close
تبلیغات در اینترنت

متن غمگین

فریاد زیر آب

#هیــــــــــــــــــــــچ

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : پنجشنبه 23 شهريور 1396 - 18:36

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31
بعضی آهنگارو که گوش میدی یادت
به یه شب وحشتناک میوفته
دلت میلرزه یاد اشکات و 
هق هق کردنت دیوونت میکنه
یاد اون لعنتی میوفتی که باعث همه اینا بود
بغضت باز جمع میشه دستات میلرزه
سریع ردش میکنی
تا بیشتر از این عذاب نکشی و
حالت بد نشه،
ولی هیچوقت نمیتونی پاک کنی
نه آهنگو از گوشیت،
نه اون شبو از ذهنت...!
فریاد زیر آب
مادر بزرگم هميشه ميگفت
روزهايي كه مغمومي يا دلتنگ،
دلت ميخواهد كسي را صدا بزني
و او جوابت را بدهد "جانم"...
ميگفت همين جانم گفتن او،
حالت را جوري خوب ميكند
كه انگار نه مغموم بوده اي و نه دلتنگ...
مادر بزرگم هميشه ميگفت
هميشه مراقب كساني
كه جانم گفتن شان حالت را خوب ميكند باش...
مراقب از دست ندادنشان....!!!
  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : یکشنبه 01 مرداد 1396 - 10:38

 

همه چیز

میتوانست برعکس باشد...!

مثلا

بجای جای خالیت

همه جا پر بود از بودنت...

بجای دلتنگی

دلم پر از تو بود...

همه ات را من داشتم،

خودم تنهای تنها.‌..

دیگر نگرانی معنا نداشت!

حسادت هم رنگ میباخت...

میدانستم جایت امن است

قرار نیست برای داشتنت با کسی

شریک باشم...!

آنقدر در خودم قایمت میکردم تا یکی شویم.

میشدم منی پر از تو...!

میشدی من...

میشدم تو!

فریاد زیر آب

دلم براش تنگ میشه

برا یهو مهربون شدناش

دلم واسه خنده هاش تنگ میشه

واسه موقع هایی که خسته بود ولی 

پا به پام بیدار میموند...

دلم واسه قهر کردناشم تنگ میشه

حتی داد زدناش

غر زدناش...

دلم واسه چشماش

همه چیش تنگ میشه

لعنت به سرنوشتی که جدامون کرد...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 18بار
  • انتشار : دوشنبه 19 تير 1396 - 11:44

 

فریاد زیر آب

تا حالا شده دنبال ســـــــلام گمشده ای باشـــــی

که توش کلــــــی خاطره ست و مهربونی

یه سلامی که هیـــــچ سلامـــــــی جاشو نمی گیره و هیچ وقت از یادت نمیره..!!

شده تو تنهاییت...پشت یه پنجره

غروب تلخو نفـــــــــــس بکشی و دلتنگی هاتو بشماری

تا حالا شده...قد چندتا کلمه

حوصله هیچکسو نداشته باشی...!!؟

شده بغضتو حبـــــــــــس کنی و تنهاییتو سنگین تر کنی

اما نذاری کسی بفهمه خیالت تا کجاها سفر می کنه

کسی چه می دونه...تــــو به ســـــــــــلامی فکر می کنی

که دیگه هــــــــــــــــــــــــــــیچ وقت نمی شنوی....!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 16بار
  • انتشار : سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 - 9:0

پــ . نــ : .....پـــــــــP

فریاد زیر اب

روزي به تو خواهم گفت ازغربتم

روزي که با ريزش برگها خزان زندگي من آغاز شد،

آن روز که آفتاب گردان وجودم به سوي خورشيد، دلت را آرزو مي کرد.

آن روز که ابرهاي سياه و سفيد سراسر آسمان چشمانم را فرا گرفته بود

و باران غم از گوشه ي آن، به کوير سرد گونه هاي استخوانيم فرو ريخت.

