close
تبلیغات در اینترنت

عکس و شعر عاشقانه

 

#فریاد زیر آب

سال ها بعد 

نه  همسرم هستي

نه اسم فرزندم 

سال ها بعد 

تو تنها زخمی هستی

که هیچ کس و

هیچ چیز 

نمیتواند مرحمی برای آن باشد!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 42بار
  • انتشار : یکشنبه 12 شهريور 1396 - 9:31

فریاد زیر آب

یک شب باید با خودت بنشینی
حرف بزنی
جلو آینه به خودت سیلی بزنی
صورتت را سرخ نگه داری
به خودت بگویی بیا تمامش کنیم
دیگر بس است

زندگی دارد تمام می شود
دلت را از سینه بکنی
بیاندازی جلوی سگش

که او سگش را بیشتر از تو دوست میدارد
به خودت قول بدهی
که آن شب بمیری
که دلت بمیرد
و آنسوی آینه جلوی خودت بیاستی
خودت را برداری و بروی

بروی جایی که اسمی از او نباشد
بروی تا بیشتر نسوزی
می دانی ؟
من می ترسم !
می ترسم صبح دوباره زنده شوی
و دلت را جلوی سگی ببینی
که هنوز صاحبش را دوست می داری
که هنوز عاشقش هستی

سگ ذره ذره دلت را بخورد
و تو در این سوی آینه
در شبی مانده باشی
که ندانی

بروی یا بیشتر بسوزی

بهمن زارع
از کتاب : با این کتاب تو را می بوسم

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 37بار
  • انتشار : سه شنبه 17 مرداد 1396 - 17:5

 

فریاد زیر آب

می دانم...

شبی به پسرت دیکته می گویی

شعـــــری را که من گفتــه ام 

و " الهامش " تویی

می خنــــدی و می گویی

نقطــــــــــــــه سر خط.

-مامان...چی شده!!؟

-هیچی عزیزم

دفترش را میگیری و می نویــــــــسی

20تمــــــــــــــــــــــــــام.

و سپس نیمــــه های شب

پشت به مردت

آرام

آرام

گریـــه می کنی.

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 81بار
  • انتشار : شنبه 05 ارديبهشت 1394 - 17:52

شاید روزی بــی خبر دیگر پست نگذارم

دلم می خواهد ترانه ی خداحافــــــظی را بنویسم

روی همین دیوار مجازی

ولـــــــــــــــــی...

واژه ها فرار می کنند

دلم طاقت نمـــی آورد...لشک ها امان نمی دهند

گیجـــــــــــم در این صفحه ی مجازی

آرامشـــــی که با حرفهایم می دهم خودم ندارم

فقط می دانم خسته ام...خسته از بی معرفتی و ی احساسی آدمها

شاید همه را بگذارم بروم

تا شاید کمـــــی نگرانم شوند...عـــین پدر و مادرم

حرف های ناگفته زیاد است...

شاید ...

نمیدانم..شاید من هم روزی بی خداحافظی بروم... از این صفحه مجازی

شاید همین حالا....!!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 46بار
  • انتشار : یکشنبه 23 فروردين 1394 - 18:46

فریاد زیر آب

 

شاید روزی بــی خبر دیگر پست نگذارم

دلم می خواهد ترانه ی خداحافــــــظی را بنویسم

روی همین دیوار مجازی

ولـــــــــــــــــی...

واژه ها فرار می کنند

دلم طاقت نمـــی آورد..اشک ها امان نمی دهند

گیجـــــــــــم در این صفحه ی مجازی

آرامشـــــی که با حرفهایم می دهم خودم ندارم

فقط می دانم خسته ام...خسته از بی معرفتی و بی احساسی آدمها

شاید همه را بگذارم بروم

تا شاید کمـــــی نگرانم شوند...عـــین پدر و مادرم

حرف های ناگفته زیاد است...

شاید ...

نمیدانم..شاید من هم روزی بی خداحافظی بروم... از این صفحه مجازی

شاید همین حالا....!!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 66بار
  • انتشار : یکشنبه 23 فروردين 1394 - 18:29

روزهای رفته ی سال را ورق می زنم

چه خاطراتی که زنده نمی شوند...چه روزها که دلم می خواست تا ابد تمام نشوند

و چه روزها که هر ثانیه اش یک سال زمان می برد

چه فکرها که آرامم کرد....و چه فکرها که روحم را ذره ذره فرسود

چه لبخندها که بی اختیار بر لبانم نقش بست

و چه اشک ها که بی اراده از چشمانــــــــــــم سرازیر شد

چه آدمها که دلم را گرم کردند...و چه آدمها که دلم راشکستند

چه چیزها که فکرش را نمی کردم...و چه چیزها که فکرم را پر کرد و نشد

چه آدمها که شناختم و چه آدمها که فهمیدم هیچگاه نمیشناختمشان....

