close
تبلیغات در اینترنت

جملات دلتنگی

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 42بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31

فریاد زیر آب

به کمالُ عجز گفتم که به لب رسید جانم

                            به غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی

                                                        #فروغی_بسطامی 

خدانگهدار تا مدتـــــــــــــــی...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 46بار
  • انتشار : چهارشنبه 11 مرداد 1396 - 10:26

نگارِ من چو اندر من نظر کرد

                     همه احوال من بر من دِگر کرد

فریاد زیر آب

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!

یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،

اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،

تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.

گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟

گفت: چرا، میشه، خوبم میشه

اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.

گفتم چطور مگه؟

گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،

تازه اون موقع میفهمی

نه نخ داری، نه سوزن ...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 34بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 تير 1396 - 12:36

فریاد زیر آب

هیچکس خودش را در هیچ رابطه ای

مقصر نمیداند...

همه ی ما آنقدر غرور داریم،

که همیشه حق را به جانب خودمان میدانیم

از نظر خودمان فرشتگانی هستیم،

که داشتیم زندگیمان را میکردم

که یک نفر آمد و ما را با خاک یکسان کرد

و رفت...

داخل شعر ها

داخل متن ها

میگردیم دنبال جمله ای که طرف مقابل را بکوبد و ما را مظلوم ترین آدم دنیا نشان دهد

گاهی یادمان میرود آدمی که حالا میخواهیم

سر به تنش نباشد...

تا دیروز رویای روز و شبمون بوده...

کمی انصاف شاید...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 30بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 تير 1396 - 18:14

 

فریاد زیر آب

http://www.jenabmusic.com/53632/music-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%82%D9%84%D8%A8.html

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : دوشنبه 12 تير 1396 - 19:28

این آهنگ رو از دست ندید

فریاد زیر آب

http://nex1music.ir/post/45849/

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 25بار
  • انتشار : یکشنبه 04 تير 1396 - 15:55

چشمهایش شروع یک واقعه بود

فریاد زیر اب

همه چیز عوض میـــــــــــــــشه

صورت من..رنگ موهام

قد و هیکلـــم...افکارم

خیابونا,کافه ها...حتی دنیا

.

.

یه چیزی امــــــا هیچ وقتِ هیچوقت عوض نمیشه

اینکه

همیشه دوستت دارمـــــــ

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 20بار
  • انتشار : چهارشنبه 03 خرداد 1396 - 12:53

روستای ارده(پره سر)تالش

روزی بارانی یا ابری یا سرد یا گرم- حتی طوفانی .... فرقی نمیکند

 

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو راه بروم

کنار دریا یا جنگلی انبوه یا خیابانی شلوغ یا کوچه ای باریک -حتی کویری خشک..فرقی نمی کند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

میخواهم با تو حرف بزنم

در خانه من یا خانه تو یا کافه ای دنج یا رستورانی شیک -حتی در دل خودم یا در خواب! فرقی نمیکند

روزی از همین روزها -به همین نزدیکی -نزدیکتر از فردا-حتی همین امروز..

 

پ ن:عکس,روستای ارده از توابع رضوانشهر

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 21بار
  • انتشار : چهارشنبه 13 ارديبهشت 1396 - 10:41

 

فریاد زیر آب

و امـــــا

نیـــــــــمه شبــــی من خواهم رفتـــــ...!

از دنیایی که مال مــــــــــن نیست

از زمینــــی که مرا

بیهوده بدان بسته اند....!!

 

"شامـــلو"

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 22بار
  • انتشار : پنجشنبه 31 فروردين 1396 - 9:31

برگ زردی با سماجت شاخه را چسبیده بود

دست‌های خویش و دامان تو ام آمد به یاد

فریاد زیرآب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 39بار
  • انتشار : چهارشنبه 31 شهريور 1395 - 11:47

