داشتم،

خودم تنهای تنها.‌..

دیگر نگرانی معنا نداشت!

حسادت هم رنگ میباخت...

میدانستم جایت امن است

قرار نیست برای داشتنت با کسی

شریک باشم...!

آنقدر در خودم قایمت میکردم تا یکی شویم.

میشدم منی پر از تو...!

میشدی من...

میشدم تو!

فریاد زیر آب

دلم براش تنگ میشه

برا یهو مهربون شدناش

دلم واسه خنده هاش تنگ میشه

واسه موقع هایی که خسته بود ولی 

پا به پام بیدار میموند...

دلم واسه قهر کردناشم تنگ میشه

حتی داد زدناش

غر زدناش...

دلم واسه چشماش

همه چیش تنگ میشه

لعنت به سرنوشتی که جدامون کرد...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : دوشنبه 19 تير 1396 - 11:44

 

فریاد زیر اب

و مرگ تنها نفس نکشیدن نیست!

من مرده گان بیشماری رادیده ام

که راه میرفتند

حرف می زدند

سیگار میکشیدند

و خیس ازباران

انتظاروتنهایی رادرک میکردند ...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 8بار
  • انتشار : سه شنبه 30 خرداد 1396 - 9:45

فریاد زیر آب

سخت است غرق شدن در روزهای پر از تکرار و تفکراتی که جز خستگی چیزی برایت ندارد... 

...
آنقدر خسته، که فقط می توانی بنگری به دردهایی
که نمک به زخم لحظه های تنهاییت می زنند...! 
و گاهی در حسرت لحظه ها، آنقدر آه می کشی و بغض می کنی تا آشکار نگردد عمق دردهایی که در دلت پنهان مانده... 
خسته از عبور ثانیه ها
که به دلخواه خود می گذرد و تو هیچ نقش و سهمی در ثبت و گذر این لحظه ها نداری...! 
و همچنین، خسته و دردمند از روزهای خوبی که با یک دنیا امید، رسیدنش را به انتظار می کشیدی... 
میدانی! 
گاهی، فقط باید چشم دوخت
به مهربانی و نگاه خداوندی که خودش خوب می داند حال دلت اصلا خوب نیست!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 25بار
  • انتشار : سه شنبه 23 خرداد 1396 - 10:41

 

فریاد زیر آب

وقتی عاشق کسی میشـــــی

مثل این میمونه یه تفنگ پر از گلولــــه رو

دو دستـــــی تقدیمش کنی که بگیره سمت قلبت

ولی اعتماد کنی که شلیک نمیکنه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 11بار
  • انتشار : شنبه 13 خرداد 1396 - 12:13

روستای ارده(پره سر)تالش

روزی بارانی یا ابری یا سرد یا گرم- حتی طوفانی .... فرقی نمیکند

 

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو راه بروم

کنار دریا یا جنگلی انبوه یا خیابانی شلوغ یا کوچه ای باریک -حتی کویری خشک..فرقی نمی کند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو حرف بزنم

در خانه من یا خانه تو یا کافه ای دنج یا رستورانی شیک -حتی در دل خودم یا در خواب! فرقی نمیکند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

 

پ ن:عکس,روستای ارده از توابع رضوانشهر

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 15بار
  • انتشار : چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 - 10:41

 

فریاد زیر آب

چند روز دیگر...امروز پارسال می شود

کمی ساده ..اندکی خنده دار...و قدری عادی!!!

امروز سالهاست می رود

و ما

همیشه چشممان پی فرداست.

افسوس!!

به فکر پاییز تابستان را....و به فکر بهار زمستان را فدا می کنیم.

جشن می گیریم ...عید می گیریم...و دوباره همانی می شویم که بودیم

با اختلاف چند تار موی سپید تر...!!

آدمها می آیند

گاهی در زندگی ات می مانند...گاهی در خاطره ات

آنها که در زندگی ات می مانند همسفر می شوند...و آنها که در خاطرت می مانند

کوله پشتی تمام تجربیات برای سفر....!!!

گاهی تلخ

گاهی شیرین

با یادشان لبخند می زنی

گاهی یادشان...لبخند از صورتت بر می دارد , اما تو لبـــخند بزن

به تلخ ترین خاطره هایت حتــــــــــی...!!

آدمها می آیند , و این آمدن باید رخ بدهد

تا تو بدانی آمدن را همه بلدند

این " ماندن  " است...که هنــــــــــر می خواهد.

 

پیشاپیش سال نو همه ی دوستای گل و عزیزم مبارک.

چه اونها که هنوزم سر میزنن به اینجا...چه اونایی که دیگه فراموشمون کردن.