و......

و سهم من یک سال دیگر هم یادش بخیر می شود

کاش ارمغان روزهایی که گذشت....آرامشی باشد از جنس خدا

آرامشی که هیچگاه تمــــــــــام نشود....!!!

.

.

پ ن:دوستان خوبم...همراهان همیشگی و اندک یاران قدیمی

سالی پر از نشاط...پر از خوشی واتفاقات خوب براتون آرزو میکنم

سالی پر از حضور خدا در قلب های مهربونتون

امیدوارم تو سال جدیدیه همه ی آرزوهاتون برسید

امیدوارم هر کی عاشقه به عشقش برسه

تحویل سال نو بدون عشق...یعنی تکرار غریبانه ی لحظه ها

عیدتون پر از حال خوب.

راستی اینم بگم.احتمالا تا یک ماه نتونم پست بزارم.از ناحیه دست دچار سوختگی شدید شدم.

به امید دیدارتون مهربانان. 

1393/12/28.یا حق

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 68بار
  • انتشار : پنجشنبه 28 اسفند 1393 - 8:59

سلام عشقم...!!

اخ ببخشید یادم رفته بود چند وقته دیگه مال من نیستـــی!

شدی عشق یه غـــــــــریبه...

عشق غریبه میشه چند تا سوال بپرسم؟

کنارش راحتی؟

روش حساســــــــــی؟ آره؟ 

واسش غیـــــــــــرتی میشی؟

همش بهش گوشزد می کنی که مراقب خودش باشه؟

یادته به من میگفتـــــی بدون تو دیوونه میــــــــــــــشم؟؟؟؟؟

یادته تو بغلت بودم گفتــــــم اگه بری چیکار کنم؟

ابروهات گره خوردو بهم گفتی هــــــــــــــــــــیس!!!

من قرار نیست از پیشت برم

آخ خدا......!

آخه لامصب پس کجایــــــی؟

تو ام که بهم دروغ گفتی...تو ام که رفتی تنهام گذاشتی نامرد.......!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 57بار
  • انتشار : سه شنبه 05 اسفند 1393 - 9:25

فریاد زیر آب

هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی فلانی...

دیگر هوای برگرداندنت را ندارمـــــــــــ

هر کجا می خواهـــــی برو....!

 

پ ن:خستـــــــــه خسته س

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : دوشنبه 27 بهمن 1393 - 18:14

بی تو من رنگ های این سرزمین را بیگانه می بینم

بی تو...کوه ها دیوان سیاه و زشت و خفته اند

بی تو دریا گرگــــــی است که آهوی معصوم مرا می بلعد

بی تو...من با بهار میمیرم

بی تو...من در عطر یاس ها می گریم

بی تو...من در شیره ی هر نبات...رنج "هنوز بودن"را و جراحت روزهایی 

که همچنان خواهم ماند را...لمــــــس می کنم...!

بی تو ...من با هر برگ پاییزی می افتم

بــــــــــــــــــی تو....

من زندگی را...شوق را...عشق را...زیبایی را...و مهربانی پاک خداوندی را

از یاد می برم....

.

.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست

                           می کشد هر جا که خاطر خواه اوست...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 48بار
  • انتشار : پنجشنبه 25 دي 1393 - 18:8

غم یار و غم یار و غـــــــــــــــــــــم یار....!!!

امان از این غــــــــــم یار که خیلی ها رو الکلی کرد

فریاد زیر آب

سلامتـــــی اونایی که یادشون رفت 

قســــم خوردن تا آخرش هستن....!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 69بار
  • انتشار : چهارشنبه 17 دي 1393 - 20:20

فریاد زیر آب

یادش بخیر...

یه روز بهش اس ام اس فرستادم:

دلــــــــــــــــــــــم برات تنگ شده...

جواب داد:

کمــــــــــتر بهم فکر کن تا دلتنـــــگ نشی...

اون شب تا صبح گریه کردم...نه به خاطر بی علاقه بودنش نسبت به من...

برای اینکه اصلا نفهمید دلتنـــــــــــــــگی دست خودم نبود...

وگرنه به جای کمتر...هیــــــــــــــــــــچ وقت بهش فکر نمیکردم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 62بار
  • انتشار : شنبه 17 خرداد 1393 - 9:58

من اینهـــــمه از "سیــــــگار" می نویسم...