فریاد زیر آب

الهی به دلهای افروخته 
به جانهای از عاشقی سوخته 

به آهی که بر جانی آتش زده 
به جانی که سوزد چو آتشکده 

به اشکی که در ماتمی ریخته 
چو گوهر به مژگانی آویخته 

به چشمی که از غم در آن خواب نیست 
به جانی که یکدم در او تاب نیست 

به لبخند تلخ تهی دست ها 
به فریاد از عاشقی مست ها 

به هر کس که سوزیست در جان او 
به دردی که مرگ است درمان او 

به آن مادر پیر دل سوخته 
که چشمش به راه پسر دوخته 

به پایی که پوینده ی راه توست 
به دستی که هر شب به درگاه توست 

به هر نو عروسی که ناکام، مرد 
به پر بسته مرغی که در دام، مرد 

به پیر تهی دست با آبروی 
به زنهای غمگین آشفته موی 

به دردی که در سینه ها خفته است 
به رازی که در سینه، ناگفته است 

به بیمار آشفته از دردها 
به اندوه فقر جوانمردها 


به انعام خود سرافرازیم ده 
ز دیگر کسان بی نیازیم ده 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 54بار
  • انتشار : شنبه 16 مرداد 1395 - 17:51

اینکه به گذشته خودت نگاه کنی اشکالی نداره

 وقتی اشکال داره که بهش زل بزنی...!

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 36بار
  • انتشار : سه شنبه 05 مرداد 1395 - 11:39

پــ . نــ : .....پـــــــــP

فریاد زیر اب

روزي به تو خواهم گفت ازغربتم

روزي که با ريزش برگها خزان زندگي من آغاز شد،

آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوي خورشيد، دلت را آرزو مي کرد.

آن روز که ابرهاي سياه و سفيد سراسر آسمان چشمانم را فرا گرفته بود

و باران غم از گوشه ي آن، به کوير سرد گونه هاي استخوانيم فرو ريخت.

آن روز همه چيز را در يک نگاه به تو خواهم گفت،

 آن گاه که سيلاب اشک هايمان يکي گردد..

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : سه شنبه 04 خرداد 1395 - 20:44

دیدین این روزا الکی مثلا مد شده ؟

دیگه فراموشت کردم...

الکی مثلا من دیگه شبا خوابتو نمیبینم...

الکی مثلا وقتی یه جا اسمتو میشنوم موهای تنم سیخ نمیشه...

الکی مثلا وسط خنده هام یاد خاطراتت میفتم دیگه گریه ام نمی گیره...

الکی مثلا اون هم مثل من عاشقت هست...

الکی مثلا هنوز عکساتو با حسرت نگاه نمی کنم...

الکی مثلا آخرین دیدارمون رو فراموش می کنم...

هــــــــــه...الـــــــــــــکی مثلا من فراموشت کردم....

.

.

.

.

الکی مثلا تو هنوز منو یادت هست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 47بار
  • انتشار : پنجشنبه 30 بهمن 1393 - 17:40

امروز دیدمت...

اما چه دیدنـــــــــــــی ...چه احوالـــــی...!!

نفســـــــــــم به شماره افتاد وقتی بیشتر نگاهت کردم

بغض بود و نگـــاه...

و قطره ای محبوس در دیدگانـــــــــم...دم و باز دم سینه ام دیگر نا نداشت

ضربان قلبم بود و هق هق نفســــــــــهایــم...نگاه کردنت آرامشی شد در وجودم

یاد شبی افتادم که می خواستـــم خانه ی احاســــــــم را با تو بسازم

کنار تو و برای تو...

امــــا با رفتن تو...

من به سهــــــــــم تمام موجودات عالـــم گریستم

در سرزمین خیالـــم از هر کس سراغت را گرفتم

نشانــــی از تو نبود...

ولی من لحظه ای دیدمت و پلکهای خسته ام طاقت نیاورد

و بی امان بر چشمان خیســــــــم تکرار شدند

چه دقایقی...

نفسگیر و سخت...

خواستم هم بغض آسمان شوم...گرچه باران هم از بی کسی اشکهایم شرم می کرد

من ماندم و یک دنیا خاطره و یک مشت گلبرگ از جنس ماتـــــم

می خواستم دنبالت بدوم ولی یادم آمد که سهـــــم دیگری هستی

چه تلخ بود...

بدان بی تو بودن تنها غمـــــی است که دردش را تاب نخواهم آورد

میدانــــــــــم که دیر رسیدم...