آن روز همه چيز را در يک نگاه به تو خواهم گفت،

 آن گاه که سيلاب اشک هايمان يکي گردد..

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 43بار
  • انتشار : سه شنبه 04 خرداد 1395 - 20:44

امروز دیدمت...

اما چه دیدنـــــــــــــی ...چه احوالـــــی...!!

نفســـــــــــم به شماره افتاد وقتی بیشتر نگاهت کردم

بغض بود و نگـــاه...

و قطره ای محبوس در دیدگانـــــــــم...دم و باز دم سینه ام دیگر نا نداشت

ضربان قلبم بود و هق هق نفســــــــــهایــم...نگاه کردنت آرامشی شد در وجودم

یاد شبی افتادم که می خواستـــم خانه ی احاســــــــم را با تو بسازم

کنار تو و برای تو...

امــــا با رفتن تو...

من به سهــــــــــم تمام موجودات عالـــم گریستم

در سرزمین خیالـــم از هر کس سراغت را گرفتم

نشانــــی از تو نبود...

ولی من لحظه ای دیدمت و پلکهای خسته ام طاقت نیاورد

و بی امان بر چشمان خیســــــــم تکرار شدند

چه دقایقی...

نفسگیر و سخت...

خواستم هم بغض آسمان شوم...گرچه باران هم از بی کسی اشکهایم شرم می کرد

من ماندم و یک دنیا خاطره و یک مشت گلبرگ از جنس ماتـــــم

می خواستم دنبالت بدوم ولی یادم آمد که سهـــــم دیگری هستی

چه تلخ بود...

بدان بی تو بودن تنها غمـــــی است که دردش را تاب نخواهم آورد

میدانــــــــــم که دیر رسیدم...

کاش آن روزها دوباره تکرار می شدند

سهم من از تو بودن فقط نگاه شد...و من فقط

از دور برایت دست تکان دادم

و می دانم مرا بخشیده ای... فرشته ی زیبای من

بدان که تمـــــــــــام وجودم مملوء از توست....باور میکنی؟؟؟؟؟؟

منی که آرزوی دیدنت را حتی در خواب داشتم

امروز از نزدیک دیدمت...

وقتی دیدمت پاهایـــم مرا یاری نکرد...و مغزم به دلم اجازه نداد که بایستم

از کنارت که رد شدم !!!!

شانه هایت خستــــه و افتاده بود...سر به زیر و آروم می رفتــی...

آنقدر غرق درونت بودی که من را ندیدی...!!

یعنی واقعا... سنگینی یک نگاه آشنا را حس نکردی...؟؟؟؟

خواستــــــم سلامـــــی کنم...ولی...!!

دنیایت آنقدر شکننده بود که پشیمان شدم

عبور کردم و خاطراتم زنده شد...روزهایی که فراموش نمــی شوند

ولی رنگ باخته اند و کمرنگ شده اند.ایستادم نگاهت کردم

دور شدنت را فراموش نمیکنم...زیرا که برای گذشته ی از دست رفته نیز احترام قائلم!!!

نمیدانم چه حســــی بود...!!

نمیدانم چه باید می کردم...!!

ولی ای کاش چشمان معصومت

حتــــــــــی برای لحظه ای کوتاه 

به چشمانـــم خیره می شد.........!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 118بار
  • انتشار : پنجشنبه 04 دي 1393 - 10:33

دلم گرفته ...!!!

به قدر تـــــــــــمام روزهایی که خندیدم...و همـــــه آدمها را خنداندم

روزهایی بود که صدای خنده هایــــم گوش همـــــه را کر می کرد

امـــا حالا...

صدای گریه هایم را حتــــی خودم هم نمی شنوم

دلـــــــــــم باران می خواهد...باران...!!!

دلم دریا می خواهد...دریــــــا...!!

دلـــــــم دل می خواهد...اما نه هر دلـــــــی...!!!!!!

عــــــــــــــــــــــشق تو...شوخـــی زیبایی بود که خداوند با قـــــــــــــلب من کرد.