ضمنا" وبلاگو با موزیک بخونین...قسمت کدهای اختصاصیچشمک

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 35بار
  • انتشار : پنجشنبه 26 اسفند 1395 - 17:45

طلاق فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 24بار
  • انتشار : یکشنبه 20 تير 1395 - 20:12

خدایــــــا شفــــــــا بده
بنده های سالمت را شفا بده!
کسانی را شفا بده که خیال میکنند هنوز دنیا بدون آنها نمیچرخد!
کسانی را شفا بده که خیال می کنند مریض نخواهند شد هرگز!
کسانی را که روحشان خیلی مریض است!

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 65بار
  • انتشار : چهارشنبه 26 خرداد 1395 - 13:13

پــ . نــ : .....پـــــــــP

فریاد زیر اب

روزي به تو خواهم گفت ازغربتم

روزي که با ريزش برگها خزان زندگي من آغاز شد،

آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوي خورشيد، دلت را آرزو مي کرد.

آن روز که ابرهاي سياه و سفيد سراسر آسمان چشمانم را فرا گرفته بود

و باران غم از گوشه ي آن، به کوير سرد گونه هاي استخوانيم فرو ريخت.

آن روز همه چيز را در يک نگاه به تو خواهم گفت،

 آن گاه که سيلاب اشک هايمان يکي گردد..

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : سه شنبه 04 خرداد 1395 - 20:44

فریاد زیر آب

زندگیه دیگه

 

گاهی خسته میشی...خیلی خسته میشی

اونقدر که دوست داری خودکارتو بزاری لای صفحاتش...

یه مدت بری سراغ خودت

هیچ کاری نکنی..

حتی نفسم نکشی

اما مشکل اینجاست بعد که برمیگردی میبینی یه نفر خودکارو از لای کتاب زندگیت بیرون کشیده و...

تو هم یادت نمیاد کدوم صفحه بودی...

گم میشی...

و هیچی تو این دنیا بدتر از این نیست که ندونی 

کجای زندگیت هستی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 42بار
  • انتشار : سه شنبه 11 اسفند 1394 - 17:19

 

فریاد زیر آب

به هم نرسیدیــــــم...!!

اما...بهتــــــــــــــــــــــــرین غریبه ات باقی می مانـــــم

که تو را همـــــــــــــــــــــیشه دوست خواهد داشت

مــــــن و تــــــــــو

"ما" که نشدیم هیــــــــــچ...

مـــــــــــن نیــــمی از خود را هم باختـــم...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 72بار
  • انتشار : سه شنبه 08 ارديبهشت 1394 - 17:53

امروز دیدمت...

اما چه دیدنـــــــــــــی ...چه احوالـــــی...!!

نفســـــــــــم به شماره افتاد وقتی بیشتر نگاهت کردم

بغض بود و نگـــاه...

و قطره ای محبوس در دیدگانـــــــــم...دم و باز دم سینه ام دیگر نا نداشت

ضربان قلبم بود و هق هق نفســــــــــهایــم...نگاه کردنت آرامشی شد در وجودم

یاد شبی افتادم که می خواستـــم خانه ی احاســــــــم را با تو بسازم

کنار تو و برای تو...

امــــا با رفتن تو...

من به سهــــــــــم تمام موجودات عالـــم گریستم

در سرزمین خیالـــم از هر کس سراغت را گرفتم

نشانــــی از تو نبود...

ولی من لحظه ای دیدمت و پلکهای خسته ام طاقت نیاورد

و بی امان بر چشمان خیســــــــم تکرار شدند

چه دقایقی...

نفسگیر و سخت...

خواستم هم بغض آسمان شوم...گرچه باران هم از بی کسی اشکهایم شرم می کرد

من ماندم و یک دنیا خاطره و یک مشت گلبرگ از جنس ماتـــــم

می خواستم دنبالت بدوم ولی یادم آمد که سهـــــم دیگری هستی

چه تلخ بود...

بدان بی تو بودن تنها غمـــــی است که دردش را تاب نخواهم آورد

میدانــــــــــم که دیر رسیدم...

کاش آن روزها دوباره تکرار می شدند

سهم من از تو بودن فقط نگاه شد...و من فقط

از دور برایت دست تکان دادم

و می دانم مرا بخشیده ای... فرشته ی زیبای من

بدان که تمـــــــــــام وجودم مملوء از توست....باور میکنی؟؟؟؟؟؟

منی که آرزوی دیدنت را حتی در خواب داشتم

امروز از نزدیک دیدمت...

وقتی دیدمت پاهایـــم مرا یاری نکرد...و مغزم به دلم اجازه نداد که بایستم

از کنارت که رد شدم !!!!