کاش آن روزها دوباره تکرار می شدند

سهم من از تو بودن فقط نگاه شد...و من فقط

از دور برایت دست تکان دادم

و می دانم مرا بخشیده ای... فرشته ی زیبای من

بدان که تمـــــــــــام وجودم مملوء از توست....باور میکنی؟؟؟؟؟؟

منی که آرزوی دیدنت را حتی در خواب داشتم

امروز از نزدیک دیدمت...

وقتی دیدمت پاهایـــم مرا یاری نکرد...و مغزم به دلم اجازه نداد که بایستم

از کنارت که رد شدم !!!!

شانه هایت خستــــه و افتاده بود...سر به زیر و آروم می رفتــی...

آنقدر غرق درونت بودی که من را ندیدی...!!

یعنی واقعا... سنگینی یک نگاه آشنا را حس نکردی...؟؟؟؟

خواستــــــم سلامـــــی کنم...ولی...!!

دنیایت آنقدر شکننده بود که پشیمان شدم

عبور کردم و خاطراتم زنده شد...روزهایی که فراموش نمــی شوند

ولی رنگ باخته اند و کمرنگ شده اند.ایستادم نگاهت کردم

دور شدنت را فراموش نمیکنم...زیرا که برای گذشته ی از دست رفته نیز احترام قائلم!!!

نمیدانم چه حســــی بود...!!

نمیدانم چه باید می کردم...!!

ولی ای کاش چشمان معصومت

حتــــــــــی برای لحظه ای کوتاه 

به چشمانـــم خیره می شد.........!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 123بار
  • انتشار : پنجشنبه 04 دي 1393 - 10:33

دلم گرفته ...!!!

به قدر تـــــــــــمام روزهایی که خندیدم...و همـــــه آدمها را خنداندم

روزهایی بود که صدای خنده هایــــم گوش همـــــه را کر می کرد

امـــا حالا...

صدای گریه هایم را حتــــی خودم هم نمی شنوم

دلـــــــــــم باران می خواهد...باران...!!!

دلم دریا می خواهد...دریــــــا...!!

دلـــــــم دل می خواهد...اما نه هر دلـــــــی...!!!!!!

عــــــــــــــــــــــشق تو...شوخـــی زیبایی بود که خداوند با قـــــــــــــلب من کرد.

زیبا بود....اما شوخــــــــــی بود!!!

حالا...تو هم بی تقصیری...!

خدای تو هم بی تقصیر است!!

من تاوان اشتباه خودم را پس می دهم

تــــــــــــــمام این تنهایی..."تاوان"جدی گرفتن آن شوخی است...!!

که بی ریا عاشـــــقت شدم...و...گرفتار عشقــــــــی یک طرفه

اما با رفتنت من ماندم و قلبی شکـــــــــــسته و ....

ذهنـــــــــــــــــــــــــی تا ابد دیوانه...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 65بار
  • انتشار : دوشنبه 17 آذر 1393 - 10:45

به جایی رسیدم که دیگه خیلی چیزا واسم مهم نیست

جایی که وقتی یکی دلمو میشکنه...مثل آب خوردن میذارمش کنار

جایی که با دیدن بی معرفتی ها فقطـــــــــــ....میگم به درک

بی احساس نبودم..ولی یه کسایی یه سری باورهامو از بین بردن

همونایی که گفتن:...تو واسه این دنیا زیادی خوبی

""هــــــــــــــــه""

آبی پشت سر کسی نمیریزم که برگرده 

هر کی رفت به سلامت

بی زحمت درم ببنده...

...

این روزها احساس می کنم 

وقتی می نویــــــــسم خدا چشمهایش را می گیرد

و وقتی میخوانم گوشهایش را

صادقانه بگویم

فکر می کنم خدا هم از سادگی من و حرفهای تکراری ام

خسته شده....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 72بار
  • انتشار : شنبه 08 آذر 1393 - 12:24

خب با کدوم شروع کنم!!!؟؟

 

آهـــــــــــان...

یادته اونی که می گفت دوستــــــــم داره نه پای دوست داشتنش موند

نه دوست داشتنم رو باور کرد.

رفت با یکی دیگه و فاتحه ی احساسمو خوند

عیب نداره ...ببخشش

خدایا یادته اون رفیقم که مورد اعتمادم بود؟؟؟؟؟؟؟

یادته منو فروخت به خاطر جنس مخالف؟

عیب نداره ...اونم ببخش

خدایا یادته یکی بود وقتی دعوامون می شد دست میزاشت رو نقطه ضعفام؟بعد منم شدم یه آدم کینه ای

اونم ببخش...