زیبا بود....اما شوخــــــــــی بود!!!

حالا...تو هم بی تقصیری...!

خدای تو هم بی تقصیر است!!

من تاوان اشتباه خودم را پس می دهم

تــــــــــــــمام این تنهایی..."تاوان"جدی گرفتن آن شوخی است...!!

که بی ریا عاشـــــقت شدم...و...گرفتار عشقــــــــی یک طرفه

اما با رفتنت من ماندم و قلبی شکـــــــــــسته و ....

ذهنـــــــــــــــــــــــــی تا ابد دیوانه...!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : دوشنبه 17 آذر 1393 - 10:45

از تو می گذرم بی انکه دیگر تو را ببینــــــــــم

از تو می گذرم بی آنکه خاطره ای را از تو به دوش بکشـــــــــم

دیگر نمی خواهم طعمی از عشق بچشم

از تو مـــــــی گذرم

از تو که گذشتی از همه چیز

این را هم فراموش مـــــی کنم

جای من اینجا نیــــست...میروم تا از شر من و احساسم راحت باشی

میروم تا آرام باشی

میروم تا تو نیز بودنم را با همنشینی با معشوقه ات فراموش کنی

میروم تا روزی اشکهای پشیمانــــی ات را ببینم

از تو می گذرم و شک نکن که فراموشت می کنم

هر چه شمع و شعله و آتش از تو در دلم روشن بود....هر جای قلبم که کور سوی امیدی به داشتنت داشت

امروز خاموش و دفن کردم....

نه اندیشیدن به تو فایده دارد....نه کلنجار رفتن به خاطره هایت

حالا انقدر به دنبالم بیا تا خسته شود پاهایت

.

.

.

چرا پاســـــخی به دل گرفته ام نمی دهی

چرا سرد شده ای و مثل آن روزها سراغی از من نمی گیری

 

 

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 60بار
  • انتشار : شنبه 03 آبان 1393 - 17:51

حقیـــــــــــــقت تمام رابطه ها همینه

اولش ذوق داری.. بعد با اس ام اس شروع میشه 

زنگ ها جاشو به ساعت های پر ارزشت میده

سحر تا سحر تو فکرشی

اگه یه دقیقه دیر تر جوابتو بده به ستوه میای

دیدنش آرزوته

میخوای هر جور شده خوشحالش کنی

گرفتن دستش گرمــــــــــترین آغوش دنیاست

در خیابان ها بودنش رو جار میزنی!!!

دوست داشتن جاش رو به عشق میده

عشق جاش رو به عادت و وابستگی میده

اینجاست که درد شروع میشه!!!!

دیگه فهمیده دل بستی

هر کاری میکنه تا آزارت بده

با دیر جواب دادن ...با بدرفتاری

کاری میکنه به صدا در بیای...بعد بگه دیدی ما با هم سازش نداریم!!؟

یهو میذاره و میره ...

تو بمونی و تنهاییت و عادتی که با هیچ چیز جبران نمیشه

داری لـــــــــــــه میـــشی...

اما کم کم ضد ضربت میکنه

اونوقت تنهایی رو با چشم و روحت میبینی

خستــــــــــــــــــــــه شدی

اما...

دیگه ترجیح میدی تو خلوتت هیچ ناکسی رو راه ندی

به پنجـــــــره نگاه میکنی

منتـــــــظر اون نیستی....منتـــــــــــــــــظر بارونی

که زیرش تنهایی رو به رخ دنیا بکشی

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : پنجشنبه 13 شهريور 1393 - 10:5

گاهی با یه تلنگر حالت عوض میشه

گاهی هم با هزار ضربـــــه تغییر نمیکنی

نمیدونم برای من تلنگر بود ....یا ضربه ی هزارم که نتیجه داد

تصمیم به تغییر زندگی اولین قدم بود برای من ...

تا یه جایی خوب پیش رفتم...