شانه هایت خستــــه و افتاده بود...سر به زیر و آروم می رفتــی...

آنقدر غرق درونت بودی که من را ندیدی...!!

یعنی واقعا... سنگینی یک نگاه آشنا را حس نکردی...؟؟؟؟

خواستــــــم سلامـــــی کنم...ولی...!!

دنیایت آنقدر شکننده بود که پشیمان شدم

عبور کردم و خاطراتم زنده شد...روزهایی که فراموش نمــی شوند

ولی رنگ باخته اند و کمرنگ شده اند.ایستادم نگاهت کردم

دور شدنت را فراموش نمیکنم...زیرا که برای گذشته ی از دست رفته نیز احترام قائلم!!!

نمیدانم چه حســــی بود...!!

نمیدانم چه باید می کردم...!!

ولی ای کاش چشمان معصومت

حتــــــــــی برای لحظه ای کوتاه 

به چشمانـــم خیره می شد.........!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 118بار
  • انتشار : پنجشنبه 04 دي 1393 - 10:33

سلامتی روزی که من سفید پوشیدم...رفقا مشـــکی پوشیدن و من حال میکنم با تریپشون

سلامتــی اون چند تا شونه که تابوت نحس من رو دوششونه

سلامتی صدای بلند و صدای تکرار جمعیت

سلامتـــی صوت قرآن یه بینوا

سلامتی اشکا...

سلامتی خاکا...

سلامتی سنگا...

سلامتی دل کندنا...

سلامتی غش کردنا...سلامتی تنهایی زیر خاک...سلامتی روزی که نیستم

سلامتی روزی که رفقا فراموشم میکنند...سلامتی روزی که هیچ یاد و خاطره ای از من

تو ذهن اطرافیان نمونه

سلامتی اون دسته افرادی که با یادشون زندگی کردم...ولی یه لحظه به فکرم نیفتادن

سلامتی اون بیل و کلنگی که...منو از این همه بدبختی آزاد میکنه

سلامتی اون همه خاکی که روی من میریزن...تا بفهمم چقدر سنگینی می کردم رو دل بعضی ها

سلامتی این بغض لعنتی که مثل مــــــرد خودشو نگه داشته

سلامتی روزی که تک تکتون میــــــــــــــــــگین...بی معرفت...چرا رفتی!!!؟؟

سلامتــــی روزی که بگین...:پاشو دلمون واسه مسخره بازیات تنگ شده...

سلامتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی روز آخر زندگـــــــــــــــیم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 123بار
  • انتشار : چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 - 11:54

به سلامــــــــــــــــــــتی دختری که

وقتی دوست پسرش ولش کرد

یه لبخـــند زد و گفت:

آخیـــــــــــــــــش...از دستش راحت شدم...

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 88بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 - 11:1

 

فریاد زیر آب

به خودم می گویم قوی باش...

به خودم می گویم مهم نیست...

به خودم شک کردن را می آموزم...

به خودم می گویم:همیشه وقت هست برای فراموش کردن...

حداقل به اندازه ی باقیمانده ی عمرم...

ولی ته همه ی این حرفها فقط یه چیز هست...

من " غمگیــــــــــــنم " و " دلتـــــنگ"...

فقط و فقط...واسه اونی که نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 79بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 بهمن 1392 - 12:10

خودکشی

 

   وبلاگ 4 ساله شد    

↓           

↓         

↓     

↓   

↓ 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 219بار
  • انتشار : سه شنبه 17 دي 1392 - 12:54

میگی مهم نیست

اما صبح تا بیدار میشی و هنوز گیجی دستت میره رو گوشی

تا بهش پیام بدی: صبح بخیر عزیزم

میگی مهم نیست

اما وقتی اسمشو میشنوی داغ دلت تازه میشه

میگی مهم نیست

اما تا بهش فکر می کنی اشــــــــــک تو چشمات جمع میشه...!!

میگی مهم نیست

اما به همه گفتی دیگه نشنوم کسی از اون اسمی بیاره...اما کار دلــــــــــت با این چیزا درست نمیشه

میگی مهم نیست

اما وقتی که خیلی تنهـــایی عکساشو نگاه میکنی و باهاش حرف میزنی

میگی مهم نیست

اما دلـــت میخواد بازم بهش فکر کنی...فراموش کنی اون همه تحقیرو...!!

میگی مهم نیست

اما تا یه بچه بیرون میبینی یاد قدیما میکنی که می گفت:

بچمون به مامانش بره...می گفتی نه به باباش...!!!

میگی مهم نیست

اما دلت واسه صــــــــــداش لک زده

میگی مهم نیست

اما ناراحتی از اینکه یه کسی تو زندگیشه...