خدایا یادته بهم دروغ گفتن؟

ولی من به روشون نیاوردم تا یه روز رو بشه ...مثل همین دوست داشتن دروغی...

خدایا ببخششون

فریاد زیر آب 

خدایا من بخشیدم

حالا تو ببخش

تو ببخش که از من یه آدم بی اعتماد و کینه ای و بی احساس و مغرور ساختن...!!

خدایا یادته از ته دل می خندیدم؟

خدایا یادته خوب بودن رو بلد بودم؟

بـــــــــــــــــــد شدم

خدایا به خاطر بعضی ها من الان خیـــــلی بد شدم...!!!

تو ببـــــــــــخش...من این نبودم.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 94بار
  • انتشار : شنبه 26 مهر 1393 - 9:25

خسته شدم از بس ارزو کردم و دیگران به آن رسیدند

راستی..!!در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟

کجا بودی که صدای من و این دفتر سفــید

به گوشت نمی رسید...؟

تمام دامنـــــه ی دریا را گشتم تا پیدایت کردم...آخرین رسم رفاقت است

که در نیمه راه رویا رهایم کنی؟

می دانم ...تمام اهالی این حوالی..گه گاه عاشق می شونداما شمار آنهایی که عاشق می مانند

از انگشتان دستــــم بیشتر نیست!!!

امروز و فرداهای نیامدن را دیده ام

که دیگر هیچ وعده ی بی سرانجامی خواب و خیال و آرزوهایم را آشفته نمی کند...!!!

حال یاد گرفتم...که فراموشی دوای در همه ی نداشتن ها...نخواستن ها و نیامدن هاست

هیچ چیز این روزها ارامم نمی کند

نه بودن کمرنگت

نه درد و دل کردنم با دیوار

نه دیوان فروغ...

چیزی در من فرو ریخته است

غزل چشم های تو ست...کاش حافظ چشمان تو بودم!

صحبت از انتظار کشنده نیست...صحبت از نا امیدی این دل است

که هیچ دلخوشی به آمدنت ندادی اش...

دیگر یاد گرفتم 

که از هیچ لبخندی ...خیال دوست داشتن به سرم نزند

یاد گرفتم 

 

که بشنوم تا فردا...

و به روی خودم نیاورم

کــــه فرداها هیچ وقت نمـــــــی آیند

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : دوشنبه 14 مهر 1393 - 11:44

دلــــــــــــــــــــــم گرفت از این شهــــر...

از شهری که آدمهایـــــــــــش همچون هوایـــش ناپایدارند

گاه آنقدر پاک که باورت مــــی شود

گاه آنچنان آلوده که نفست مـــی گیرد

فریاد زیر آب

بوی فراموشی گرفتم

بوی گس و سرد کافور گرفته ام 

گویی سالهای زیادیست دستی غبار صورتم را پاک نکرده

انگار در لابه لای خاطرات کسانی که روزی برایشان مهم بودم دفن شده ام

.

.


  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : شنبه 29 شهريور 1393 - 17:52

نه کسی هست که قدر تو دوستــــــــم بدارد

نه کسی هست که قدر تو دوستــــــــش بدارم

این پایان دوست داشتـــن من است...

میان اینهمه نوشته های مجـــــازی

دلم برای طعم یک ســــــطر دست خط واقعــــــی تنگ شده است!!!

من هنوز هم ایمان دارم

به چشــــــــــــــــــــــــمهایت...که روزی کافرم کرد

وآغوشی که بی جواب گذاشت دنیایــــــم را...

که امتدادش آغوش نحیف و زنانه ات بود

همان جایی که همـــــــــــه زخم های من را

شراب چند ساله لب های تــــــــــو ..مرهم می شد!!!