از این به بعد رو نمیدونم

اما حالم بهتره

بهتر از دیروز ها و پریروزها و هفته های پیش

ولی نه بهتر از پارسال

دیگه مخاطبــی نیست که برایم خاص باشد

دیگه مخاطب هیشکی نیستم

تا براش بنویسم

شاید برای خودم بنویسم از این به بعد

خدا رو چه دیدی...

........

.....

....

...

..

.

پ ن :یه وقتایی باید رفت

اونم با پای خودت

باید جاتو تو زتدگی بعضیا خالی کنی

درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن

ولی بدون یه روزی یه جایی

بدجوری یادت میفتن که خیـــــــــــــــــلی دیر شده

خیــــــــــــــــلی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 68بار
  • انتشار : پنجشنبه 26 تير 1393 - 13:13

به خودم باختمت...

به هر اونچی که تو می خواستی...نه من 

باختمت...

بالاخره تســــــــــــلیم خواسته های ناعادلانه ی تو شدم

باورم نمیشه باخــتم...

باورش سخـــته...ولی آخرش چاره ای جز قبولش ندارم...

دیگه هیچی مثل گذشته نمیشه...هیچ چیز فراموش نمیشه

بازم می خوامت...

اما این بار نه عاشــــقانه...بلکه عادلانه

مگه عدالت جز اینه که هر چیزی سر جای خودش باشه؟

منم تو رو دیگه به اندازه ی حـــــق خودم میخوام

فریاد زیر آب

از حالا به بعد به جای تو با خودم کنار میام...

گرچه سخته ولی میتونم...

شاید زندگـــــی به منم روی خوش نشون بده...

آخه دلم داره پاره میشه از بی قراری...

                                                                                                                                                       پ ن:آدما از پیری نمی میرن...آدما زمانی می میرن که از همه چی خسته بشن

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 60بار
  • انتشار : شنبه 10 خرداد 1393 - 19:52

من اینهـــــمه از "سیــــــگار" می نویسم...

تو اینهمــــــه رو از "سیــــــگار" نخون...

تو همه رو از دردام بخون...

از خنجرایی که از پـــشت بهم زدن...

از خیانت هایی که جلو چشـــــــمام مرتکب شدن و تو چشمم حیره منتظر موندن

تا فراموش کنم...

از دروغهایی که به روم نیاوردم...ولی فکر کردن نمــــی فهمم...شاخدارترش کردن

از تنهایی شب تا صبحم...از نقاب جوک و دلقک بازی صبح تا شبم

از موزیک های تکراری...از اتاق پر از دود....از بوی مشروبی که تو فضا پیچیده بود

فریاد زیر آب

از بغضــــــی که با عصبانیت فرو بردم...

آره عزیزم

اینهمه رو تو از "سیــــگار" نخون...من اینهمه از "سیــــگار" می نویسم

ولی سیــــــــــــــگار بهونه س

دردمو بفهــــــــــــــــم لعنتــــــــــــــــــی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 85بار
  • انتشار : شنبه 03 خرداد 1393 - 18:53

سیگاری که باشی "تـــــلخ" طعم دلخواهت می شود

چای تـــــــلخ...

قهوه ی تــــــــلخ...

شکلات تـــــــلخ...

ســــیگاری که باشی با تـــلخی انس می گیری...

خاطرات تـــــلخ...

روزهای تـــــلخ...

زنــــدگی تلخ...

سیــــگاری که باشی تــــــلخی ها را بهتر می فهمی...

مردم تــــــلخ...

سرنوشت تـــــــلخ...

روزگار تلــــــخ...

فریاد زیر آب

ولــــــــــــــی هیچکدام به تـــــــــــــــلخی رفتنت نبود...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 77بار
  • انتشار : شنبه 27 ارديبهشت 1393 - 18:8

سلامتی روزی که من سفید پوشیدم...رفقا مشـــکی پوشیدن و من حال میکنم با تریپشون

سلامتــی اون چند تا شونه که تابوت نحس من رو دوششونه

سلامتی صدای بلند و صدای تکرار جمعیت

سلامتـــی صوت قرآن یه بینوا

سلامتی اشکا...