تو اینهمــــــه رو از "سیــــــگار" نخون...

تو همه رو از دردام بخون...

از خنجرایی که از پـــشت بهم زدن...

از خیانت هایی که جلو چشـــــــمام مرتکب شدن و تو چشمم حیره منتظر موندن

تا فراموش کنم...

از دروغهایی که به روم نیاوردم...ولی فکر کردن نمــــی فهمم...شاخدارترش کردن

از تنهایی شب تا صبحم...از نقاب جوک و دلقک بازی صبح تا شبم

از موزیک های تکراری...از اتاق پر از دود....از بوی مشروبی که تو فضا پیچیده بود

فریاد زیر آب

از بغضــــــی که با عصبانیت فرو بردم...

آره عزیزم

اینهمه رو تو از "سیــــگار" نخون...من اینهمه از "سیــــگار" می نویسم

ولی سیــــــــــــــگار بهونه س

دردمو بفهــــــــــــــــم لعنتــــــــــــــــــی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 86بار
  • انتشار : شنبه 03 خرداد 1393 - 18:53

سیگاری که باشی "تـــــلخ" طعم دلخواهت می شود

چای تـــــــلخ...

قهوه ی تــــــــلخ...

شکلات تـــــــلخ...

ســــیگاری که باشی با تـــلخی انس می گیری...

خاطرات تـــــلخ...

روزهای تـــــلخ...

زنــــدگی تلخ...

سیــــگاری که باشی تــــــلخی ها را بهتر می فهمی...

مردم تــــــلخ...

سرنوشت تـــــــلخ...

روزگار تلــــــخ...

فریاد زیر آب

ولــــــــــــــی هیچکدام به تـــــــــــــــلخی رفتنت نبود...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 78بار
  • انتشار : شنبه 27 ارديبهشت 1393 - 18:8

 

فریاد زیر آب

حالم دست خودم نیست

بی اختیار شده ام از این دلهره های بی موقع

برایم کمی آب بریز...

انگار چیزی در گلویم گیر کرده... بغضی کهنه است شاید

ضربه ای به پشتم بزن...دیگر نفسی نمانده

دیر بجنبی رفته ام...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : یکشنبه 20 بهمن 1392 - 18:37

تو رفته ای اما ...فقط...از تو خواهشی دارم

هر کجای این دنیا که بودی...

هر کجا...

حتی در آغوش عشـــــــــــــقت...

حتی در کنار کســی دیگر...

هر وقت خوشحال بودی و از ته دل می خندیدی...

یادت باشد

کاری کرده ای که یک نفر

مدت هاست نمی تواند از ته دل بخندد...

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 66بار
  • انتشار : پنجشنبه 10 بهمن 1392 - 10:45

برای رفتنت اصرار نکردم

خواهش نکردم 

التمــاس نکردم

نگاه کردم به رفتنت

شاید همه ی این خواهش ها رو می شد از نگاهـــم خوند

اما...

اما حیف که حتی نگاهمم نکردی

که اگه نگاه می کردی همه رو می تونستی از نگاهم بخونی

همه ی حرف هایی که وقت رفتنت نگفتم

همه ی اون سکــــوتی که بدرقه ی راهت کردم

حتی خداحافظی هم نکردی

بــــــــــی خداحافظی

بی هیچ حرفی....خیلی غیر منتظره

بــــــــــــی هواااااااااااااااااا....

فریاد زیر اب

بی هوا...هواتو ازم گرفــــتی

هوایی که باهاش نفسی تازه می کردم

حالا دیگر نفسم هم تازه نیست...همه کهنه اند

حرف هایم ... نفس هایم ... حتی رفتنت هم دارد کهنه می شود

اما...

اما این درد لعنتی کهنه نمی شود

هر روز تازه تر می شود

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : پنجشنبه 21 آذر 1392 - 9:23


فریاد زیر اب

به هر کسی که می رسی می گوید:

آدم فقط یک بار عاشـــــــــــــق می شود

دروغ است

تو باور نکن

مثلا خود من

هر روز دوباره عاشقــــــــــــــــت می شوم...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 78بار
  • انتشار : یکشنبه 03 آذر 1392 - 8:39


فریاد زیر اب

می گفتند

سختی ها نمـــک زندگی است!!!

اما چرا کــــــــــسی نفهمید !