من هنوز ایمان دارم

به خنده های دوست داشتنـــــی ات

و دوست داشتن های خنده دارم

این دل کلنگی شده انگار 

کاش می شد کوبید و از نو ساختش...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 54بار
  • انتشار : سه شنبه 25 شهريور 1393 - 17:46

هـــــــــــــرزه با تـــن فروش فرق داره!!!؟

هـــــــــــــــرزه ذاتــــــش کثــیفه

تـــــن فروش شغلش کثیفه

هــــــــــــرزه خودش می خواد تو بغل اینو اون بخوابه

اما تــــــــــن فروش مجبوره این کارو بکنه

هــــــــــــرزه واسه دل خودش تن به آغوش هر کس و ناکسی میده

اما تــــــــن فرشو واسه دل خانوادش این کارو میکنه

هـــــــــــرزه واسه خوش گذرونیش با هر آشغالی میپره

اما تــــــن فروش واسه تامین آینده ی بچش تن به این کار میده

حالا فرقش رو فهمیدی؟؟؟؟؟

این دفعه که دوست دخترت بهت خیانت کرد

بهش نگو فاحشه...بگو:

هـــــــــــــــــــــــــــرزه

چون فاحشه واسه خودش حرمت داره

چون تـــــــنش رو میفروشه 

اما با احساس کســــی بازی نمیکنه

اینو بفهم...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 67بار
  • انتشار : دوشنبه 30 تير 1393 - 14:15

دلم لبریز از سکــــــــــوت

حالم پریشون

دست هایم خالـــــــــــی از دلگرمــــــی

نگاهم بارانی از هوای ابری دلـــــم

و لب هایم تشــــــــنه ی هم صحبتی با تو

گوش هایم فقط صدای تو را می شنوند

از قدم هایم چه بگویم

از راه هایی که رفتم و نرسیدم

از شب های تلخی که به مرور آخرین دیدارمان سحر شد

از جاده ای که فقط تنهایـــــــــــــی یارم بود...

و حالا تنها نام تو ست که  شده است ورد زبانـــــــــم

زبانی که اعتصاب کرده به حرف نزدن

آروم و بی صدا

سکوتــــــــــــــــــم سرشار از نام تو است...

زیباست لحظه ای که به سکوت نشسته ای...و فقط نگاه ست که حرف می زند....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 88بار
  • انتشار : دوشنبه 02 تير 1393 - 19:41

فریاد زیر آب

جیبت که پر باشه...سیــــــــــگار کشیدن نشونه ی تعمق و تفکر میـــــشه...

نشونه ی فهمیدن و خــــــــــــاص بودن...

میــــکس بوی سیگار و عطر مارک دارت میشه دلربا...

پک زدنت دیدنی و وسوسه کننده...

با جیب خالی اما...

تو یه معتادی که بوی سیگارت حال آدمو بهم میزنه...میشی نمونه ی مجسم سرطان

در یــــــــــــــک کلام...

با جیب پر میــــشی مارلون براندو...

با جیب خالـــــــــی

تقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : چهارشنبه 21 خرداد 1393 - 17:45

فریاد زیر آب

یادش بخیر...

یه روز بهش اس ام اس فرستادم:

دلــــــــــــــــــــــم برات تنگ شده...

جواب داد:

کمــــــــــتر بهم فکر کن تا دلتنـــــگ نشی...

اون شب تا صبح گریه کردم...نه به خاطر بی علاقه بودنش نسبت به من...

برای اینکه اصلا نفهمید دلتنـــــــــــــــگی دست خودم نبود...

وگرنه به جای کمتر...هیــــــــــــــــــــچ وقت بهش فکر نمیکردم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : شنبه 17 خرداد 1393 - 9:58

من اینهـــــمه از "سیــــــگار" می نویسم...

تو اینهمــــــه رو از "سیــــــگار" نخون...

تو همه رو از دردام بخون...

از خنجرایی که از پـــشت بهم زدن...

از خیانت هایی که جلو چشـــــــمام مرتکب شدن و تو چشمم حیره منتظر موندن

تا فراموش کنم...

از دروغهایی که به روم نیاوردم...ولی فکر کردن نمــــی فهمم...شاخدارترش کردن

از تنهایی شب تا صبحم...از نقاب جوک و دلقک بازی صبح تا شبم

از موزیک های تکراری...از اتاق پر از دود....از بوی مشروبی که تو فضا پیچیده بود

فریاد زیر آب

از بغضــــــی که با عصبانیت فرو بردم...