سلامتی خاکا...

سلامتی سنگا...

سلامتی دل کندنا...

سلامتی غش کردنا...سلامتی تنهایی زیر خاک...سلامتی روزی که نیستم

سلامتی روزی که رفقا فراموشم میکنند...سلامتی روزی که هیچ یاد و خاطره ای از من

تو ذهن اطرافیان نمونه

سلامتی اون دسته افرادی که با یادشون زندگی کردم...ولی یه لحظه به فکرم نیفتادن

سلامتی اون بیل و کلنگی که...منو از این همه بدبختی آزاد میکنه

سلامتی اون همه خاکی که روی من میریزن...تا بفهمم چقدر سنگینی می کردم رو دل بعضی ها

سلامتی این بغض لعنتی که مثل مــــــرد خودشو نگه داشته

سلامتی روزی که تک تکتون میــــــــــــــــــگین...بی معرفت...چرا رفتی!!!؟؟

سلامتــــی روزی که بگین...:پاشو دلمون واسه مسخره بازیات تنگ شده...

سلامتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی روز آخر زندگـــــــــــــــیم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 123بار
  • انتشار : چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 - 11:54

به سلامــــــــــــــــــــتی دختری که

وقتی دوست پسرش ولش کرد

یه لبخـــند زد و گفت:

آخیـــــــــــــــــش...از دستش راحت شدم...

فریاد زیر آب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 88بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 - 11:1

آهای کافه چی

در این روزهای پر رفت و بی آمـــد

ندیدی عزیزی را که تمام تلاشش رفتـــــــــن بود و نماندن...!!؟

این آخری ها خبر دیدنش را در کافه ای دیگر به من داده اند

اگر رفته که هیچ

اگر باز هم آمد

تو قهوه ای تلخ تر از تمامی تلخ ها به حسبا من برایش بریز...

اگر از تلخی اش گله و شکایتی کرد بگو:

فلانــــــــــی گفت...این تلخی در برابر  رفتنت هیــــچ است.

بـــــــــــــــــگو:

فریاد زیر آب

که فلانی در به در این کافـــــــه و آن کافه در پـــــــــــــی تو بود بی انصاف

آهـــــــــــــــــــای کافه چی...حواست با مـــــــــــــــــــــن است....؟؟؟

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 54بار
  • انتشار : شنبه 17 اسفند 1392 - 17:28

دیدی شبا موقع خواب یهو هوس میکنی عکسای تو گوشیتو نگاه کنی

یا اس ام اس بخونی...؟

آخه بعضیا مثل من این عادت رو دارن

دمر می خوابی...ملافه رو تا چونه ت می کشی بالا و گوشیتم دستت عکسا رو میبینی...!

تو روز زیاد برات جذابیت ندارن...ولی شبا دیدنشون خیلی میچسبه...!

اس ام اسا رو میخونی و تحلیل می کنی

همه چی با ساعت و دقیقه تو ذهنته

یهو اسمشو میبینی...قفل میشی رو اسمش...

هنوز چشمت رو شمارشه

نمیدونی هنوز این خط دستشه...!؟؟

دستش نیست...!!!؟

خاموشه...؟روشنه...؟

میخوای امتحان کنی...نمیتونی

پیش خودت میگی یه SMS خالی بدم

بازم غرورت نمیذاره...!

فریاد زیر آب

هییییییییییی خدا...منم دیگه نمیتونم زنگ بزنم

کل این پروسه تو 2 دقیقه اتفاق می افته

دو دقیقه یادش میوفتی 2 ساعت دیرتر خوابت میبره

باز میری تو فکر که آره...!!؟

اگه یهو زنگ بزنه چی میشه؟

اگه دوباره ببینمش رفتارش چطوریه؟

الان کجاس؟چکار میکنه؟

اونم به فکر من هست؟نکنه کسی کنارش باشه الان

ااااااه...این توهم گند میزنه به اعصابت..همین باعث میشه خوابت نبره...!