"نمـــــک"

برای من که خاطراتم زخمــــــــــی است

شور نیست

مزه "درد" می دهد....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 67بار
  • انتشار : یکشنبه 26 آبان 1392 - 8:47

 

فریاد زیر اب

درد یعنی

امشبم مثل شبای دیگه

رو تخت دراز بکشی 

آهنگ بزاری و بازم فکر کنی

به حرفایی که با هم می زدیـــــم

به ایــنکه خیلی همراهم بودی

با ایــنکه یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره

به ایــنکه چقدر با هم دعوا کردیم و آشتی کردیم

به ایــنکه کلـــی حرف تو دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی...

به اینکــه

لعنت به ایــــــــنکه ها...

و مثل همیشه چشمات باید تقاص پس بدن....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 72بار
  • انتشار : سه شنبه 21 آبان 1392 - 8:59

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت

دیوانه ای به داغ جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلبم را جستجو نکرد

اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم 

از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

فریاد زیر اب 

کفش هایت پر از رفتن

چشم هایت پر از جاده های دور

و کوله پشتی ات پر از حرف های نگفته

به تو حسودی ام می شود

چقدر خوب است

دستانت را به فاصله عادت داده ای

پاهایت را به رفتن های دور

لب هایت را به سکـــوت

و خاطراتت را به فراموشی

به تو حسودی ام می شود

به تو 

که به داشتن قلب سنگی عادت کرده ای

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 103بار
  • انتشار : چهارشنبه 01 آبان 1392 - 19:18

با خیلیا میتونستیم باشیم ولی خودمون نخواستیم

ولی گفتن نخواستت

گفتیم درسته....

خودشون بهمون پیشنهاد دادن

قبول نکردیم

گفتن لیاقتمون رو نداشت

هیچی نگفتیم...

خیلی کارها رو میتونستیم بکنیم و نکردیم

گفتن بلد نبودی

گفتیم درسته...

خریت هایی بود که می شد انجام داد

گفتن عرضه نداشتی...

کسی تو زندگیمون نبود

گفتن این چهار تا چهار تا داره

سکـــــــوت کردیم...

دختر و پسر بهمون تیکه انداختن

جوابشونو ندادیم

گفتن این امله...

جلوی کسی دولا راست نشدیم که بعد پشت سرش بد بگیم

گفتن بد اخلاقه....

حرفاشون نیش داشت اندازه مار افعی

گفتن شـــــــــوخی می کنیم...

و این جریان همچنان تو زندگی ادامه داره 

بازم عیبی نداره آدم از خودی ضربه بخوره شیرین تره

بزنین زخماتونو...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 49بار
  • انتشار : دوشنبه 22 مهر 1392 - 23:39

لمس تن تو 

شهوت است و گناه

حتی اگر خدا عقدمان را ببند....

داغی لبت ;جهنم من است

حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند

هم آغوشی با تو

هم خوابگی چرک آلودی ست

حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد

فرزندمان حرام نطفه ترین کودک زمین است

حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس

خاتون من !

حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم

یک بوسه 

یک نگاه حتی

حرامم باد

اگر تو عاشق من نباشی...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 125بار
  • انتشار : سه شنبه 16 مهر 1392 - 12:1

چند وقتیست هر چه می گردم 

هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمی کنم

نگاهم اما

گاهی حرفی می زند گاهی فریاد می کشد

و من همیشه به دنبال کسی می گردم

که بفهمد یک نگاه خسته چه می خواهد بگوید

فریاد زیر اب

اسم های مجازی 

تصویر های مجازی

مشخصات مجازی

و در بین این همه چیزهای مجازی

تنها یک چیز حقیقت دارد

تنهایی من...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 75بار
  • انتشار : یکشنبه 07 مهر 1392 - 11:18

هنـــــــــوزم 

هر جا اسمی ازش برده میشه 

بغض خفه ام میکنه

هر جا رو که نگاه میکنم 

بغض خفه ام میکنه

هر جا که دو نفرو با هم می بینم

بغض خفه ام میکنه 

هر وقت که گوشیمو نگاه میکنم

بغض خفه ام میکنه

هر وقت تلفن زنگ میخوره 

بغض خفه ام میکنه

هر وقت که اس ام اس میاد 

بغض خفه ام میکنه

هر وقت که از خواب بیدار میشم 

بغض خفه ام میکنه

هر چیزی رو که نگاه میکنم 

بغض خفه ام میکنه

هنـــــــــــوزم نمیدونم چرا

بغض خفه ام میکنه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : دوشنبه 01 مهر 1392 - 22:38

حرف هایی هست که بدجور دلم را می شکند

بد جور دلم را می سوزاند...بد جور خراب می کنند

حرف هایی از نزدیک ترین کسانت

از عزیزترین کسانت

گاهی دلت میخواهد نزدیکترین اینقدر عزیز نبود

یا اگر هم بود 

کمی بیشتر حواسش به تاثیر حرف هایش بود

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 61بار
  • انتشار : یکشنبه 24 شهريور 1392 - 0:54

لاشه ی عاشقی ام 

سگ خور نامردی تو

آنقدر خون به دلم هست که 

هارت بکند...