آره عزیزم

اینهمه رو تو از "سیــــگار" نخون...من اینهمه از "سیــــگار" می نویسم

ولی سیــــــــــــــگار بهونه س

دردمو بفهــــــــــــــــم لعنتــــــــــــــــــی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 86بار
  • انتشار : شنبه 03 خرداد 1393 - 18:53

سیگاری که باشی "تـــــلخ" طعم دلخواهت می شود

چای تـــــــلخ...

قهوه ی تــــــــلخ...

شکلات تـــــــلخ...

ســــیگاری که باشی با تـــلخی انس می گیری...

خاطرات تـــــلخ...

روزهای تـــــلخ...

زنــــدگی تلخ...

سیــــگاری که باشی تــــــلخی ها را بهتر می فهمی...

مردم تــــــلخ...

سرنوشت تـــــــلخ...

روزگار تلــــــخ...

فریاد زیر آب

ولــــــــــــــی هیچکدام به تـــــــــــــــلخی رفتنت نبود...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 78بار
  • انتشار : شنبه 27 ارديبهشت 1393 - 18:8

شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند...

فرشته پری به شاعر داد...و شاعر شعری به فرشته

شاعر پر فرشته را لای دفترش گذاشت و شعر هایش بوی آسمان گرفت

فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت

خدا گفت:

دیگر تـــــــــمام شد...دیگر زندگی برای هر دو نفرتان دشوار مـــی شود....

زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود...زمین برایش کوچک است...

و فرشته ای که مزه ی عشــــــــق را بچشد..آسمان برایش کوچک

فریاد زیر آب

احوال ســــــــــــــــــگی من

نتیجه ی گربه صفــــــــــــــــتی بعضیاست

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 56بار
  • انتشار : چهارشنبه 24 ارديبهشت 1393 - 20:14

سلامتی روزی که من سفید پوشیدم...رفقا مشـــکی پوشیدن و من حال میکنم با تریپشون

سلامتــی اون چند تا شونه که تابوت نحس من رو دوششونه

سلامتی صدای بلند و صدای تکرار جمعیت

سلامتـــی صوت قرآن یه بینوا

سلامتی اشکا...

سلامتی خاکا...

سلامتی سنگا...

سلامتی دل کندنا...

سلامتی غش کردنا...سلامتی تنهایی زیر خاک...سلامتی روزی که نیستم

سلامتی روزی که رفقا فراموشم میکنند...سلامتی روزی که هیچ یاد و خاطره ای از من

تو ذهن اطرافیان نمونه

سلامتی اون دسته افرادی که با یادشون زندگی کردم...ولی یه لحظه به فکرم نیفتادن

سلامتی اون بیل و کلنگی که...منو از این همه بدبختی آزاد میکنه

سلامتی اون همه خاکی که روی من میریزن...تا بفهمم چقدر سنگینی می کردم رو دل بعضی ها

سلامتی این بغض لعنتی که مثل مــــــرد خودشو نگه داشته

سلامتی روزی که تک تکتون میــــــــــــــــــگین...بی معرفت...چرا رفتی!!!؟؟

سلامتــــی روزی که بگین...:پاشو دلمون واسه مسخره بازیات تنگ شده...

سلامتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی روز آخر زندگـــــــــــــــیم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 109بار
  • انتشار : چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 - 11:54

به سلامــــــــــــــــــــتی دختری که

وقتی دوست پسرش ولش کرد

یه لبخـــند زد و گفت:

آخیـــــــــــــــــش...از دستش راحت شدم...

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 89بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 - 11:1

 

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 74بار
  • انتشار : شنبه 16 فروردين 1393 - 20:46

هیچوقت دلمو نشکست

هیچوقت بهم نه نگفت

همــــــیشه در جواب بچه بازیام خندید و گفت:

عـــــاشق همین کاراتم...

فریاد زیر اب

زنان موجودات عجیبـــــــی هستند

مقاوم جلـــــــــوه می کنند

در حالـــــــــــــــــــیکه...

کوچکترین مشــــــکل را دوام نمی آورند

ساده و زود باور جلوه می کنند

هـــــــــــیچ دروغی را باور نمــــی کنند

فراموش کار جلوه می کنند

در حالـــــــــــــــی که هیچ اهانتی را فراموش نمی کنند

تا زمانی که مردی را عاشـــــــــــقانه دوست بدارند

اشتباهاتش را می بینند اما فــــــراموش می کنند

دروغ هایش را مـــیفهمند اما باور می کنند

زیرا که عــــــــــــــــــشق می ورزند.