میگی مهم نیست

اما کنجکاوی طرفش چه شکلیه

میگی مهم نیست

اما میدونی چقدرررررررر مهمه...!!

میدونی خیلی دوستـــــــــش داری...پس نگو مهم نیست..!!

بگو مهمــــــــــــــــه..اما نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 95بار
  • انتشار : شنبه 14 دي 1392 - 18:8

چندیست ز یاران قدیمی خبری نیست

از آن هـــــــــــــــــمه خوبی و محبت اثری نیست

چشمم به در و گوش به گوشی و دلم تنـــــــــــگ

در کوچه ی تنهایی ما رهــــگذری نیست...

فریاد زیر آب

یه زمانی اینجا پاتوق خیلیا بود

ولی الان...

...

..

.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 79بار
  • انتشار : شنبه 16 آذر 1392 - 10:26

 

فریاد زیر اب

یه جا خوندم 

که یه عزیزی گفته بود

عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق

یعنی حالت خوب باشه

امیدوارم حالتون خوب باشه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : یکشنبه 26 آبان 1392 - 10:53


فریاد زیر اب

لمس کن کلماتی را ...

که برایت می نویـــــــــسم

تا بخوانی و بفهمی که چقدر جایت خالیست

تا بدانی نبــــــــــودنت آزارم می دهد

لمس کن نوشتــــــــــــه هایی را

که لمس ناشدنیست و عــریان

که  از قلبم بر قلم و کاغذ چکه می کند

لمس کن گونه هایم را

که خیس اشک است و پر شیار

لمس کن لحظه هایم را

تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستــــــــم

لمس کن این با تو بودن ها را

لمــــــــــــــــــس کن ...

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 74بار
  • انتشار : چهارشنبه 15 آبان 1392 - 8:59

من عاشقانه دوستش دارم و او

عاقلانه طردم می کند

منطق او حتی

از حماقت من هم احمقانه تر است

فریاد زیر اب

خدایا مرا ببخش

مجبورم بد باشـــــــــــم

تا از پس بنده هایت بر آیم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : شنبه 11 آبان 1392 - 9:30

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

دیوانه ای به داغ جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلبم را جستجو نکرد

اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم 

از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

فریاد زیر اب 

کفش هایت پر از رفتن

چشم هایت پر از جاده های دور

و کوله پشتی ات پر از حرف های نگفته

به تو حسودی ام می شود

چقدر خوب است

دستانت را به فاصله عادت داده ای

پاهایت را به رفتن های دور

لب هایت را به سکـــوت

و خاطراتت را به فراموشی

به تو حسودی ام می شود

به تو 

که به داشتن قلب سنگی عادت کرده ای

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 101بار
  • انتشار : چهارشنبه 01 آبان 1392 - 19:18

مــــــن...!!!

من را که می شناسی;خودمـــم

کســـــی شبیه هـــــــــیچکس

کمی که لا به لای نوشته هایم بگردی پیدایم میکنی

مهربان. مغرور.صبور.زودرنج و کمی بهانه گیر

اگر نوشته هایم را بیابی;منم

همان حـــوالی ام ....

فریاد زیر اب

دری هستم 

که می توانست به آسمان باز شود

اگر لولایش

به زمین چفت نبود...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 98بار
  • انتشار : پنجشنبه 25 مهر 1392 - 9:12

به همه چیز عادت میکنیم

به داشته ها و نداشته هایمان

خیلی طول نمی کشد که

جلوی آینه زل بزنی به خودت

موهایت را کنار بزنی

و با خودت بگویی

اصلا مگر داشتی اش؟

مگر از اول بود!!!؟؟

که بودن و نبودنش مهم باشد

فریاد زیر اب

گر همین است خطایم که تو را دارم دوست

              بعد از این بیشتر از پیش خطا خواهم کرد

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 70بار
  • انتشار : جمعه 19 مهر 1392 - 23:51

لمس تن تو 

شهوت است و گناه

حتی اگر خدا عقدمان را ببند....

داغی لبت ;جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند

هم آغوشی با تو

هم خوابگی چرک آلودی ست

حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد

فرزندمان حرام نطفه ترین کودک زمین است

حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس

خاتون من !

حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم

یک بوسه 

یک نگاه حتی

حرامم باد

اگر تو عاشق من نباشی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 120بار
  • انتشار : سه شنبه 16 مهر 1392 - 12:1

غم انگیزترین جدایی اونی بود که

نه کسی گفت چرا ...؟

نه کسی فهمید چرا...