اصن میگی شاید شمارمو پاک کرده

شاید زنگ که بزنی وقتی گوشیو برداشت صدای یکی بیاد که بگه

"عزیزم کیه بهت زنگ میزنه"

ولی ...ولی ...ولی..!

واسه من که توهم نبود

آخه خودش بهم گفت.

گفت که یکی اومده تو زندگیش...خوشحالم بعد اون همه سختی

یکی از ته دل دوسش داره...آخه من که بهش بد کردم.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 67بار
  • انتشار : سه شنبه 29 بهمن 1392 - 17:36

 

فریاد زیر آب

به خودم می گویم قوی باش...

به خودم می گویم مهم نیست...

به خودم شک کردن را می آموزم...

به خودم می گویم:همیشه وقت هست برای فراموش کردن...

حداقل به اندازه ی باقیمانده ی عمرم...

ولی ته همه ی این حرفها فقط یه چیز هست...

من " غمگیــــــــــــنم " و " دلتـــــنگ"...

فقط و فقط...واسه اونی که نیست.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 79بار
  • انتشار : چهارشنبه 23 بهمن 1392 - 12:10

برای رفتنت اصرار نکردم

خواهش نکردم 

التمــاس نکردم

نگاه کردم به رفتنت

شاید همه ی این خواهش ها رو می شد از نگاهـــم خوند

اما...

اما حیف که حتی نگاهمم نکردی

که اگه نگاه می کردی همه رو می تونستی از نگاهم بخونی

همه ی حرف هایی که وقت رفتنت نگفتم

همه ی اون سکــــوتی که بدرقه ی راهت کردم

حتی خداحافظی هم نکردی

بــــــــــی خداحافظی

بی هیچ حرفی....خیلی غیر منتظره

بــــــــــــی هواااااااااااااااااا....

فریاد زیر اب

بی هوا...هواتو ازم گرفــــتی

هوایی که باهاش نفسی تازه می کردم

حالا دیگر نفسم هم تازه نیست...همه کهنه اند

حرف هایم ... نفس هایم ... حتی رفتنت هم دارد کهنه می شود

اما...

اما این درد لعنتی کهنه نمی شود

هر روز تازه تر می شود

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 آذر 1392 - 9:23


فریاد زیر اب

فاسد بودن فقط به تن فروشی نیست

گاهی وقت ها

به بهای فروختن خاطرات قدیــــــــــمی

به بهای ورود یک تازه وارد است....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 96بار
  • انتشار : یکشنبه 03 آذر 1392 - 9:1


فریاد زیر اب

به هر کسی که می رسی می گوید:

آدم فقط یک بار عاشـــــــــــــق می شود

دروغ است

تو باور نکن

مثلا خود من

هر روز دوباره عاشقــــــــــــــــت می شوم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 75بار
  • انتشار : یکشنبه 03 آذر 1392 - 8:39

 

فریاد زیر اب

یه جا خوندم 

که یه عزیزی گفته بود

عــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشق

یعنی حالت خوب باشه

امیدوارم حالتون خوب باشه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 71بار
  • انتشار : یکشنبه 26 آبان 1392 - 10:53


فریاد زیر اب

می گفتند

سختی ها نمـــک زندگی است!!!

اما چرا کــــــــــسی نفهمید !

"نمـــــک"

برای من که خاطراتم زخمــــــــــی است

شور نیست

مزه "درد" می دهد....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 68بار
  • انتشار : یکشنبه 26 آبان 1392 - 8:47

میدونی چرا پاییز دلگیره؟

چون "دلت" گیره!

چون دقیقا اون  لحظه ای که کسی باید کنارت باشه

نـــــــــیست

چون باید سوز این سرما رو تنهایی تحمل کنی

فریاد زیر اب

کجـــــــــــــــــــایی...!!