  

پ ن:.......

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 72بار
  • انتشار : پنجشنبه 22 اسفند 1392 - 12:5

آهای کافه چی

در این روزهای پر رفت و بی آمـــد

ندیدی عزیزی را که تمام تلاشش رفتـــــــــن بود و نماندن...!!؟

این آخری ها خبر دیدنش را در کافه ای دیگر به من داده اند

اگر رفته که هیچ

اگر باز هم آمد

تو قهوه ای تلخ تر از تمامی تلخ ها به حسبا من برایش بریز...

اگر از تلخی اش گله و شکایتی کرد بگو:

فلانــــــــــی گفت...این تلخی در برابر  رفتنت هیــــچ است.

بـــــــــــــــــگو:

فریاد زیر آب

که فلانی در به در این کافـــــــه و آن کافه در پـــــــــــــی تو بود بی انصاف

آهـــــــــــــــــــای کافه چی...حواست با مـــــــــــــــــــــن است....؟؟؟

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 58بار
  • انتشار : شنبه 17 اسفند 1392 - 17:28

دلم دست خودم نیست

نفسهام اعتصاب کردن تا حالمو بگیرن

تپش های قلبم دست به دست هم دادن تا گرمی دستامو بگیرن

حالا...

دستام سرد

نفسام سنگین...دلم گرفته

قلبم...

حالم خوش نیست

روزهام فکر دویدن دارن

ولی من هنوز ایستادم...

سردرگم...انگار چیزی رو گم کردم..یا شاید هست و نمی بینمش

شاید هم چون الان با یکی دیگه س میخوام حواس خودمو پرت کنم

نمی دونم...

فریاد زیر آب

مدادم خستـــــــــه از نوشتن

دیگه گوشش پره از حرفای تکراریم

مدام حرفی رو که می زنم خط میزنه

نمی دونم چرا...

ولی کاغذم پر از خط خطی های دل مدادمه

شاید خستــــــــــه شده از حرفام

طاقت شنیدنشون رو نداره

راهی جز خط زدن نداره برای نشنیدن

خط بزن مداد من ...

کاش می تونستی همـــــــــــــه ی روزای گذشته رو خط بزنی

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 50بار
  • انتشار : شنبه 10 اسفند 1392 - 18:22

دیدی شبا موقع خواب یهو هوس میکنی عکسای تو گوشیتو نگاه کنی

یا اس ام اس بخونی...؟

آخه بعضیا مثل من این عادت رو دارن

دمر می خوابی...ملافه رو تا چونه ت می کشی بالا و گوشیتم دستت عکسا رو میبینی...!

تو روز زیاد برات جذابیت ندارن...ولی شبا دیدنشون خیلی میچسبه...!

اس ام اسا رو میخونی و تحلیل می کنی

همه چی با ساعت و دقیقه تو ذهنته

یهو اسمشو میبینی...قفل میشی رو اسمش...

هنوز چشمت رو شمارشه

نمیدونی هنوز این خط دستشه...!؟؟

دستش نیست...!!!؟

خاموشه...؟روشنه...؟

میخوای امتحان کنی...نمیتونی

پیش خودت میگی یه SMS خالی بدم

بازم غرورت نمیذاره...!

فریاد زیر آب

هییییییییییی خدا...منم دیگه نمیتونم زنگ بزنم

کل این پروسه تو 2 دقیقه اتفاق می افته

دو دقیقه یادش میوفتی 2 ساعت دیرتر خوابت میبره

باز میری تو فکر که آره...!!؟

اگه یهو زنگ بزنه چی میشه؟

اگه دوباره ببینمش رفتارش چطوریه؟

الان کجاس؟چکار میکنه؟

اونم به فکر من هست؟نکنه کسی کنارش باشه الان

ااااااه...این توهم گند میزنه به اعصابت..همین باعث میشه خوابت نبره...!

اصن میگی شاید شمارمو پاک کرده

شاید زنگ که بزنی وقتی گوشیو برداشت صدای یکی بیاد که بگه

"عزیزم کیه بهت زنگ میزنه"

ولی ...ولی ...ولی..!