فریاد زیر اب

زنده ام 

نه از جانی که مانده

از استخوان های لجبازی 

که روی هم ایستاده اند.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 166بار
  • انتشار : پنجشنبه 11 مهر 1392 - 9:53

چند وقتیست هر چه می گردم 

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما

گاهی حرفی می زند گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم

که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید

فریاد زیر اب

اسم های مجازی 

تصویر های مجازی

مشخصات مجازی

و در بین این همه چیزهای مجازی

تنها یک چیز حقیقت دارد

تنهایی من...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 76بار
  • انتشار : یکشنبه 07 مهر 1392 - 11:18

اینجا آسمان ابریست

آنجا را نمی دانم

اینجا شده پاییز

آنجا را نمی دانم

اینجا دلی تنگ است

آنجا را نمی دانم

فریاد زیر اب

صدای مارو

از پشت شیشه ی مانیتور می شنوید

مانیتوری که الان;خیلی ها پشتش بغض دارن

مانیتوری که الان;خیلیا دستشون زیر چونشونه

پشت همین مانیتور 

خیلیا دلشون گرفته

خیلیا دلشون شکسته

خیلیا زندگیشون رو پشت همین مانیتور باختن

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 73بار
  • انتشار : سه شنبه 02 مهر 1392 - 18:17

هنـــــــــوزم 

هر جا اسمی ازش برده میشه 

بغض خفه ام میکنه

هر جا رو که نگاه میکنم 

بغض خفه ام میکنه

هر جا که دو نفرو با هم می بینم

بغض خفه ام میکنه 

هر وقت که گوشیمو نگاه میکنم

بغض خفه ام میکنه

هر وقت تلفن زنگ میخوره 

بغض خفه ام میکنه

هر وقت که اس ام اس میاد 

بغض خفه ام میکنه

هر وقت که از خواب بیدار میشم 

بغض خفه ام میکنه

هر چیزی رو که نگاه میکنم 

بغض خفه ام میکنه

هنـــــــــــوزم نمیدونم چرا

بغض خفه ام میکنه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : دوشنبه 01 مهر 1392 - 22:38

التماس مال دیروز بود 

مال وقتی که ساده بودم

امروز میخواهــــــــــی بروی "برو"

هیــــــــــــــــــس

فقط....خــــــداحافــــظ...

فریاد زیر اب

هر کی از من سراغتو می گیره 

نمیگم وجود نداشتی

میگم وجودشو نداشتی...

پ ن :خیلی بی معرفتی

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 84بار
  • انتشار : یکشنبه 31 شهريور 1392 - 22:40

و چه زیبا گفت فروغ

تنـــــــــــها صداست که می ماند

و امان از صدای "تو" 

که ابدی شد در گوش من...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 107بار
  • انتشار : شنبه 30 شهريور 1392 - 19:11

دنیای اطرافمان را با "پرده ی سینما"اشتباه گرفته ایم

یکی فراموش می شود

یکی خاموش می شود

یکی می میرد

و ما فقط تماشا می کنیم

فریاد زیر اب

میگن زندگی کوتاهه

پس ببخش و بگذر و بخند

ما که بخشیدیم 

گذشتیم

ولی نتونستیم بخندیم

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : جمعه 29 شهريور 1392 - 10:48

روزگاری خواهد رسید...

همچنان که در آغوش دیگری خفته ای...

به یاد من...

ستاره ها را خواهی شمرد تا آرام شوی!

دلت هوایم را خواهد کرد

به یاد خواهی آورد با هم بودن هایمان را...

به یاد خواهی آورد خنده هایم را...

به یاد خواهی آورد گریه هایم را...

مطمئنم در آن لحظه میگویی: من تو را می خواهم

فریاد زیر اب

بعضی اتفاق های خوب

اونقدر دیر می افتن 

که باید رو به آسمون کرد و گفت:

وقتش گذشت

مال خودت

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 65بار
  • انتشار : سه شنبه 26 شهريور 1392 - 9:6

حرف هایی هست که بدجور دلم را می شکند

بد جور دلم را می سوزاند...بد جور خراب می کنند

حرف هایی از نزدیک ترین کسانت

از عزیزترین کسانت

گاهی دلت میخواهد نزدیکترین اینقدر عزیز نبود

یا اگر هم بود 

کمی بیشتر حواسش به تاثیر حرف هایش بود

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 59بار
  • انتشار : یکشنبه 24 شهريور 1392 - 0:54

ترجیح می دهم تنها باشم و با وقار

تا اینکه در رابطه ای باشم که به خاطرش

عزت نفسم را قربانی کنم


  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 92بار
  • انتشار : جمعه 22 شهريور 1392 - 13:53