هــــی پشت این گوشی

جای شماره 

گریه ام را می گیرم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 66بار
  • انتشار : جمعه 05 مهر 1392 - 13:30

می خندم

دیگر تب هم ندارم 

داغ هم نیستم

دیگر به یاد تو هم نیستم

سرد شده ام 

سرد سرد

نمی دانم!!

شاید...

شاید دق کرده ام 

کسی چه می داند

بی حسم کردی نسبت به تمام حس های دنیا

فریاد زیر اب

گاهی سکوت 

یعنی اما ...یعنی اگر...

یعنی هزار و یک دلیل که "دل"میترسد بلند بگوید

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 66بار
  • انتشار : دوشنبه 25 شهريور 1392 - 0:55

حرف هایی هست که بدجور دلم را می شکند

بد جور دلم را می سوزاند...بد جور خراب می کنند

حرف هایی از نزدیک ترین کسانت

از عزیزترین کسانت

گاهی دلت میخواهد نزدیکترین اینقدر عزیز نبود

یا اگر هم بود 

کمی بیشتر حواسش به تاثیر حرف هایش بود

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 59بار
  • انتشار : یکشنبه 24 شهريور 1392 - 0:54

باز دل آسمان گرفته

بغضش را با تمام وجودم حس می کنم

از آن بغض هاست که اگر بشکند ویران می کند

خوش به حال آسمان که گهگاه بغض دارد و گهگاه ویران می کند

آسمان نمیداند که دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد

خدایا کمکم کم

برای فکر نکردن به خیلی چیزا

به خیلی از آدمها

که آزارشون رو در لفافه ی محبت به  وجودم وصله زدن...

و آروم آروم فاصله گرفتن و دور شدن

فریاد زیر اب

سرم با دیگران گرم است 

دلم با تو

دلم را استوار کردم 

که دل نبندم

نه به چشم های بیگانه ای

نه به حرف های بیگانه ای

می خواهم آزاد باشم

از قید تملک خود و دیگران

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 79بار
  • انتشار : سه شنبه 12 شهريور 1392 - 17:24

وقتی دلت یه جا گیر کرد

همه ی زندگیت

نخ کش میشه...!!!

فریاد زیر اب

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 85بار
  • انتشار : شنبه 19 مرداد 1392 - 15:26

آهسته بیا

چیزی هم ننویس

نظر هم نگذار

همان که بخوانی بس است

من به بی محلی آدمها عادت دارم

فریاد زیر اب

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 80بار
  • انتشار : پنجشنبه 17 مرداد 1392 - 13:4

تلخ است 

همه فکر کنند سرت شلوغ است

و تنها خودت بدانی چقدر 

تنهایی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 495بار
  • انتشار : پنجشنبه 17 مرداد 1392 - 0:12

می ترسم از بعضی ادمها

آدمهایی که امروز دوستت دارند

فردا بدون هیچ توضیحی رهایت می کنند

آدمهایی که امروز پای درد دلت می نشینند

فردا بیرحمانه قضاوت می کنند!!

آدمهایی که امروز لبخندشان را می بینی

فردا خشم و قهر و نامهربانی!!!

آدمهایی که امروز قدرشناس محبتت هستند

فردا طلبکار محبتت

آدمهایی که امروز با تعریف هایشان تو را به عرش می برند

فردا سخت بر زمینت می زنند...

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 68بار
  • انتشار : جمعه 11 مرداد 1392 - 20:0

این دنیــــــــــــــای مجازی

دنیـــــــــــــــــای "واقعیه"خیلی ها رو 

خــــــــــــــراب کرد.

فریاد زیر اب

چرا همش میگن به سلامتی؟!!!

یه بارم تو روح بعـــــــــــضیا!!

تو روح همه نامردا

همه بی معـــرفتا...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 138بار
  • انتشار : چهارشنبه 09 مرداد 1392 - 19:26

دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم

دانستم ...

باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید

فریاد زیر اب

اینکه باید فراموشت میکردم را 

فراموش کردم

تو تکراری ترین حضور روزگار منی

عجیب

به بودن تو

از آن سوی فاصله ها 

خو گرفته ام...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 84بار
  • انتشار : سه شنبه 25 تير 1392 - 10:27

نبودنت مثل تمام کردن سیگار است

در نیمه شبی برفی...

وقتی تمام دکه های شهر بسته اند

فریاد زیر اب

سلامتی اونایی که نه ادم خاصین...نه مخاطب خاصی دارن

فقط حسشون خاصه...

خیلی خاص...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 74بار
  • انتشار : سه شنبه 11 تير 1392 - 23:0

مغرورانه اشک ریختیم چه مغرورانه سکوت کردیم

چه مغرورانه التماس کردیم چه مغرورانه از هم گریختیم

غرور هدیه شیطان بود و عشق هدیه خداوند

هدیه شیطان را بههم تقدیم کردیم

هدیه خداوند را از هم پنهان کردیم

فریاد زیر اب

چگونه تکه های سهمم از تو را

کنار هم بگذارم؟

چگونه بسازمت؟

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 88بار
  • انتشار : شنبه 01 تير 1392 - 22:5

خدايا

 فقط همينو بهت ميگم خيلي تنهام

 

 خدايا تنهاي تنها

 

خدايا از همه چيزو همه كس خسته شدم

 

خدايا ديگه آرزو ندارم ديگه دعا نمي كنم چون فكر نمي كنم كه هيچ وقت

 آرزوهاي من براورده بشه

 

 چون واقعا فراموش شدم فكر مي كنم تو اين دنيا زيادي هستم جاي انسان هایی

 

   كه خوشبخت هستن هم گرفته ام ديگه نياز به دعاي كسي ندارم فقط

 

آرزوی مرگ دارم

 فریاد زیر اب

خسته شدم از هرچی دوست داشتن دروغی

خسته شدم از هرچی احساس دروغی

خسته شدم از هرچی نامرد و بی معرفته

خسته شدم از هرچی عشق بی احساس

خسته شدم از هرچی رفیق نارفیقه

خسته شدم از هرچی همدم تنهایی که تو تنهایی ها پیشم نبودن

خسته شدم از بس دروغ شنیدم و سکوت کردم

خسته شدم از بس قلبمو شکستن

خسته شدم .......

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 119بار
  • انتشار : جمعه 24 خرداد 1392 - 22:18

من عاشقانه هایم را

روی همین دیوار مجازی می نویسم!

از لج تو...

از لج خودم...

که حاضر نبودیم یک بار 

اینها را واقعی به هم بگوییم...

فریاد زیر اب

گاهی هیچکس نیست تا باهاش درد و دل کنیم....

دلت میخواد با یکی حرف بزنی....درد و دل کنی

اونوقت یه چیزی ته دلت بهت میگه:

با اونی که اون بالاست حرف بزن

نا خود آگاه رو میکنی سمت آسمون

میگی خدایا.....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 85بار
  • انتشار : شنبه 18 خرداد 1392 - 20:31

در تنهایی خود لحظه ها را برایت گریه کردم

در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گریه کردم

در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گریه کردم

در حال دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی

و اکنون نیستی

ایستادم ...و ارام گریه کردم

و اکنون می خندم ...اری میخندم.به تمام لحظه های بچگانه ای که 

به خاطرت ...

اشکهایم را قربانی کردم...

 فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 88بار
  • انتشار : جمعه 13 ارديبهشت 1392 - 19:42

گاهی دیدن یه عکس دو نفره تو رو یاد اون نمی ندازه!!

تو رو یاد خودت میندازه...

که چقدر شاد بودی,که چقدر خندون بودی,که چقدر جوون بودی!

گاهی ادما دلشون فقط واسه خودشون تنگ میشه...

دلم واسه خودم تنگه....

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 80بار
  • انتشار : سه شنبه 10 ارديبهشت 1392 - 9:23