واسه من که توهم نبود

آخه خودش بهم گفت.

گفت که یکی اومده تو زندگیش...خوشحالم بعد اون همه سختی

یکی از ته دل دوسش داره...آخه من که بهش بد کردم.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : سه شنبه 29 بهمن 1392 - 17:36

 

فریاد زیر آب

به خودم می گویم قوی باش...

به خودم می گویم مهم نیست...

به خودم شک کردن را می آموزم...

به خودم می گویم:همیشه وقت هست برای فراموش کردن...

حداقل به اندازه ی باقیمانده ی عمرم...

ولی ته همه ی این حرفها فقط یه چیز هست...

من " غمگیــــــــــــنم " و " دلتـــــنگ"...

فقط و فقط...واسه اونی که نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 80بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 بهمن 1392 - 12:10

تو رفته ای اما ...فقط...از تو خواهشی دارم

هر کجای این دنیا که بودی...

هر کجا...

حتی در آغوش عشـــــــــــــقت...

حتی در کنار کســی دیگر...

هر وقت خوشحال بودی و از ته دل می خندیدی...

یادت باشد

کاری کرده ای که یک نفر

مدت هاست نمی تواند از ته دل بخندد...

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 66بار
  • انتشار : پنجشنبه 10 بهمن 1392 - 10:45

خودکشی

 

   وبلاگ 4 ساله شد    

↓           

↓         

↓     

↓   

↓ 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 212بار
  • انتشار : سه شنبه 17 دي 1392 - 12:54

میگی مهم نیست

اما صبح تا بیدار میشی و هنوز گیجی دستت میره رو گوشی

تا بهش پیام بدی: صبح بخیر عزیزم

میگی مهم نیست

اما وقتی اسمشو میشنوی داغ دلت تازه میشه

میگی مهم نیست

اما تا بهش فکر می کنی اشــــــــــک تو چشمات جمع میشه...!!

میگی مهم نیست

اما به همه گفتی دیگه نشنوم کسی از اون اسمی بیاره...اما کار دلــــــــــت با این چیزا درست نمیشه

میگی مهم نیست

اما وقتی که خیلی تنهـــایی عکساشو نگاه میکنی و باهاش حرف میزنی

میگی مهم نیست

اما دلـــت میخواد بازم بهش فکر کنی...فراموش کنی اون همه تحقیرو...!!

میگی مهم نیست

اما تا یه بچه بیرون میبینی یاد قدیما میکنی که می گفت:

بچمون به مامانش بره...می گفتی نه به باباش...!!!

میگی مهم نیست

اما دلت واسه صــــــــــداش لک زده

میگی مهم نیست

اما ناراحتی از اینکه یه کسی تو زندگیشه...

میگی مهم نیست

اما کنجکاوی طرفش چه شکلیه

میگی مهم نیست

اما میدونی چقدرررررررر مهمه...!!

میدونی خیلی دوستـــــــــش داری...پس نگو مهم نیست..!!

بگو مهمــــــــــــــــه..اما نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 97بار
  • انتشار : شنبه 14 دي 1392 - 18:8

برای رفتنت اصرار نکردم

خواهش نکردم 

التمــاس نکردم

نگاه کردم به رفتنت

شاید همه ی این خواهش ها رو می شد از نگاهـــم خوند

اما...

اما حیف که حتی نگاهمم نکردی

که اگه نگاه می کردی همه رو می تونستی از نگاهم بخونی

همه ی حرف هایی که وقت رفتنت نگفتم

همه ی اون سکــــوتی که بدرقه ی راهت کردم

حتی خداحافظی هم نکردی

بــــــــــی خداحافظی

بی هیچ حرفی....خیلی غیر منتظره

بــــــــــــی هواااااااااااااااااا....

فریاد زیر اب

بی هوا...هواتو ازم گرفــــتی

هوایی که باهاش نفسی تازه می کردم

حالا دیگر نفسم هم تازه نیست...همه کهنه اند

حرف هایم ... نفس هایم ... حتی رفتنت هم دارد کهنه می شود

اما...

اما این درد لعنتی کهنه نمی شود

هر روز تازه تر می شود

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 آذر 1392 - 9:23