فریاد زیر اب

خدایا به تو سپردمش

اما یه خواهشی ازت دارم

یه روزی...یه جایی...

تو بغل یه غریبه...

وقتی مسته مسته...

بد جوری منو یادش بنداز...

پ ن :نمیدونم این حرف رو کی گفته ولی حال الان من همینه

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 105بار
  • انتشار : شنبه 16 شهريور 1392 - 18:6

وقتی دلت یه جا گیر کرد

همه ی زندگیت

نخ کش میشه...!!!

فریاد زیر اب

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 87بار
  • انتشار : شنبه 19 مرداد 1392 - 15:26

آهسته بیا

چیزی هم ننویس

نظر هم نگذار

همان که بخوانی بس است

من به بی محلی آدمها عادت دارم

فریاد زیر اب

 

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 79بار
  • انتشار : پنجشنبه 17 مرداد 1392 - 13:4

چند تکه از تو 

پریشان افتاد

ته فنجانی که فالم را میگرفت...

می گفت ارام نیستی

و فردا هیچ نامه ای نخواهد امد...

من مرده ام...به نسیم خاطره ای.گاهی تکانی میخورم...همین

فریاد زیر اب

همه جا پر شده که

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

من می گویم حق دارند

چون دوست داشتن های ما بو دار است

بوی سوء استفاده

بوی خیانت 

بوی دروغ و بازی می دهد...!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 63بار
  • انتشار : پنجشنبه 27 تير 1392 - 16:42

دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم

وقتی محبت کردم و تنها شدم

وقتی دوست داشتم و تنها ماندم

دانستم ...

باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید

فریاد زیر اب

اینکه باید فراموشت میکردم را 

فراموش کردم

تو تکراری ترین حضور روزگار منی

عجیب

به بودن تو

از آن سوی فاصله ها 

خو گرفته ام...

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 81بار
  • انتشار : سه شنبه 25 تير 1392 - 10:27

فریاد زیر اب

ولی یادت باشه خدا...دستمو ول کردی!!!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 109بار
  • انتشار : چهارشنبه 19 تير 1392 - 23:54

دلت تنگ یک نفر که باشد!

تمام تلاشت را هم بکنی تا خوش بگذرد!

و لحظه ای فراموشش کنی...

فایده نداره

تو دلت تنگ است...

دلت برای همان یک نفر تنگ است!

تا نیاید....تا نباشد...

هیچ چیز درست نمی شود!!!

فریاد زیر اب

گاهی فقط یه تشابه اسم برای چند لحظه

باعث میشه دقیقا احساس کنی

که قلبت داره از تو سینه ات کنده میشه!

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 82بار
  • انتشار : جمعه 14 تير 1392 - 19:7

من عاشقانه هایم را

روی همین دیوار مجازی می نویسم!

از لج تو...

از لج خودم...

که حاضر نبودیم یک بار 

اینها را واقعی به هم بگوییم...

فریاد زیر اب

گاهی هیچکس نیست تا باهاش درد و دل کنیم....

دلت میخواد با یکی حرف بزنی....درد و دل کنی

اونوقت یه چیزی ته دلت بهت میگه:

با اونی که اون بالاست حرف بزن

نا خود آگاه رو میکنی سمت آسمون

میگی خدایا.....

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 87بار
  • انتشار : شنبه 18 خرداد 1392 - 20:31

می ترسم از اینکه

روزی

یک جایی

من و تو

خیلی دور از هم

شب و روز در اغوش یک غریبه

بی قرار هم باشیم...

و بعد از هر بار هم اغوشی

به یاد ...

اغوش هم بیصدا گریه کنیم

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 85بار
  • انتشار : شنبه 11 خرداد 1392 - 11:31

مگر خودت نگفتی خداحافظ؟

پس چرا وقتی گفتم "به سلامت"نگاهت تلخ شد؟

برو به سلامت

دیگر هم سراغم را نگیر!

خسته تر از آنم که بر سر راهت بنشینم

و دلیل رفتنت را جویا شوم...

فریاد زیر اب

  • نویسنده : چشـــم به راه
  • بازدید : 67بار
  • انتشار : چهارشنبه 08 خرداد 1392 - 22:6